تبليغاتX
ز گهواره تا گور دانش بجو

ز گهواره تا گور دانش بجو

کامپیوتر----> از جون ویندوز تا هک آدمیزاد!

باورهای موفق ترین انسانهای روی زمین

باورهای موفق ترین انسانهای روی زمین

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

آیا هیچ وقت آدم های شاد و موفقی را كه به رویاهایشان رسیده اند، دیده اید؟ تا حالا دلتان خواسته از آنها بپرسید نظرشان درباره خودشان چیست و اصلا دنیا را چطوری می بینند؟

سال هاست كه درخصوص افراد استثنایی كه در تجارت، ورزش و دیگر رشته ها موفقند، تحقیق می شود. در این سال ها بعضی باورهای مهم و اساسی درباره این انسان های موفق سالم و شاد به اثبات رسیده است. اگر شما هم دوست دارید شادتر باشید و زندگی در كنترل خودتان باشد، بهتر است با ما همراه شوید و چند هفته ای را با این 5 باور مهم طی كنید. باورهای ما پنجره ای هستند كه ما از آن به دنیا نگاه می كنیم. آنها تمام زمینه های زندگی مان را شكل می دهند. اگر تصمیم بگیرید با نظر مثبت به زندگی نگاه كنید، دیدگاه شما خوش بینانه و قدرتمند می شود و خیلی زود از این طرز برخورد با دنیای اطرافتان بهره می برید.

خودتان بهتر از هر كسی خودتان را می شناسید :
مردی یك شب كلید خانه اش را گم كرده بود و نمی توانست وارد خانه شود. او بیرون منزل در نور چراغ كوچه دنبال كلیدش می گشت. كمی بعد همسایه اش او را دید و به كمك او آمد تا با هم كلید را پیدا كنند. اما بی فایده بود. پس از كلی جستجو همسایه از او پرسید: اگر تو كلید را در منزل گم كرده ای، چرا در خیابان دنبال آن می گردی؟ مرد پاسخ داد: چون در خیابان نور بیشتر است! حالا تصور كنید شما جهت و معنای زندگی را گم كرده اید. اگر از مردم بپرسید اهداف شما در زندگی چه باید باشد، درست مثل این است كه در خیابان دنبال كلیدی بگردید كه در خانه جا گذاشته اید. هیچ كس به شما نمی تواند بگوید چطور به زندگی تان معنا ببخشید. روش دیگران به درد شما نمی خورد. شما باید درون خودتان را جستجو كنید. حتی اگر یك عمر برای یافتن پاسخ های خود جای دیگری را جستجو كرده اید، به محض این كه به درون خودتان رجوع كنید، می بینید كه پاسخ سوال های زندگی برای شما روشن می شود.

اگر گام به گام پیش بروید، به هر چه بخواهید می رسید :
حقیقت این است كه هر نوع مهارتی را می توان یاد گرفت، هر مشكلی را می شود حل كرد و هر كاری را می توان به نتیجه رساند، فقط اگر مرحله به مرحله پیش بروید و كارهای بزرگ را به قسمت های كوچك تر تقسیم كنید. وقتی یك كار بزرگ را به چند مرحله كوچك تر تقسیم كنید، انجام آن آسان تر می شود و دیگر به نظرتان سنگین نیست. ما ناخودآگاه در بسیاری موارد این كار را انجام می دهیم. مثلا وقتی قرار است یك شماره تلفن را به خاطر بسپاریم، اعداد آن را 3 تا 3 تا یا 2 تا 2 تا حفظ می كنیم. نكته مهم آن است كه اگر می خواهید دیوار بین خود و رویاهای زندگی تان را بردارید، بهترین كار آن است كه آجر به آجر پیش بروید تا به هدفتان برسید.

اگر روش شما جوابگو نیست، آن را عوض كنید :
دكتر اسپنسر جانسون، نویسنده كتاب چه كسی پنیر من را برداشت، فرق بین آدم ها و موش ها را این طور توصیف می كند. وقتی یك موش حس می كند تلاش هایش به نتیجه نمی رسد، روش خود را عوض می كند، اما وقتی آدم ها حس می كنند كاری كه انجام می دهند به نتیجه نمی رسد، عصبانی و خسته می شوند و دوست ندارند روش خود را عوض كنند. حتی گاهی اگر كسی راهكار تازه ای را به آنها نشان دهد، حالت دفاعی به خود می گیرند و می گویند: "من همیشه این كار را همین طور انجام داده ام. "یا" من آدمی این مدلی هستم." در اصل این آدم ها از پذیرفتن راهكار تازه و انجام آن می ترسند و حس می كنند ترسشان به این معناست كه دیگر روش ها اشتباه است. همیشه آنچه به نظر ما طبیعی و صحیح به نظر می رسد، در اصل محصول باورهایتان است و به ندرت نشان دهنده همه احتمالات و امكانات پیش رویمان یا تخمین صحیحی از توانایی هایمان است. اگر واقعا می خواهید در زندگی خود نتایج متفاوتی به دست بیاورید باید از حصاری كه به منظور راحتی دور خود كشیده اید، پا را فراتر بگذارید و راهكارهای متفاوتی را امتحان كنید.

شكست هرگز وجود ندارد :
تنها شكستی كه در زندگی وجود دارد، این است كه دست از یادگیری بردارید. جز این مورد هر نتیجه ای كه پیش رویتان می آید، بازتابی است كه به شما می گوید آیا راهكار انتخابی شما را به هدف نزدیك تر كرده یا دورتر. آدم هایی كه به اهدافشان می رسند، یك خصوصیت مشترك دارند، آنها از شكست و اشتباه نمی ترسند، چون می دانند هر اشتباه یا شكست فرصتی است برای یادگیری كه باید از آن استفاده كرد شكست، لازمه یاد گرفتن است.

شما همین حالا در حال شكل دادن آینده تان هستید :
تفاوت بارزی كه میان افراد موفق و ناموفق وجود دارد، این است كه افراد موفق در حال زندگی می كنند اما افراد ناموفق در گذشته سیر می كنند. اگر دائم به گذشته بچسبید، تمام زیبایی ها و فرصت هایی را كه زندگی در حال حاضر به شما ارزانی كرده از دست می دهید. اگر هم در حال زندگی كنید بسرعت می توانید فرصت های رسیدن به اهدافتان را صید كنید. مهم نیست در گذشته چقدر تلاش كرده اید. هر لحظه از هر روز زندگی فرصت تازه ای است تا به خوشبختی و موفقیت نزدیك تر شوید. اگر بار دیگر ترس های قدیمی و باورهای محدودكننده مانع شادی و موفقیت شما شدند، آنها را در ذهن تان متوقف و در درون تان افكار مثبت و خوش بینانه را جایگزین افكار منفی كنید. قدرت باورهای مثبت آنقدر زیاد است كه می توانید به كمك آنها از تمام لحظات زندگی پلی برای موفقیت بسازید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 اسفند1387ساعت 10:24 قبل از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

رابطه شخصیت آدم ها و نوع خواب

رابطه شخصیت آدم ها و نوع خواب


 فرهنگ آشتی: حتما شما هم شنیده‌اید که مى‌گویند فلانى امروز از دنده چپ بلند شده
است. هیچ مى‌دانید وضعیت خواب شما در هنگام شب مى‌تواند بیانگر شخصیت شما
باشد؟ مطالعات اخیر دانشمندان نشان داده است که به‌طور کلى شش حالت براى
خواب وجود دارد که هر کدام از این حالات بیانگر نوعى از شخصیت اشخاص است…‌

همان‌طور که اشاره شد دانشمندان بر این باور هستند که افراد شب‌ها به 6
حالت متفاوت مى‌خوابند و این حالات متفاوت مى‌تواند نشانه‌هایى از شخصیت
آنها باشد. به گزارش بى بى سى همه ما از زبان بدن خود هنگام بیدارى آگاهى
داریم. اما در حال حاضر با تحقیقاتى که انجام شده است ما مى‌توانیم ببینیم
ضمیر ناخودآگاه ما چه چیزهایى را در موردمان مى‌گوید.درهمین رابطه در این
مقوله به شش نوع روش به خواب رفتن و اینکه هر کدام چه بعدى از شخصیت ما را
نشان مى‌دهد، مى‌پردازیم.‌

خوابیدن به حالت جنینى‌:

کسانى که به حالت جنینى مى‌خوابند، به عبارتى به پهلو مى‌خوابند و
پاهایشان را در شکم خود جمع مى‌کنند در حالى که دست‌هایشان روى هم و در
جلوى صورتشان قرار دارد، معمولا از جمله اشخاصى هستند که بسیار حساس‌اند.
آنها ممکن است در ابتدا که با دیگران ملاقات مى‌کنند خیلى خجالتى به نظر
برسند اما به زودى با دیگران ارتباط برقرار مى‌کنند. این وضعیت خواب در
میان اشخاص مختلف بسیار متداول است و در زنان نسبت به مردان دو برابر
افزایش مى‌یابد.‌

خوابیدن به حالت صاف‌:

اغلب کسانى که به پهلو و حالت صاف مى‌خوابند و دست‌هایشان نیز به حالت
صاف در کنارشان قرار دارد، افرادى اجتماعى هستند که خیلى زود به غریبه‌ها
اطمینان مى‌کنند اگرچه ممکن است گول بخورند.‌

خوابیدن به حالت نیمه‌خمیده‌:

کسانى که به پهلو مى‌خوابند در حالتى که تنه‌شان کمى ‌به سمت جلو خم
شده و دست‌هایشان هم کشیده و در جلوى صورت‌شان قرار دارد، به‌طور معمول
آدم‌هاى رک و در عین حال شکاک و عیب جو نیز هستند. آنها خیلى دیر تصمیم
مى‌گیرند اما وقتى تصمیم گرفتند، هرگز آن را عوض نمى‌کنند.‌

خوابیدن به حالت طاق‌باز‌:

کسانى که به پشت مى‌خوابند در حالى که دست‌هایشان در کنارشان قرار دارد
اغلب اشخاصى آرام و محتاط هستند. آنها هیاهو و سروصدا را دوست ندارند اما
استاندارد‌هاى بالایى را براى خود و دیگران تعیین میکنند.‌

خوابیدن روى شکم‌:

معمولا کسانى که به حالت دمر مى‌خوابند، دست‌هایشان هم روى بالش است و
سرشان به یک طرف قرار دارد، از جمله اشخاصى هستند که اغلب اجتماعی،
بى‌پروا و گاهى پررو هستند. آنها از انتقاد خوش‌شان نمى‌آید و افراط را
دوست ندارند.‌

خوابیدن به پشت‌:

کسانى که به حالت طاق‌باز مى‌خوابند و دست‌هایشان را روى بالش مى‌گذارند،

به‌طور معمول دوستان خوبى براى خود پیدا مى‌کنند، زیرا آنها همیشه آماده
شنیدن حرف‌هاى دیگران هستند و درصورت نیاز به آنها کمک مى‌کنند.در این
تحقیقات همچنین مشخص شد که‌ این شش حالت خواب بر سلامت اشخاص نیز تاثیر
مى‌گذارد. به عنوان مثال خوابیدن به حالت دمر در حالى که دست‌ها روى بالش
قرار دارد، براى گوارش مفید است. در حالى که طاق‌باز خوابیدن به حالتى که
دست‌ها روى بالش قرار داشته باشد یا در کنار بدن باشد موجب خرخر کردن و
خواب بد شبانه مى‌شود. خوابیدن به پهلوى چپ نیز موجب استرس بیشتر
اندام‌هاى درونى از جمله کبد و ریه‌ها مى‌شود. طاق‌باز خوابیدن به حالت
صاف نیز موجب فراهم شدن فضاى بیشترى براى تنفس اندام‌هاى درونى شما مى‌شود
و وقتى شما از خواب بیدار مى‌شوید احساس بهترى خواهید داشت.گفتنى است از
آنجایى که وضعیت خواب بیشتر اشخاص در طول شب تغییر نمى‌کند، بنابراین نحوه
خواب آنها مى‌تواند مسایل بسیارى را در خصوص شخصیت آنها بگوید

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 اسفند1387ساعت 10:46 قبل از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

ماجرای دو گرگ

ماجرای دو گرگ

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

دو تا گرگ بودند كه از كوچكی با هم دوست بودند و هر شكاری كه به چنگ می آوردند با هم می خوردند و تو یك غار با هم زندگی می كردند. یك سال زمستان بدی شد و بقدری برف رو زمین نشست كه این دو گرگ گرسنه ماندند و هر چه ته مانده لاشه های شكارهای پیش مانده بود خوردند كه برف بند بیاید و پی شكار بروند اما برف بند نیامد و آنها ناچار به دشت زدند اما هر چه رفتند دهن گیره ای گیر نیاوردند، برف هم دست بردار نبود و كم كم داشت شب می شد و آنها از زور سرما و گرسنگی نه راه پیش داشتند نه راه پس.

یكی از آنها كه دیگر نمی توانست راه برود به دوستش گفت: "چاره نداریم مگه اینكه بزنیم به ده."
ـ "بزنیم به ده كه بریزن سرمون نفله مون كنن؟"
ـ "بریم به اون آغل بزرگه كه دومنه كوهه یه گوسفندی ورداریم در ریم."
ـ "معلوم میشه مخت عیب كرده. كی آغلو تو این شب برفی تنها میذاره. رفتن همون و زیر چوب و چماق له شدن همون. چنون دخلمونو میارن كه جدمون پیش چشممون بیاد."
ـ "تو اصلاً ترسویی. شكم گشنه كه نباید از این چیزا بترسه."
ـ "یادت رفته بابات چه جوری مرد؟ مثه دزد ناشی زد به كاهدون و تكه گنده هش شد گوشش"
ـ "بازم اسم بابام رو آوردی؟ تو اصلاً به مرده چكار داری؟ مگه من اسم بابای تو رو میارم كه از بس كه خر بود یه آدمیزاد مفنگی دست آموزش كرده بود برده بودش تو ده كه مرغ و خروساشو بپاد و اینقده گشنگی بهش داد تا آخرش مرد و كاه كردن تو پوستش و آبرو هر چی گرگ بود برد؟"
ـ "بابای من خر نبود از همه دوناتر بود. اگر آدمیزاد امروز روزم به من اعتماد می كرد، می رفتم باش زندگی می كردم. بده یه همچه حامی قلتشنی مثه آدمیزاد را داشته باشیم؟ حالا تو میخوای بزنی به ده، برو تا سر تو بِبُرن، بِبَرن تو ده كله گرگی بگیرن."
ـ "من دیگه دارم از حال میرم. دیگه نمی تونم پا از پا وردارم."
ـ "اه" مث اینكه راس راسكی داری نفله میشی. پس با همین زور و قدرتت میخواسی بزنی به ده؟"
ـ "آره، ‌نمی خواسم به نامردی بمیرم. می خواسم تا زنده ام مرد و مردونه زندگی كنم و طعمه خودمو از چنگ آدمیزاد بیرون بیارم."

گرگ ناتوان این را گفت و حالش بهم خورد و به زمین افتاد و دیگر نتوانست از جایش تكان بخورد. دوستش از افتادن او خوشحال شد و دور ورش چرخید و پوزه اش را لای موهای پهلوش فرو برد و چند جای تنش را گاز گرفت. رفیق زمین گیر از كار دوستش سخت تعجب كرد و جویده جویده از او پرسید:

ـ "داری چكار می كنی؟ منو چرا گاز می گیری؟"
ـ "واقعاً كه عجب بی چشم و روی هستی. پس دوستی برای كی خوبه؟ تو اگه نخوای یه فداكاری كوچكی در راه دوست عزیز خودت بكنی پس برای چی خوبی؟"
ـ "چه فداكاری ای؟"
ـ "تو كه داری میمیری. پس اقلاً بذار من بخورمت كه زنده بمونم."
ـ منو بخوری؟"
ـ "آره مگه تو چته؟"
ـ "آخه ما سالهای سال با هم دوست جون جونی بودیم."
ـ "برای همینه كه میگم باید فداكاری كنی."
ـ "آخه من و تو هر دومون گرگیم. مگه گرگ، گرگو می خوره؟"
ـ "چرا نخوره؟ اگرم تا حالا نمی خورده، من شروع می كنم تا بعدها بچه هامونم یاد بگیرن."
ـ "آخه گوشت من بو نا میده"
ـ "خدا باباتو بیامرزه؛ من دارم از نا می رم تو میگی گوشتم بو نا میده؟
ـ "حالا راس راسی میخوای منو بخوری؟"
ـ "معلومه چرا نخورم؟"
ـ "پس یه خواهشی ازت دارم."
ـ "چه خواهشی؟"
ـ "بذار بمیرم وقتی مردم هر كاری میخوای بكن."
ـ "واقعاً كه هر چی خوبی در حقت بكنن انگار نكردن. من دارم فداكاری می كنم و می خام زنده زنده بخورمت تا دوستیمو بهت نشون بدم. مگه نمی دونی اگه نخورممت لاشت میمونه رو زمین اونوخت لاشخورا می خورنت؟ گذشته از این وقتی كه مردی دیگه بو میگیری و ناخوشم می كنه."

گرگ نابكار این را گفت و زنده زنده شكم دوست خود را درید و دل و جگر او را داغ داغ بلعید ...

نتیجه گیری اخلاقی :
1. گرگها همدیگر را می درند و در هیچ زمانی به یكدیگر ترحم نمی كنند
2. به کمتر دوستی می توان اعتماد کرد، چون شناسایی رفیق و نارفیق كمی سخت است
3. گرگها که سود و زیان ندارند این هستند، پس چه برسد به بعضی از انسانها ...
4. جوانمردی پیر و جوان ندارد، حتی زن و مرد هم ندارد. بیاییم همیشه جوانمرد باشیم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 اسفند1387ساعت 10:19 قبل از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

پنج اصل مهم و ضروری در استفاده از اینترنت !

پنج اصل مهم و ضروری در استفاده از اینترنت !

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

اینترنت بی‌تردید فرصتهای فراوانی فراهم می‌کند اما استفاده از این پدیده ی بی نظیر همانند بسیاری از ابزارهای دیگر نیازمند در نظر گرفتن برخی اصول و در واقع فرهنگ استفاده است. اینترنت به همان نسبت که توان ایجاد فرصتهای جدید را دارد می‌تواند تهدیداتی را نیز به همراه خود داشته باشد که با در نظر گرفتن برخی قوائد ساده بخصوص در حوزه شخصی و خصوصی می‌توان با اطمینان بیشتری از آن استفاده کرد در ادامه به پنج اصل مهم در استفاده مطمئن تر از اینترنت (که با توجه به فرهنگ ایران و مشکلاتی که هر از گاهی استفاده از اینترنت در کشور برای شهروندان به همراه داشته است تهیه شده است) اشاره خواهد شد.

1- به هر اطلاعات یا متنی که در اینترنت می‌خوانید اعتماد نکنید.

بخش بزرگی از محتوا و اطلاعات موجود در اینترنت از منابع علمی و درست است اما در برخی موارد اطلاعات موجود در سایتها یا وبلاگها تنها تجربه یا نظر شخصی یک فرد یا حتی متنی تبلیغاتی است. گاهی دیده می شود که فردی می گوید این مطلب را در اینترنت خوانده ام اما صرف وجود یک مطلب در اینترنت به معنای صحت آن نیست. بسیار مهم است که این متن توسط چه کسی و در کدام سایت یا رسانه اینترنتی منتشر شده است. بطور مثال بسیاری از مطالبی که این روزها چه از طریق پیام رسانهای فوری (ابزارهای چت) یا ایمیل برای افراد ارسال می شود مطالبی از وبلاگهای شخصی یا مطلبی است که کاربری بر اساس تجربه شخصی در یک تالار گفتگو نوشته است. اگر تخصص و تجربه کافی در زمینه اینترنت ندارید و اطلاعاتی که در اینترنت خوانده اید مبنای تصمیم گیری شماست (بخصوص در مواردی که میتواند عدم صحت مطالب به شما آسیب برساند مانند موارد بهداشتی یا پزشکی) حتما با فردی متخصص در این زمینه مشورت کنید.

2- در ارتباط خود با دیگران دقت کنید.

اینترنت فضای بی‌نظیری برای آشنایی و ارتباط با دیگران است اما عدم ارتباط نزدیک و حضور در فضای مجازی باعث می‌شود که برخی افراد در مورد هویت و موقعیتشان اطلاعات نادرستی به طرف مقابل خود بدهند. بنابر این در ارتباط با دیگران در چت، شبکه های اجتماعی و دوستیابی و یا وبلاگها همیشه این اصل را به خاطر داشته باشید که ممکن است فرد مقابل دقیقا آنچه که ادعا می کند نباشد (برای مثال ممکن است جنسیت خود را اشتباه بگویید و جالب است بدانید که برای برخی از نرم افزارهای چت ابزارهایی وجود دارند که حتی صدا را تغییر داده و مثلاْ صدای مردی را به صدای زن یا بالعکس تغییر می‌دهد). همچنین از ارائه اطلاعات مهم که ممکن است مورد سوء استفاده قرار بگیرد یا انتشار عمومی آن باعث ایجاد مشکل برای شما شود در ارتباطهای اینترنتی حتی الامکان خودداری کنید. در اخبار حوادث به موارد متعددی اشاره شده است که ارسال تصاویر خصوصی یا قبول دعوت برای ملاقات حضوری بر اساس یک ارتباط اینترنتی باعث ایجاد مشکلاتی برای شهروندان شده است.

3- در انتشار یا اطلاعات مرتبط با خودتان در اینترنت دقت کنید.

این روزها بسیار رایج شده است که مردم اطلاعاتی همانند نام، تصویر یا حتی مشخصات تماسشان را در پروفایل خود در سایتها و شبکه های اجتماعی یا دوست یابی وارد می‌کنند. البته اشکالی در اینکار نیست اما همواره دقت داشته باشید که آنچه که شما در پروفایل یا وبلاگ خود منتشر می‌کنید توسط افراد مختلفی قابل مشاهده خواهد بود و ممکن است توسط دیگران ذخیره و مجددا در سایت یا وبلاگ دیگری منتشر شود. یکی از اشتباهاتی که عموما در سایتهای دوستیابی و شبکه های اجتماعی اتفاق می افتد انتشار تصاویری از محافل خصوصی است با این فرض که این تصاویر صرفاً توسط دوستان مشاهده می شود اما همواره این احتمال وجود دارد که این تصاویر توسط افرادی که ممکن است دوست شما نباشند مشاهده شده، مورد سوء استفاده قرار گرفته یا در سطح وسیعی منتشر شود. بنابراین دقت کنید که تنها تصاویر و اطلاعاتی (مانند شماره تلفن) را در سایتها قرار دهید که در صورت انتشار عمومی آنها مشکلی برای شما یا خانواده اتان ایجاد نشود.

4- هر تقاضا یا ادعایی را جدی نگیرید.

هنوز هم برخی شهروندان کشورهای پیشرفته اروپایی و آمریکایی قربانی کلاه برداران اینترنتی می شوند که با ادعاهای متفاوت (مانند تقاضای انتقال وجه از کشوری آفریقایی و شراکت فرد در مبلغ انتقال داده شده ) و با دریافت اطلاعات حساب و کارت اعتباری کاربران از آن سوء استفاده می کنند. ممکن است شما نیز تاکنون چنین ایمیلهایی دریافت کرده باشید که به دلیلی مشابه بالا یا برنده شده در لاتاری و ... از شما بخواهند که اطلاعات کارت اعتباری خود را در صفحه یا سایتی وارد کنید البته شاید در ایران به دلیل نداشتن کارتهای اعتباری بین المللی این قضیه آنقدر جدی نباشد اما جالب است بدانید که برخی تجار ایرانی قربانی چنین ادعاهایی شده اند. در شکلی دیگر ممکن است با بیان خبر کذب یا ادعایی از شما خواسته شود که کلمه عبور ایمیل خود را در صفحه خاصی وارد کنید. (برای مثال ممکن است پیامی دریافت کنید که قرار است یاهو ایمیل برخی کاربران را مسدود کند و برای اینکه ایمیلتان مسدود نشود کلمه عبور خود را در صفحه خاصی وارد کنید). این شیوه به مهندسی اجتماعی معروف است و یکی از شیوه های رایج هک و سرقت اطلاعات است بنابر این همیشه در مورد ادعا یا تقاضایی که از طریق ایمیل یا چت دریافت می‌کنید با دقت رفتار کنید بخصوص در مواردی که اطلاعاتی درباره حساب بانکی یا کلمه عبور ایمیل یا حساب شما در سایتی خواسته شده باشد و یا زمانی که از شما خواسته می شود فایلی را دانلود یا در کامپیوتر خود اجرا کنید.

5- امنیت در اینترنت بسیار مهم است.

امنیت لازمه حضور در اینترنت است. تصور نکنید که چون مقام مهمی نیستید یا اطلاعات خاصی ندارید مورد توجه هکرها قرار نگرفته یا اطلاعات شما سرقت نخواهد شد. گاهی اوقات سرقت کلمه عبور ایمیل شما و انتشار عمومی تصاویری که شما از دوست یا یکی از افراد خانواده از طریق ایمیل دریافت یا برای او ارسال کردید یا اطلاعاتی که با همکاران خود رد و بدل کردید ممکن است باعث دردسر و ایجاد ناراحتی برای شما شود. همچنین در بسیاری از کامپیوترهایی که در خانه ها مورد استفاده قرار می گیرد تصاویری خصوصی از افراد خانواده یا میهمانی ها وجود دارد که ممکن است در صورت وجود نقص امنیتی در کامپیوتر شما و در هنگام اتصال به اینترنت، افراد دیگری به این تصاویر یا اطلاعات دسترسی پیدا کرده و احیاناً این اطلاعات مورد سوء استفاده قرار گیرد. بنابراین در هر سطحی که از اینترنت استفاده می‌کنید به امنیت کامپیوتر خود اهمیت دهید و در این زمینه از افراد فنی و متخصص کمک بگیرید، از آنتی ویروسهای به‌روز و فایروال استفاده کنید و در هنگام اتصال و کار با اینترنت نکات امنیتی را شدیدا مورد توجه قرار دهید.
 

منبع : وبلاگ علیرضا شیرازی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 اسفند1387ساعت 10:18 قبل از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

تقدیم به قلب پرمهر همه پدران

تقدیم به قلب پرمهر همه پدران

مردي ۸۵ ساله با پسر تحصيل کرده ۴۵ ساله اش روي مبل خانه خود نشسته بودند ناگهان کلاغي كنار پنجره‌شان نشست. پدر از فرزندش پرسيد: اين چيه؟ پسر پاسخ داد: کلاغ.
پس از چند دقيقه دوباره پرسيد اين چيه؟ پسر گفت : بابا من که همين الان بهتون گفتم: کلاغه.
بعد از مدت کوتاهي پير مرد براي سومين بار پرسيد: اين چيه؟ عصبانيت در پسرش موج ميزد و با همان حالت گفت: کلاغه کلاغ!
پدر به اتاقش رفت و با دفتر خاطراتي قديمي برگشت. صفحه اي را باز کرد و به
پسرش گفت که آن را بخواند.
در آن صفحه اين طور نوشته شده بود:
امروز پسر کوچکم ۳ سال دارد. و روي مبل نشسته است هنگامي که کلاغي روي پنجره نشست پسرم ۲۳ بار نامش را از من پرسيد و من ۲۳ بار به او گفتم که نامش کلاغ است.
هر بار او را عاشقانه بغل مي‌کردم و به او جواب مي‌دادم و به هيچ وجه عصباني نمي‌شدم و در عوض علاقه بيشتري نسبت به او پيدا مي‌کردم

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 اسفند1387ساعت 12:15 بعد از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

فونت دستخط خود را طراحی کنید

فونت دستخط خود را طراحی کنید

سلام عرض شد!
با سرویس آنلاین yourfonts.com به راحتی از دستخط عادی خود بر روی کاغذ میتوانید فونت بسازید! برای مثال یکی از کاربران این سایت دستخط خود را به این صورت به حالت فونت در آورده و دریافت نموده است:
شما هم به راحتی میتوانید دستخط خود را با این سرویس آنلاین به فونت تبدیل کنید. آنچه که برای شروع کار نیاز دارید، خیلی ساده است. تصویری (+) را باید دانلود نموده و سپس پرینت کنید. در مرحله بعد به جای حروف انگلیسی مربوط به هر خانه، آن حروف را با دستخط خود نوشته و سپس اسکن مینمائید.
در مرحله بعد فایل تصویر آماده شده را آپلود کرده (+)، پیش نمایشی از آنرا مشاهده خواهید نمود(+). کار تمام است، فونت خود را دانلود نمائید!

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 اسفند1387ساعت 12:3 بعد از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

فرصتی برای یادگیری !

فرصتی برای یادگیری !

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

فیلسوفی همراه با شاگردانش در حال قدم زدن در یک جنگل بودند و درباره ی اهمیت ملاقات های غیرمنتظره گفتگو می کردند. بر طبق گفته های "استاد" تمامی چیز هایی که در مقابل ما قرار دارند به ما "فرصت یادگیری" و یا "آموزش دادن" را می دهند. در این لحظه بود که به درگاه و دروازه محلی رسیدند که علیرغم آنکه در مکان بسیار مناسب واقع شده بود، ولی ظاهری بسیار حقیرانه داشت. شاگرد گفت: "این مکان را ببینید. شما حق داشتید. من در اینجا این را آموختم که بسیاری از مردم، در بهشت بسر می بردند، اما متوجه آن نیستند و همچنان در شرایطی بسیار بد و محقرانه زندگی می کنند."

"استاد" گفت: "من گفتم "آموختن" و "آموزش" دادن مشاهده امری که اتفاق می افتد، کافی نمی باشد بایستی دلایل را بررسی کرد پس فقط وقتی این دنیا را درک می کنیم که متوجه علت هایش بشویم. سپس در آن خانه را زدند و مورد استقبال ساکنان آن قرار گرفتند. یک زوج و سه فرزند با لباسهای پاره و کثیف. "استاد" خطاب به پدر خانواده گفت: "شما در اینجا در میان جنگل زندگی می کنید، در این اطراف هیچ گونه کسب و تجارتی وجود ندارد؟ چگونه به زندگی خود ادامه می دهید؟"

آن مرد نیز در "آرامش" کامل پاسخ داد: "دوست من، ما در اینجا ماده گاوی داریم که همه روزه، چند لیتر شیر به ما می دهد. یک بخش از محصول را یا می فروشیم و یا در شهر همسایه با دیگر مواد غذایی معاوضه می کنیم. با بخش دیگر اقدام به تولید پنیر، کره و یا خامه برای مصرف شخصی خود می کنیم. و به این ترتیب به زندگی خود ادامه می دهیم.

"استاد" فیلسوف از بابت این اطلاعات تشکر کرد و برای چند لحظه به تماشای آن مکان پرداخت و از آنجا خارج شد. در میان راه، رو به شاگرد کرد و گفت: "آن ماده گاو را از آنها دزدیده و از بالای آن صخره روبرویی به پایین پرت کن!"

شاگرد گفت : اما این كار صحیحی بنظر نمی رسد، آن حیوان تنها راه امرار معاش آن خانواده است.

و فیلسوف نیز ساکت ماند ... آن جوان بدون آنکه هیچ راه دیگری داشته باشد، همان کاری را کرد که به او دستور داده شده بود و آن گاو نیز در آن حادثه مرد. این صحنه در ذهن آن جوان باقی ماند و پس از سالها، زمانی که دیگر یک بازرگان موفق شده بود، تصمیم گرفت تا به همان خانه بازگشته و با شرح ما وقع، از آن خانواده تقاضای "بخشش" و به ایشان کمک مالی نماید.

اما چیزی که باعث تعجبش شد این بود که آن منطقه تبدیل به یک مکان زیبا شده بود با درختانی شکوفه کرده، ماشینی که در گاراژ پارک شده و تعدادی کودک که در باغچه خانه مشغول بازی بودند. با تصور این مطلب که آن خانواده برای بقای خود مجبور به فروش آنجا شده اند، مایوس و ناامید گردید. ناگهان غریبه ای را دید و از او سوال کرد: "آن خانواده که در حدود 10 سال قبل اینجا زندگی می کردند کجا رفتند؟" جوابی که دریافت کرد، این بود: "آنها همچنان صاحب این مکان هستند."

مرد، وحشت زده و سراسیمه و دوان دوان وارد خانه شد. صاحب خانه او را شناخت و از احوالات "استاد" فیلسوفش پرسید. اما جوان مشتاقانه در پی آن بود که بداند چگونه ایشان موفق به بهبود وضعیت آن مکان و زندگی به آن خوبی شده اند.

آن مرد گفت: "ما دارای یک گاو بودیم، اما وی از صخره پرت شد و مرد. در این صورت بود که برای تامین معاش خانواده ام مجبور به کاشت سبزیجات و حبوبات شدم. گیاهان و نباتات با تاخیر رشد کردند و مجبور به بریدن مجدد درختان شدم و پس از آن به فکر خرید چرخ نخ ریسی افتادم و با آن بود که به یاد لباس بچه هایم افتادم و با خود همچنین فکر کردم که شاید بتوانم پنبه هم بکارم. به این ترتیب یکسال سخت گذشت، اما وقتی خرمن محصولات رسید، من در حال فروش و صدور حبوبات، پنبه و سبزیجات معطر بودم. هرگز به این موضوع فکر نکرده بودم که همه قدرت و پتانسیل من در این نکته خلاصه می شد که: چه خوب شد آن گاو مرد."

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 اسفند1387ساعت 11:11 قبل از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

نام محله های قدیمی تهران

نام محله های قدیمی تهران

شاید هر روز نام چند محله تهران را بشنویم بی آنکه بدانیم چرا به این نام ها معروف شده اند..
با استفاده از منابعی چون کتاب اول و ویکی پدیا و دیگر منابع در وب اطلاعاتی درباره نام برخی محله های تهران اطلاعاتی گردآوری شده که در ادامه می خوانید.

سید خندان
سید خندان نام ایستگاه اتوبوسی در جاده قدیم شمیران بوده است.
سیدخندان پیرمردی دانا بوده که پیش گویی های او زبانزد مردم در سی یا چهل سال پیش بوده است.
دلیل نامگذاری این منطقه نیز احترام به این پیرمرد بوده است.

فرمانیه
در گذشته املاک زمین های این منطقه متعلق به کامران میرزا نایب السلطنه بوده و بعد از مرگ وی به عبدالحسین میرزا فرمانفرما فروخته شده است.

فرحزاد
این منطقه به دلیل آب و هوای فرح انگیزش به همین نام معروف شده است.

شهرک غرب
دلیل اینکه این محله به نام شهرک غرب معروف شد ساخت مجتمع های مسکونی این منطقه با طراحی و معماری مهندسان آمریکایی
و به مانند مجتمع های مسکونی آمریکایی بوده و در گذشته نیز محل اسکان بسیاری از خارجیها بوده است.

آجودانیه
آجودانیه در شرق نیاوران قرار دارد و تا اقدسیه ادامه پیدا می کند.
آجودانیه متعلق به رضاخان اقبال السلطنه وزیر قورخانه ناصرالدین شاه بوده، او ابتدا آجودان مخصوص شاه بوده است.

اقدسیه
نام قبلی اقدسیه (تا قبل از ۱۲۹۰ قمری) حصار ملا بوده است.
ناصرالدین شاه زمین های آنجا را به باغ تبدیل و برای یکی از همسران خود به نام امینه اقدس (اقدس الدوله) کاخی ساخت و به همین دلیل این منطقه به اقدسیه معروف شد.

جماران
زمین های جماران متعلق به سید محمد باقر جمارانی از روحانیان معروف در زمان ناصر الدین شاه بوده است.
برخی از اهالی معتقدند که در کوه های این محله از قدیم مار فراوان بوده و مارگیران برای گرفتن مار به این ده می آمدند
و دلیل نامگذاری این منطقه نیز همین بوده است و عده ای هم معتقدند که جمر و کمر به معنی سنگ بزرگ است
و چون از این مکان سنگ های بزرگ به دست می آمده است، آنجا را جمران، یعنی محل به دست آمدن جمر نامیده اند.

پل رومی
پل رومی در واقع پل کوچکی بوده که دو سفارت روسیه و ترکیه را به هم متصل می کرده است. عده ای هم معتقدند که نام پل از مولانا جلالالدین رومی گرفته شده است.

جوادیه (در جنوب تهران)
بسیاری از زمین های جوادیه متعلق به آقای فرد دانش بوده است که اهالی محل به او جواد آقا بزرگ لقب داده بودند.
مسجد جامعی نیز توسط جواد آقا بزرگ در این منطقه بنا نهاده شده است که به نام مسجد فرد دانش هم معروف است.

داودیه (بین میرداماد و ظفر)
میرزا آقاخان نوری صدر اعظم این اراضی را برای پسرش، میرزا داودخان، خرید و آن را توسعه داد.
این منطقه در ابتدا ارغوانیه نام داشت و بعدها به دلیل ذکر شده داودیه نام گرفت.
درکهاگر چه هنوز دلیل اصلی نامگذاری این محل مشخص نیست اما برخی آن را مرتبط به نوعی کفش برای حرکت در برف که در این منطقه استفاده می شده و به زبان اصلی �درگ� نامیده می شده است دانسته اند.

دزاشیب (در نزدیکی تجریش)
روایت شده است که قلعه بزرگی در این منطقه به نام � آشِب � وجود داشته است
و در گذشته نیز به این منطقه دزآشوب و دزج سفلی و در لهجه محلی ددرشو می گفتند.

زرگنده
احتمالا دلیل نامگذاری این محل کشف سکه ها و اشیاء قیمتی در این محل بوده است.
در گذشته این منطقه ییلاق کارکنان روسیه بوده است.

قلهک
کلمه قلهک از دو کلمه �قله� و �ک� تشکیل شده است که قله معرب کلمه کله، مخفف کلات به معنای قلعه است.
عقیده اهالی بر این است که به دلیل اهمیت آبادی قلهک که سه راه گذرگاه های لشگرک، ونک و شمیران بوده است،
به آن( قله- هک) گفته شده است.

کامرانیه
زمین های این منطقه ابتدا به میرزا سعیدخان، وزیر امور خارجه تعلق داشت،
و سپس کامران میرزا پسربزرگ ناصرالدین شاه، با خرید زمین های حصاربوعلی، جماران و نیاوران، اهالی منطقه را مجبور به ترک زمین ها کرد و سپس آن جا را کامرانیه نامید.

محمودیه ( بین پارک وی و تجریش یا ولیعصر تا ولنجک)
در این منطقه باغی بوده است که متعلق به حاج میرزا آقاسی بوده است و چون نام او عباس بوده آنرا عباسیه می گفتند.
سپس علاءالدوله این باغ بزرگ را از دولت خرید و به نام پسرش، محمودخان احتشام السلطنه، محمودیه نامید.

نیاوران
نام قدیم این منطقه گردوی بوده است
و برخی معتقدند در زمان ناصرالدین شاه نام این ده به نیاوران تغییر کرده است
به این ترتیب که نیاوران مرکب از �نیا� (حد، عظمت و قدرت) ؛�ور� (صاحب) و �ان� علامت نسبت است
و در مجموع یعنی کاخ دارای عظمت.

ونک
نام ونک تشکیل شده است از دو حرف (ون) به نام درخت و حرف (ک)که به صورت صفت ظاهر می شود.

یوسف آباد
منطقه یوسف آباد را میرزا یوسف آشتیانی مستوفی الممالک
در شمال غربی دارالخلافه ناصری احداث کرد و به نام خود، یوسف آباد نامید.

پل چوبی
قبل از این که شهر تهران به شکل امروزی خود درآید، دور شهر دروازه هایی بنا شده بود تا دفاع از شهر ممکن باشد.
یکی از این دروازه ها، دروازه شمیران بود با خندق هایی پر از آب در اطرافش که برای عبور از آن، از پلی چوبی استفاده می شد.
امروزه از این دروازه و آن خندق پر از آب اثری نیست، اما این محل همچنان به نام پل چوبی معروف است.

شمیران
نظریات مختلفی درباره این نام شمیران وجود دارد.
یکی از مطرح ترین دلایل عنوان شده ترکیب دو کلمه سمی یا شمی به معنای سرد و � ران � به معنای جایگاه است
و در واقع شمیران به معنای جای سرد است. به همین ترتیب نیز تهران به معنای جای گرم است.
همچنین در نظریه دیگری به دلیل وجود قلعه نظامی در این منطقه به آن شمیران می گفتند
و همچنین برخی نیز معتقدند که یکی از نه ولایت ری را شمع ایران می گفتند که بعدها به شمیران تبدیل شده است.

گیشا
نام گیشا که در ابتدا کیشا بوده است برگرفته از نام دو بنیانگذار این منطقه (کینژاد و شاپوری) می باشد.

منیریه (در جنوب ولیعصر)
منیریه در زمان قاجار یکی از محله های اعیان نشین تهران بوده و گفته شده نام آن از نام زن کامران میرزا، یکی از صاحب منصبان قاجر، به نام منیر گرفته شده است.

+ نوشته شده در  جمعه 16 اسفند1387ساعت 11:41 قبل از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

زیر آبشار و آب باران دوش بگیرید!!

زیر آبشار و آب باران دوش بگیرید   

هر کدام از ما ممکن است به نحوی از روزمره گي و يکنواختي سبک زندگیمان خسته شویم.برای فراموشی اين یکنواختی هيچ چیز به اندازه یک دوش آب سرد مفید نيست. نه تنها یکنواختی را فراموش ميکنيد بلکه مطمئن باشید که به گونه ای شکه می شويد که ممکن است به سختي گذشته خود را نيز به ياد بیاورید!
کمپانی ايتاليايي معروف Bossini در يک طرح زيبا یک دوش حمام دوگانه را ارائه کرده است. اين طرح با عنوان دوش حمام Aquavolo شهرت یافته است. بدنه اصلي این دوش از جنس استیل ضد لکه مي باشد. بر خلاف دوشهاي معمولی که به صورت عمودی از سقف آويزان می شوند این دوش به صورت افقی بر روی سطح دیوار نصب می شود.صفحه اي مشبک به صورت يک کشو از دهانه اين دوش بيرون می آيد.
اگر تا کنون موفق نشده ايد که زير آبشاری در طبیعت دوش بگیرید مي توانید لذتش را با این دوش دو حالته تجربه کنید. کافي است که صفحه مشبک را به داخل فرو برید تا کانال آب بدون هيچ مانعی آب را به صورت آبشاري بر سرتان فرو بريزد. هر وقت هم که خشکسالی به شما آنقدر فشار وارد کرد که کم کم نزدیک بود لذت خيس شدن زیر باران را فراموش کنید به حمام برويد و به ياد یک روز بارانی با دوش حمام ایتالیایی خود دوش بگيريد.

+ نوشته شده در  جمعه 16 اسفند1387ساعت 11:39 قبل از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

قد شما چند سانتی متر است !!

قد شما چند سانتی متر است 

تا به حال به این فکر کرده اید که به جای روش قدیمی اندازه گرفتن قدتان چه کار دیگری می توانید انجام دهید؟
آیا شما جز آن دسته آدم هایی هستید که همیشه قد یا وزن خودشان را با شخصیت های مشهور دنیا ، بازیگران ، خوانندگان و ... مقایسه می کنند؟

همانطور که در تصویر می بینید روی این آینه اسامی 120 نفر از مشهورترین افراد دنیا به ترتیب قد نوشته شده است. آینه باید طوری به دیوار متصل شود که لبه تحتانی آن از زمین 1365 میلیمتر فاصله داشته باشد. حالا کافی است جلوی آینه بایستید تا ببینید هم قد چه کسی هستید. پرنسس دایانا، جنیفر لوپزو یا جورج کلونی ؟
هر چند که به نظر من فهمیدن این مساله 60 پوند  نمی ارزد،  اما در هر حال این هم ایده جالبی است. به خصوص اگر یک نفر پیدا شود و نسخه ایرانی این آینه را هم تولید کند.

+ نوشته شده در  جمعه 16 اسفند1387ساعت 11:37 قبل از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

شهر هرت كجاست؟؟

شهر هرت كجاست؟؟

شهر هرت جایی است که رنگهای رنگین کمان مکروهند و رنگ سیاه مستحب

شهر هرت جایی است که اول ازدواج می کنند بعد همدیگه رو می شناسن

شهر هرت جایی است که همه ب َ دَ ن مگر اینکه خلافش ثابت بشه

شهر هرت جایی است که دوست بعد از شنیدن حرفات بهت می گه:‌ دوباره لاف زدی؟؟

شهر هرت جایی است که بهشتش زیر پای مادرانی است که حقی از زندگی و فرزند و همسر ندارند

شهر هرت جایی است که درختا علل اصلی ترافیکاند و بریده می شوند تا ماشینها راحت تر برانند

شهر هرت جایی است که کودکان زاده می شوند تا عقده های پدرها و مادرهاشان را درمان کنند

شهر هرت جایی است که شوهر ها انگشتر الماس برای زنانشان می خرند اما حوصله 5 دقیقه قدم زدن را با همسران ندارند

شهر هرت جایی است که همه با هم مساویند و بعضی ها مساوی تر

شهر هرت جایی است که برای مریض شدن وپیش دکتر رفتن حتماْ باید پارتی داشت

شهر هرت جایی است که با میلیاردها پول بعد از ماهها فقط می توان برای مردم مصیبت دیده چند چادر برپا کرد

شهر هرت جایی است که خنده عقل را زائل می کند

شهر هرت جایی است که زن باید گوشه خونه باشه و البته اون گوشه که آشپزخونه است و بهش می گن مروارید در صدف

شهر هرت جایی است که مردم سوار تاکسی می شن زود برسن سر کار تا کار کنن وپول تاکسیشونو در بیارن

شهر هرت جایی است که 33 بچه کشته می شن و مامورای امنیت شهر می گن: به ما چه. مادر پدرا می خواستند مواظب بچه هاشون باشند

شهر هرت جاییه که نصف مردمش زیر خط فقرن اما سریالای تلویزیونیشو توی کاخها می سازن

شهر هرت جایی است که 2 سال باید بری سربازی تا بلیط پاره کردن یاد بگیری

شهر هرت جاییه که موسیقی حرام است حرام

شهر هرت جایی است که گریه محترم و خنده محکومه

شهر هرت جایی است که وطن هرگز مفهومی نداره و باعث ننگه

شهر هرت جایی است که هرگز آنچه را بلدی نباید به دیگری بیاموزی

شهر هرت جایی است که همه شغلها پست و بی ارزشند مگر چند مورد انگشت شمار

شهر هرت جایی است که وقتی می ری مدرسه کیفتو می گردن مبادا آینه داشته باشی

شهر هرت جایی است که دوست داشتن و دوست داشته شدن احمقانه، ابلهانه و ... است

شهر هرت جایی است که توی فرودگاه برادر و پدرتو می تونی ببوسی اما همسرتو نه ...

شهر هرت جایی است که وقتی از دختر می پرسن می خوای با این آقا زندگی کنی می گه: نمی دونم هر چی بابام بگه

شهر هرت جایی است که وقتی می خوای ازدواج کنی 500 نفر ر و دعوت می کنی و شام می دی تا برن و از بدی و زشتی و نفهمی و بی کلاسی تو کلی حرف بزنن

شهر هرت جایی است که هرگز نمی شه تو پشت بومش رفت مگر اینکه از یک طرفش بیفتی ..

شهر هرت جایی است که........

خدایا این شهر چقدر به نظرم آشناست!!!!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 اسفند1387ساعت 12:18 بعد از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

چیزهایی که من آموخته ام

چیزهایی که من آموخته ام

سخنان جالب و آموزنده از گابریل گارسیا ماکز، نویسنده معروف کلمبیایی و برنده جایزه نوبل در ادبیات

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


در 15 سالگی آموختم كه مادران از همه بهتر می دانند ، و گاهی اوقات پدران هم

در 20 سالگی یاد گرفتم كه كار خلاف فایده ای ندارد ، حتی اگر با مهارت انجام شود

در 25 سالگی دانستم كه یك نوزاد ، مادر را از داشتن یك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یك شب هشت ساعته ، محروم می كند

در 30 سالگی پی بردم كه قدرت ، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن

در 35 سالگی متوجه شدم كه آینده چیزی نیست كه انسان به ارث ببرد ؛ بلكه چیزی است كه خود آن را می سازد

در 40 سالگی آموختم كه رمز خوشبخت زیستن ، در آن نیست كه كاری را كه دوست داریم انجام دهیم ؛ بلكه در این است كه كاری را كه انجام می دهیم دوست داشته باشیم

در 45 سالگی یاد گرفتم كه 10 درصد از زندگی چیزهایی است كه برای انسان اتفاق می افتد و 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان می دهند

در 50 سالگی پی بردم كه كتاب بهترین دوست انسان و پیروی كوركورانه بدترین دشمن وی است

در 55 سالگی پی بردم كه تصمیمات كوچك را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب

در 60 سالگی متوجه شدم كه بدون عشق می توان ایثار كرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید

در 65 سالگی آموختم كه انسان برای لذت بردن از عمری دراز ، باید بعد از خوردن آنچه لازم است ، آنچه را كه میل دارد نیز بخورد

در 70 سالگی یاد گرفتم كه زندگی مساله در اختیار داشتن كارتهای خوب نیست ؛ بلكه خوب بازی كردن با كارتهای بد است

در 75 سالگی دانستم كه انسان تا وقتی فكر می كند نارس است ، به رشد و كمال خود ادامه می دهد و به محض آنكه گمان كرد رسیده شده است ، دچار آفت می شود

در 80 سالگی پی بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است

در 85 سالگی دریافتم كه همانا زندگی زیباست
 

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گارسیا ماکز (نویسنده معروف کلمبیایی و برنده جایزه نوبل در ادبیات)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 اسفند1387ساعت 10:58 قبل از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

ویلون‌نوازی در مترو

ویلون‌نوازی در مترو

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


در یک سحرگاه سرد ماه ژانویه، مردی وارد ایستگاه متروی واشینگتن دی سی شد و شروع به نواختن ویلون کرد. این مرد در عرض ۴۵ دقیقه، شش قطعه از بهترین قطعات باخ را نواخت. از آنجا که شلوغ ترین ساعات صبح بود، هزاران نفر برای رفتن به سر کارهایشان به سمت مترو هجوم آورده بودند. سه دقیقه گذشته بود که مرد میانسالی متوجه نوازنده شد. از سرعت قدم‌هایش کاست و چند ثانیه‌ای توقف کرد، بعد با عجله به سمت مقصد خود براه افتاد. یک دقیقه بعد، ویلون‌زن اولین انعام خود را دریافت کرد. خانمی بی‌آنکه توقف کند یک اسکناس یک دلاری به درون کاسه‌اش انداخت و با عجله براه خود ادامه داد.

چند دقیقه بعد، مردی در حالیکه گوش به موسیقی سپرده بود، به دیوار پشت‌ سر تکیه داد، ولی ناگهان نگاهی به ساعت خود انداخت و با عجله از صحنه دور شد، کسی که بیش از همه به ویلون‌زن توجه نشان داد، کودک سه ساله‌ای بود که مادرش با عجله و کشان کشان او را بهمراه می ‌برد. کودک یک لحظه ایستاد و به تماشای ویلون‌زن پرداخت، مادر محکم تر کشید و کودک در حالیکه همچنان نگاهش به ویلون‌زن بود، بهمراه مادر براه افتاد، این صحنه، توسط چندین کودک دیگر نیز به همان ترتیب تکرار شد، و والدین‌شان بلا استثنا برای بردن‌شان به زور متوسل شدند.

در طول مدت ۴۵ دقیقه‌ای که ویلون‌زن می نواخت، تنها شش نفر، اندکی توقف کردند. بیست نفر انعام دادند، بی‌آنکه مکثی کرده باشند، و سی و دو دلار عاید ویلون‌زن شد. وقتیکه ویلون‌زن از نواختن دست کشید و سکوت بر همه جا حاکم شد، نه کسی متوجه شد. نه کسی تشویق کرد، و نه کسی او را شناخت.
 

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


هیچکس نمی‌دانست که این ویلون‌زن همان (Joshua Bell) یکی از بهترین موسیقیدانان جهان است، و نوازنده‌ی یکی از پیچیده‌ترین فطعات نوشته شده برای ویلون به ارزش سه ونیم میلیون دلار، می‌باشد.

جاشوا بل، دو روز قبل از نواختن در سالن مترو، در یکی از تاتر های شهر بوستون، برنامه‌ای اجرا کرده بود که تمام بلیط هایش پیش‌فروش شده بود، و قیمت متوسط هر بلیط یکصد دلار بود.

این یک داستان حقیقی است، نواختن جاشوا بل در ایستگاه مترو توسط واشینگتن ‌پست ترتیب داده شده بود، و بخشی از تحقیقات اجتماعی برای سنجش توان شناسایی، سلیقه و اولویت ‌های مردم بود.

نتیجه : آیا ما در شرایط معمولی و ساعات نا‌مناسب، قادر به مشاهده و درک زیبایی هستیم؟ لحظه‌ای برای قدر‌دانی از آن توقف می‌کنیم؟ آیا نبوغ و شگرد ها را در یک شرایط غیر منتظره می‌توانیم شناسایی کنیم؟

یکی از نتایج ممکن در این آزمایش میتواند این باشد :
اگر ما لحظه‌ای فارغ نیستیم که توقف کنیم و به آثار یکی از بهترین موسیقیدانان جهان که در حال نواختن یکی از بهترین قطعات نوشته شده برای ویلون است، گوش فرا دهیم، چه چیزهای دیگری را داریم از دست میدهیم؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 اسفند1387ساعت 10:56 قبل از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

چند تا ترفند

.:: تعیین تاریخ انقضا برای رمز عبور حساب های کاربری در ویندوز XP ::.

همانطور که میدانید هر کاربر در ویندوز XP میتواند برای حساب کاربری خود رمز عبور تعیین کند؛ بطوریکه تنها با وارد نمودن رمز عبور امکان ورود به محیط ویندوز مهیاست. این رمز عبور به طور پیش فرض تاریخ انقضایی ندارد و همیشگی است و تا زمانی که مجددأ توسط کاربر تغییر نکند پابرجا خواهد ماند. اما شاید شما دوست داشته باشید که برای رمز عبور حساب کاربری خود در ویندور تاریخ انقضایی تعیین کنید. بدین گونه که به عنوان مثال بعد از ۱۴ روز رمز باطل شده و از سیستم محو گردد و طبعأ پس از آن دیگر برای ورود به ویندوز به وسیله آن حساب کاربری نیاز به وارد کردن پسورد نخواهد بود. جالب است بدانید این کار بدون نیاز به برنامه جانبی خاصی و تنها از طریق محیط ویندوز و رجیستری امکان پذیر است. هم اکنون به معرفی این ترفند میپردازیم.

بدین منظور:
از منوی Start به Control Panel بروید.
سپس بر روی Administrative Tools و پس از آن Computer Management دوبار کلیک کنید.
در پنجره Computer Management، از منوی کناری بر روی Local User and Groups کلیک کرده و زیر شاخه های آن را باز کنید.
سپس Users را انتخاب نمایید.
خواهید دید که حساب های کاربری فعال در ویندوز در پنجره کناری نمایان میشود.
بر روی نام کاربری که قصد تعیین تاریخ انقضا برای رمز عبورش را دارید راست کلیک کرده و Properties را انتخاب کنید.
در پنجره باز شده در همان تب General، تیک گزینه Password Never Expires را بردارید.
دکمه OK را بزنید.
اکنون رمز عبور کاربری شما دارای محدودیت زمانی ۱۴ روزه شده است و پس از ۱۴ روز منقضی میشود.

برای تغییر تاریخ انقضا از ۱۴ روز به تعداد روزهای دیگر بایستی مرحله دوم ترفند را اجرا کنید:
از منوی Start وارد Run شده و عبارت regedit را وارد کرده و Enter بزنید تا رجیستری ویندوز باز شود.
این مسیر را دنبال نمایید:
HKEY_LOCAL_MACHINE\SOFTWARE\Microsoft\Windows NT\CurrentVersion\Winlogon

اکنون از قسمت دیگر صفحه passwordexpirywarning را یافته و بر روی آن دوبار کلیک کنید.
در پنجره کوچک باز شده تیک گزینه Decimal را بزنید تا تغییرات راحت تر باشد.
حال کافیست به جای عدد ۱۴ تعداد روزهایی که میخواهید پسورد پس از ثبت منقضی شود را وارد نمایید.
پس از ثبت تعداد روزها و تغییر آن دکمه OK را زده و رجیستری را ببندید تا تغییرات ذخیره شود.

اکنون پسورد شما پس از تاریخ ثبت آن پس از گذشت تعداد روزهای تعیین شده منقضی و حذف میشود.

.:: ترفندی مخفی در نرم افزار Nero ::.

Nero را میتوان سلطان بی چون و چرای نرم افزارهای رایت بر روی CD و DVD دانست. به خصوص در نسخه های جدید تر Nero که قابلیت های متعدد دیگری نیز به این بسته نرم افزاری افزوده شده است. یکی از برنامه های کاربردی Nero جهت رایت اطلاعات و گرفتن Image، برنامه Nero Burning Rom است که در کلیه نسخه های قدیمی و جدید Nero وجود دارد. هم اکنون به معرفی ترفندی مخفی در Nero Burning Rom میپردازیم که به وسیله آن میتوانید نام سازندگان برنامه را همراه با افکت های تصویری زیبا و متعدد مشاهده کنید.

برای اینکار:
از منوی Start به All Programs > Nero X Premium > data رفته و Nero Burning Rom را انتخاب کنید (منظور از X نسخه برنامه شماست).
پس از اجرای برنامه از منوی Help بر روی About Nero Burning Rom کلیک کنید.
خواهید دید که پنجره کوچکتری باز شده و اطلاعات مربوط به برنامه در آن درج شده است.
حالا در هر جایی از صفحه About کافی است دوبار کلیک کنید. خواهید دید که در پایین پنجره نام سازندگان برنامه با افکتی از راست به چپ شروع به حرکت میکنید.
اکنون اگر باز هم دوبار کلیک کنید و این عمل را چندین بار تکرار نمایید خواهید دید هر بار افکت های مختلفی بر روی متن در حال حرکت اجرا میشود.

.:: چند ترفند ویندوزی! ::.

1. اگر می خواهید مرورگرتان با آدرس مورد نظر شما اجرا شود و مستقیما به سایت دلخواه تان برود، فقط کافی است آدرس سایت را در منوی Run تایپ کرده و کلید Enter را بزنید. به طور مثال http://www.yahoo.com

2. همه منوهای ویندوز، کلیدهای میانبر دارند که از ترکیب کلید Alt با یکی از حروف موجود در نام آن منو، ساخته شده است. در حالت عادی بازدن کلید Alt، این حروف میانبر، با یک زیر خط مشخص می شوند. به منظور نمایش دائمی این زیرخط ها، با کلیک راست روی میز کار و انتخاب گزینه Properties از منوی ظاهر شده، به زبانه Appearance بروید. در ادامه دکمه Effects را کلیک کرده و علامت گزینه Hide underline letters for keyboard navigation until press the [Alt] key را بردارید.

3. اگر می خواهید با زدن کلید Caps Lock، Num Lock یا Scroll Lock، صدایی از کامپیوترتان پخش شود، کنترل پنل را باز کرده، به قسمت Accessibility رفته و گزینه Togglekeys را فعال کنید.

4. در ویندوز XP، با نگه داشتن کلید Shift در پنجره Turn off computer، دکمه Standby به Hibernate تبدیل می شود. Hibernation یا خواب زمستانی، وضعیتی است که در آن، کامپیوتر قبل از خاموش شدن، محتویات حافظه را روی هارد دیسک ذخیره می کند و یا هنگام راه اندازی مجدد، ویندوز را با همان وضعیت قبلی بالا می آورد.

5. اگر ویژگی Hibernate روی ویندوز شما فعال نیست، برای فعال کردن آن، قسمت Power Options را از کنترل پنل باز کرده و به زبانه Hibernate بروید. اگر چنین زبانه ای وجود ندارد، دلیل آن، عدم پشتیبانی سخت افزار کامپیوترتان از این ویژگی است. در زبانه Hibernate گزینه Enable hibernation را فعال کرده و دکمه OK را کلیک کنید.

.:: نمایش فایل های سوپر هایدن (مخفی) ::.

تنظیمات زیر باعث میشه که کلیه فایل های مخفی سیستم عامل در Explorer ویندوز نمایش داده شده و به هنگام جستجو توسط Explorer قابل شناسایی باشند.

کلید زیر رو پیدا کنید :

HKEY_CURRENT_USER\Software\Microsoft\Windows\Curre ntVersion\Explorer\Advanced

یک مقدار جدید از نوع DWORD با نام ShowSuperHidden ایجاد كنید و آنرا برابر 1 قرار دهید تا فایل های مخفی سیستم عامل در Explorer نمایش داده شوند. برای باز گرداندن به حالت اولیه، مقدار فوق را برابر 0 قرار دهید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 اسفند1387ساعت 5:45 بعد از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

.:: پاك كردن URL هایی كه در قسمت آدرس بار مرورگر IE تایپ كرده اید ::.

حتما تا حالا براتون پیش اومده كه قبلا در قسمت آدرس بار مرورگرتون آدرسی رو تایپ كرده اید و زمانی كه می خواهید نام سایت جدیدی رو بنویسید با تایپ حرف اول اون سایت تمامی سایتهایی كه قبلا مشاهده كرده اید و حرف اولشون براتون نمایش داده میشه. شاید شما نخواهید كه كسی از كارهای شما و سایتهایی كه بازدید كرده اید اطلاع پیدا كنه. (حتما این را هم میدونید كه با روش های عادی اصلا نمیشه نام سایتی رو كه در قسمت آدرس بار تایپ شده رو از بین برد) برای پاك كردن اون آدرس از قسمت Address Bar مرورگرتون با ما همراه باشید:

طبق معمول از قسمت استارت گزینه RUN را انتخاب كرده و تایپ كنید regedit و اینتر بزنید. زمانی كه وارد رجیستری شدین این مسیر را طی كنید:

HKEY-CURRENT-USER/Software/Microsoft/Internet Explorer/TyPed URLs


وقتی كه به این جا رسیدید می تونید از منوی سمت راستتون لیست URL ها (آدرس های تایپ شده توسط شما) را ببینید. سپس هر كدومشون رو كه خواستید پاك كنید.
+ نوشته شده در  یکشنبه 4 اسفند1387ساعت 11:56 قبل از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

هشت اصل برای یک زندگی بیست

هشت اصل برای یک زندگی بیست

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


1- صبح ها که از خواب بیدار می شوید، دستگاه عیب سنج و ایرادگیر وجودتان را از کار بیندازید. قول می دهم؛ خورشید درخشان تر، پرنده ها خوش آوازتر، مردم مهربان تر و حتی کسب و کارتان پربرکت تر خواهد شد.

2- در معادلات زندگی هیچ گاه از علامت منفی استفاده نکنید، به خاطر داشته باشید که تفکر منفی از آن چنان قدرتی برخوردار است که می تواند با قرار گرفتن در پشت یک معادله بزرگ زندگی، همه علامت های مثبت آن را تغییر داده و مانند خود منفی بسازد.


3- هیچ گاه در گره زدن طناب پاره شده دوستی تعلل به خرج ندهید، گاهی اوقات غرور بی جا سبب می شود که حتی همسران خوب توجهی به گسستگی ریسمان بین خود ننمایند. مطمئن باشید گره زدن به خاطر کمتر نمودن طول طناب، نزدیکی را بیشتر می کند.


4- آنتن های ذهن تان را تنها به سوی ایستگاه هایی تنظیم کنید که شبانه روز امواج مثبت پخش می کند، کاری کنید که کارکنان ایستگاه های منفی از شدت بیکاری اخراج شوند.


5- دل تان را تبدیل به اقیانوسی آرام نمایید نه یک مرداب ناچیز. فکر نمی کنید حتی تصور اقیانوس هم احساسی از عظمت و پهناوری را در دل ایجاد کند؟ آنها که دل هایشان مرداب است با کوچک ترین حادثه ای به تلاطم می افتد، برعکس کسانی که شدیدترین گرداب ها و جریان های حوادث هم آرامش شان را بر هم نخواهد زد.

6- سعی کنید قلبی مقاوم داشته باشید، قلبی که مقابل گرم و سرد حوادث و ضربه های عاطفی همچون ظروف چینی با اندک ضربه ای خرد نشود.

7- تجربه های تلخ و شیرین زندگی را مانند یك درس فهمیدنی بدانید و نه حفظ کردنی، چرا که مطالب حفظ شده پس از مدت زمانی در ذهن پاک می شوند.

8- همواره مصمم باشید تا با استفاده از جلا دهنده هایی همچون دعا و نیایش روح و روانتان را پاکی و طراوت بخشید.

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 اسفند1387ساعت 11:24 قبل از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

خدایا نزار بزرگ شم !

خدایا نزار بزرگ شم !

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


الو ... الو ... سلام

کسی اونجا نیست ؟؟؟

مگه اونجا خونه ی خدا نیست ؟

پس چرا کسی جواب نمیده ؟

یهو یه صدای مهربون بگوش كودك نواخته شد! مثل صدای یه فرشته ...

- بله با کی کار داری کوچولو ؟

خدا هست ؟ باهاش قرار داشتم، قول داده امشب جوابمو بده

- بگو من میشنوم

کودک متعجب پرسید : مگه تو خدایی ؟ من با خود خدا کار دارم ...

- هر چی میخوای به من بگو قول میدم به خدا بگم

صدای بغض آلودش آهسته گفت یعنی خدام منو دوست نداره ؟؟؟

- فرشته ساکت بود. بعد از مکثی نه چندان طولانی گفت نه خدا خیلی دوستت داره. مگه کسی میتونه تو رو دوست نداشته باشه؟

بلور اشکی که در چشمانش حلقه زده بود با فشار بغض شکست و بر روی گونه اش غلطید و با همان بغض گفت : اصلا اگه نگی خدا باهام حرف بزنه گریه میکنما ...

بعد از چند لحظه هیاهوی سکوت شكسته شد :

ندایی صدایش در گوش و جان كودك طنین انداز شد : بگو زیبا بگو. هر آنچه را که بر دل کوچکت سنگینی میکند بگو ...

دیگر بغض امانش را بریده بود بلند بلند گریه کرد و گفت : خدا جون خدای مهربون، خدای قشنگم میخواستم بهت بگم تو رو خدا نذار بزرگ شم تو رو خدا ... چرا ؟ ولی این مخالف با تقدیره. چرا دوست نداری بزرگ بشی؟

آخه خدا من خیلی تو رو دوست دارم قد مامانم، ده تا دوستت دارم. اگه بزرگ شم نکنه مثل بقیه فراموشت کنم؟ نکنه یادم بره که یه روزی بهت زنگ زدم ؟ نکنه یادم بره هر شب باهات قرار داشتم؟ مثل بقیه که بزرگ شدن و حرف منو نمی فهمن. مثل بقیه که بزرگن و فکر میکنن من الکی میگم با تو دوستم. مگه ما با هم دوست نیستیم؟ پس چرا کسی حرفمو باور نمیکنه ؟ خدا چرا بزرگا حرفاشون سخت سخته؟ مگه اینطوری نمی شه باهات حرف زد ؟!

خدا پس از تمام شدن گریه های کودک : آدم ، محبوب ترین مخلوق من ، چه زود خاطراتش رو به ازای بزرگ شدن فراموش میکنه ، کاش همه مثل تو به جای خواسته های عجیب من رو از خودم طلب میکردند تا تمام دنیا در دستشان جا میگرفت. کاش همه مثل تو مرا برای خودم و نه برای خودخواهی شان میخواستند. دنیا خیلی برای تو کوچک است ... بیا تا برای همیشه کوچک بمانی و هرگز بزرگ نشوی ...

و کودک کنار گوشی تلفن، درحالی که لبخندی شیرین بر لب داشت در آغوش خدا به خوابی عمیق و شگفت انگیز فرو رفته بود ...

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 اسفند1387ساعت 11:24 قبل از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

عجب باشکوه است عشق ...

عجب باشکوه است عشق ...

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


عشق نیرو می‌دهد، عشق زندگی می‌دهد، عشق شهامت و قدرت می‌بخشد. عشق بزرگ‌ترین ودیعه‌ای است که خداوند بزرگ در نهاد بشر به امانت گذاشته است. اگر عشق نبود زندگی هم نبود. کسی که عاشق می‌شود باید خود را برای پرداخت بهای آن عشق آماده سازد که عشق همان‌طور که لذّت و شادکامی در پی دارد، غم و سردرگمی هم به دنبال خواهد داشت. امّا غم عشق چه غم شیرینی است و چه گوارا به ‌کام دل عاشق می‌ریزد حتی اگر دل عاشق را بشکند. زیرا هر چیز شکسته‌اش بی‌خریدار است، مگر دل که شکسته‌اش قیمتی‌تر است و خدایش دوست‌تر دارد.

با خواندن 20 مورد زیر، و موارد دیگر كه خودتان اضافه می كنید، خواهید توانست به‌ راه‌هایی دست بیابید که هر چند برخی بسیار ساده و شاید بی اهمیت به ‌نظر می‌رسند، امّا مسیر خوشبختی شما را چندین گام پیش می‌راند :

1- از هر راهی برای ابراز عشق به همسرتان بهره بگیرید.
2- در عذرخواهی کردن از هم سبقت بگیرید.
3- همیشه همدیگر را "عزیزم"، "معشوقم"، "محبوبم" و ... خطاب کنید.
4- همیشه و در همه جا احترامی متقابل را برای یكدیگر قائل باشید.
5- همیشه صبوری و شکیبایی را بكار ببندید.
6- در اماکن عمومی بسیار محتاطانه به ‌همدیگر ابراز عشق کنید.
7- احساساتش را جدی بگیرید و آرزوهایش را به جان بخرید.
 

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

در زندگی هیچ لذّتی اصیل‌تر و شیرین‌تر از عشق وجود ندارد


8- بگذارید به اندازه کافی استراحت کند تا آرامش خیال ممكن را بدست آورد.
9- از گفتن کلمه "دوستت دارم" در هیچگاه مضایقه نکنید.
10- از عطر مورد علاقه‌اش استفاده کنید.
11- کمد لباس‌هایش را با اشعار و جملات عاشقانه تزئین نمایید.
12- با او مانند شاهزاده‌ای زیبا برخورد کنید.
13- هر روز به یکدیگر سخنان محبت‌آمیز بگویید.
 

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

هر کس که عاشق می‌شود باید برای تحمل و چشم‌پوشی خطاهایی
که می‌بیند امّا نمی‌تواند عکس‌العمل نشان دهد، صبور و‌ آرام باشد.


14- هنر برقراری ارتباط دوستانه با همسرتان را بیاموزید. هر چند ممکن است در ابتدا با کمی مشکل مواجه باشید، ولی پس از آن از زندگی لدّت خواهید برد.
15- به قدری در هم غرق شوید تا مسائل و مشكلات زندگی را فراموش کنید.
16- به هر طریق ممكن خستگی را از جسم و روح همسرتان دور كنید.
17- موهای همسرتان را با دستانتان آرایش کنید.
18- در تمام لحظاتی که در کنار هم هستید به او ابراز عشق کنید و گاهی احساستان را روی یک لیوان شیشه‌ای بنویسید.
19- از عشق‌تان در هر زمان دفاع کنید.
20- روی برف‌هایی که روی زمین باریده است برای هم پیام‌های عاشقانه بنویسید.
 

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

اگر قادر نیستید شخص مورد علاقه‌تان را هیجان زده کنید او را از عشق سرشار سازید
و این نکته را نیز بدانید که در ذات او چیزهایی نهفته است که دقیقا با شما هم‌خوانی دارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 اسفند1387ساعت 11:8 قبل از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

ایرانیان آیا میدانید ......

1.       آیا میدانید : اولین سیستم استخدام دولتی به صورت لشگری و کشوری به مدت  40 سال خدمت و سپس بازنشستگی و گرفتن مستمری دائم را کورش کبیر در ایران پایه گذاری کرد

2.       آیا میدانید : کمبوجبه فرزند کورش بدلیل کشته شدن 12 ایرانی در مصر و اینکه فرعون مصر به جای عذر خواهی از ایرانیان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با 250 هزار سرباز ایرانی در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از میلاد به مصر حمله کرد و کل مصر را تصرف کرد و بدلیل آمدن قحطی در مصر مقداری بسیار زیادی غله وارد مصر کرد . اکنون در مصر یک نقاشی دیواری وجود دارد که کمبوجیه را در حال احترام به خدایان مصر نشان میدهد. او به هیچ وجه دین ایران را به آنان تحمیل نکرد و بی احترامی به آنان ننمود

3.       آیا میدانید : داریوش در سال دهم پادشاهی خود شاهراه بزرگ کورش را به اتمام رساند و جاده سراسری آسیا را احداث کرد که از خراسان به مغرب چین میرفت که بعدها جاده ابریشم نام گرفت

4      آیا میدانید : اولین بار پرسپولیس به دستور داریوش کبیر به صورت ماکت ساخته شد تا از بزرگترین کاخ آسیا شبیه سازی شده باشد که فقط ماکت کاخ پرسپولیس 3 سال طول کشید و کل ساخت کاخ 80 سال به طول انجامید

5.       آیا میدانید : داریوش برای ساخت کاخ پرسپولیس که نمایشگاه هنر آسیا بوده 25 هزار کارگر به صورت 10 ساعت در تابستان و 8 ساعت در زمستان به کار گماشته بود و به هر استادکار هر 5 روز یکبار یک سکه طلا ( داریک ) می داده و به هر خانواده از کارگران به غیر از مزد آنها روزانه 250 گرم گوشت همراه با روغن - کره - عسل و پنیر میداده است و هر 10 روز یکبار استراحت داشتند

6.       آیا میدانید : داریوش در هر سال برای ساخت کاخ به کارگران بیش از نیم میلیون طلا مزد می داده است که به گفته مورخان گران ترین کاخ دنیا محسوب میشده . این در حالی است که در همان زمان در مصر کارگران به بیگاری مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد که با شلاق نیز همراه بوده است

7.       آیا میدانید : تقویم کنونی ( ماه 30 روز ) به دستور داریوش پایه گذاری شد و او هیاتی را برای اصلاح تقویم ایران به ریاست دانشمند بابلی "دنی تون" بسیج کرده بود . بر طبق تقویم جدید داریوش روز اول و پانزدهم ماه تعطیل بوده و در طول سال دارای 5 عید مذهبی و 31 روز تعطیلی رسمی که یکی از آنها نوروز و دیگری سوگ سیاوش بوده است

8.       آیا میدانید : داریوش پادگان و نظام وظیفه را در ایران پایه گزاری کرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزیر باید به خدمت بروند و تعلیمات نظامی ببینند تا بتوانند از سرزمین پارس دفاع کنند

9.       آیا میدانید : داریوش برای اولین بار در ایران وزارت راه - وزارت آب - سازمان املاک -سازمان اطلاعات - سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنیان نهاد

10.   آیا میدانید : اولین راه شوسه و زیر سازی شده در جهان توسط داریوش ساخته شد

11.   آیا میدانید : داریوش برای جلوگیری از قحطی آب در هندوستان که جزوی از امپراطوری ایران بوده سدی عظیم بروی رود سند بنا نهاد

12.   آیا میدانید : فیثاغورث که بدلایل مذهبی از کشور خود گریخته بود و به ایران پناه آورده بود توسط داریوش کبیر دارای یک زندگی خوب همراه با مستمری دائم شد

13.   آیا میدانید : در طول سلطنت داریوش کبیر 242 حکمران بر علیه او شورش کرده بودند و او پادشاهی بوده که با 242 مورد شورش مقابله کرد و همه را بر جای خود نشاند

14.   آیا میدانید : داریوش کبیر با شور و مشورت تمام بزرگان ایالتهای ایران که در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهی برگزیده شد و در بهار 520 قبل از میلاد تاج شاهنشاهی ایران رابر سر نهاد و برای همین مناسبت 2 نوع سکه طرح دار با نام داریک ( طلا ) و سیکو ( نقره) را در اختیار مردم قرار داد که بعدها رایج ترین پولهای جهان شد

15.   آیا میدانید : داریوش کبیر طرح تعلمیات عمومی و سوادآموزی را اجباری و به صورت کاملا رایگان بنیان گذاشت که به موجب آن همه مردم می بایست خواندن و نوشتن بدانند که به همین مناسبت خط آرامی یا فنیقی را جایگزین خط میخی کرد که بعدها خط پهلوی نام گرفت .

16.   آیا میدانید : داریوش در پایئز و زمستان 518 - 519 قبل از میلاد نقشه ساخت پرسپولیس را طراحی کرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با کمک چندین تن از معماران مصری بروی کاغد آورد

17.   آیا میدانید : داریوش بعد از تصرف بابل 25 هزار یهودی برده را که در آن شهر بر زیر یوق بردگی شاه بابل بودند آزاد کرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 اسفند1387ساعت 11:52 قبل از ظهر  توسط آقای مهندس داود  |