تبليغاتX
ز گهواره تا گور دانش بجو

ز گهواره تا گور دانش بجو

کامپیوتر----> از جون ویندوز تا هک آدمیزاد!

GPRS و نحوه تنظیمات

GPRS و نحوه تنظیمات

اگر به چند سال گذشته برگردیم زمانی که تلفن همراه هنوز گسترش پیدا نکرده بود، داشتن یک تلفن همراه جزو آرزوهای هر فردی بود. این آرزو به سرعت برآورده شد، به طوری که می توان با افتخار گفت که هر ایرانی یک تلفن همراه دارد.
جدا از بحث داشتن تلفن همراه، سرویس های این فناوری می تواند مزیت هایی برای فرد داشته باشد. سرویس های زیر مخصوص تلفن همراه است که در این مقوله به تشریح سرویس GPRS و نحوه تنظیمات آن می پردازیم.


● GPRS چیست؟
GPRS (جی پی آر اس) مخفف عبارت General Packet Radio Service (یا خدمات رادیویی بسته های اطلاعاتی) است. این سرویس از یک شبکه (Packet-switched) استفاده می کند که سرعت آن از استاندارد ارتباطی GSM circuit-Switched بیشتر است. که این مسئله باعث به وجود آمدن قابلیت های بهتر آن می شود ارائه سرعت ۱۷۱.۲ kbit/s در این سرویس امری دست یافتنی و میسر است.
با به کارگیری این سرویس در شبکه تلفن همراه، امکان ارائه خدماتی نظیر مرور در اینترنت، ایمیل، ارتباطات تصویری، پیام های چند رسانه ای و خدمات مبتنی بر مبداء فراهم می شود.
این سرویس به شبکه ها این امکان را می دهد که خدمات اینترنتی پرظرفیت را به صورت دائمی و بدون وقفه، به مشترکان خود ارائه دهند. برتری دیگر این سرویس این است که لازم نیست به میزان زمان ارتباطتان که با GPRS حمایت می شود، پول پرداخت کنید بلکه هزینه شما معادل حجم اطلاعاتی است که دریافت و ارسال کرده اید.


● کلاس های مشترکان GPRS
به طور کلی ۳ کلاس برای GPRS MS (یا همان مشترکان gprs) مطرح است:
▪ کلاس A
در این کلاس MS می تواند به طور هم زمان برای GPRS و دیگر سرویس های GSM به کار گرفته شود.
▪ کلاس B
در این کلاس MS می تواند به طور شخصی کانال ها را برای GPRS یا دیگر سرویس های GSM کنترل کند.
▪ کلاس C
در این کلاس MS فقط برای سرویس GPRS به کار گرفته می شود.


● کاربردهای GPRS
▪ پست الکترونیکی
با توجه به ارتباط دائمی با اینترنت در سیستم GPRS و پرداخت هزینه به ازای اطلاعات ارسالی و دریافتی، شما می توانید نامه های الکترونیکی خود را در هر زمان با حداقل هزینه و حداکثر سرعت دریافت کنید یا به آن پاسخ دهید. با قابلیت GPRS تلفن همراه تان می توانید ۲۴ ساعته به اینترنت متصل باشید.
ذخیره اطلاعات (Download) به سادگی و با سرعتی بالا امکان پذیر است. همیشه اولین چیزی که روی گوشی شما ظاهر می شود، متن ها و لینک های موجود در صفحه است تا سرعت شما برای دسترسی به داده های مورد نظرتان افزایش یابد.
▪ پیغام های لحظه ای
ارتباط دائمی به اینترنت به شما امکان می دهد تا همواره پیغام های فوری خود را که توسط نرم افزارهای Chat فرستاده می شود، دریافت کنید و به آن ها پاسخ دهید. یعنی شما می توانید با هرکدام از برنامه های IRC/ICQ/Yahoo Messenger/MSN Messenger/AOL Messenger و... در تمام روز از آن استفاده کنید.
▪ MMS
تنها محیطی که شما می توانید از امکانات صدا، تصویر و ویدئو در سیستم MMS یا Multimedia Messaging Service (که نسخه پیشرفته SMS می باشد) به طور کامل بهره مند شوید، GPRS می باشد.
▪ مرور سایت های وب
هم چون دیگر خدمات، شما از طریق GPRS می توانید تقریبا با سرعتی معادل خطوط تلفن معمولی، یعنی ۵۶ کیلوبیت در ثانیه، صفحات مورد علاقه خود را مرور کنید.
▪ WAP ( فعالیت های گروهی)
GPRS به شما امکان می دهد همواره به تقویم کاری یا اطلاعات اشتراکی همکاران خود دسترسی داشته باشید.


● تنظیمات GPRS
در صورتی که گوشی شما قابلیت اتصال به شبکه GPRS را داشته باشد، می توانید با استفاده درخواست از portal اینترنتی همراه اول با آدرسWWW.MCI.IR برای ارسال تنظیمات به گوشی خود اقدام کنید.
تنظیمات به صورت خودکار توسط سیستم در قالب یک پیامک برای گوشی مشترک ارسال خواهد شد. پس از دریافت پیامک و وارد کردن PIN ۱۲۳۴ تنظیمات را در گوشی باید ذخیره کرد.
البته اگر تلفن همراه شما قابلیت انجام تنظیمات خودکار (OTA) را نداشته باشد، می توانید به صورت دستی با استفاده از تنظیمات زیر گوشی خود را برای اتصال به شبکه GPRS تنظیم کنید.
در مرحله اول :
connection name گزینه اجرایی برای این آیتم : mci/gprs
bearer گزینه اجرایی برای این آیتم : gsm-gprs
apn گزینه اجرایی برای این آیتم : mcinet
home page گزینه اجرایی برای این آیتم: htt://mci.ir
wap proxy گزینه اجرایی برای این آیتم: ۱۹۲.۱۶۸.۱۹۴.۷۳
port گزینه اجرایی برای این آیتم: ۹۲۰۱
http proxy گزینه اجرایی برای این آیتم: ۱۹۲.۱۶۸.۱۹۴.۷۳
port گزینه اجرایی برای این آیتم: ۸۰۸۰
راهنمای تنظیم گوشی های با سیستم عامل ویندوز:
در صورتی که سیستم عامل گوشی مشترک ویندوز است، می تواند با استفاده از روش زیر گوشی را برای استفاده از سرویس های GPRS و MMS تنظیم کند.


● تنظیم اتصال به GPRS
ابتدا از منوی start گزینه setting را انتخاب کنید آن گاه در منوها گزینه connectionو GPRS Setting را انتخاب کنید.
در گزینه Manage existing connections، نام این اتصال را MCI-GPRS قرار دهید. برای ادامه کار گزینه next را انتخاب کنید وبرای Access point name مقدار mcinet را قرار دهید.
بعد از این مرحله به connection بازگردید، سپس گزینه edit proxy server را انتخاب کنید. در گزینه advanced مقادیر زیر تعریف کنید:
HTTP Proxy: ۱۹۲.۱۶۸.۱۹۴.۷۳
oport: ۸۰۸۰
WAP Proxy: ۱۹۲.۱۶۸.۱۹۴.۷۳
port: ۹۲۰۱

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 آبان1387ساعت 3:18 بعد از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

نام ها و صفات شیطان

برای شیطان اسامی و صفات متعددی ذکر شده و آن ها از این قرارند:


1.ابلیس: این کلمه ای ست مفرد و دارای دو جمع (ابالیس و ابالسه) از ماده ی بلس و ابلاس گرفته شده. معنای آن نا امیدی، مأیوس شدن از رحمت خدا، تحیُّر و سرگردانی، حزنی که از شدت یاس پیدا می شود، اندوهگین و سر گریبان کردن، آمده ابلیس، کلمه عربی و اسم خاص است و معروف شده برای همان کسی که آدم را فریب داد و باعث بیرون شدن او و همسرش از بهشت گردید. و الان با تمام قدرت، خود و لشگریانش در کمین انسان های بی ایمان و سست عنصر، بلکه در کمین همه ی انسان ها بوده مگر بندگان مخلص، که از آنان مأیوس است.
ابلیس، موجودی است حقیقی و زنده، با شعور، مکلف، نامرئی و فریب کار، همان که از امر خدا سرپیچی نمود و هم اکنون هم مردم را اغوا می کند و بر انجام گناه و خلاف تشویق می نماید.
چهره ی ابلیس،چهره ی تکبیر و عصیان، نخوت و تمرد، خود خواهی و خودمحوری و مظهر غرور و خود برتربینی است.
لفظ ابلیس، به صورت مفرد، یازده بار در قرآن آمده که جز دو مورد بقیه مربوط به خلقت آدم (ع) است. از جمله:« همانا شما آدمیان را بیافریدیم و سپس شکل دادیم س از آن به فرشتگان امر کردیم تا بر آدم سجده کنند؛ همه سجده کردند، جز ابلیس، که از سجده کنندگان نبود.»
«فرشتگان را فرمان دادیم که ار آدم سجده کنند؛ همه سجدخ کردند، جز ابلیس، که سرپیچی و تکبر نمود و از کافران گردید.»
«چون فرمان سجده بر آدم رسید، همگی اطاعت کردند جز ابلیس، که از سجده بر آدم امتناع ورزید. خداوند فرمود: ای ابلیس! چه شد تو را که با دیگران بر آدم سجده نکردی؟»
«ابلیس گمان باطل خود را به صورت صدق و حقیقت ، در نظر مردم جلوه داد تا جز گروه اندکی از اهل ایمان، همه او را تصدیق کردند و پیرو او شدند.»
«کافران و معبودان آن ها (همگی) به رو، در آتش جنم در آیند و با تمام سپاه و لشگریان ابلیس به دوزخ وارد گردند»؛ زیرا آنان پیروان او هستند.
ونیز در نهج البلاغه یازده مرتبه کلمه ابلیس آمده است:

چه تلبیس بلیس منظور شد ملائک پی سجده مأمور شد
یکایک بدین سجده اقرار کرد جز ابلیس کز سجده انکار کرد
به خود گفت من ز آتش او ز خاک گر از سجده روی از تو تابم چه باک
تکبر به سویش چه آورد روی بشد طوقی از لعنتش در گلوی

2. وسواس: به معنای چیز وسوسه گر، وسوسه کننده؛ کلامی که در باطن انسان می گذرد از درون خود انسان بجوشد یا شیطان و یا از کس دیگری- که از بیرون عامل آن شود وسواس گویند. وسواس در اصل صدای آهسته است که از به هم خوردن زینت آلاتبر می خیزد و به هر صدای آهسته ای هم گفته می شود. معنای دیگر آن افکار بد نامطلوب و مضری است که به ذهن انسان خطور می کند. یا با صدای آهسته به سوی چیزی دعوت کردن و مخفیانه در قلب کسی نفوذ نمودن هم وسوسه نام دارد. کلمه و ماده ی وسواس در قرآن 4 بار استعمال شده:

1. مِن شَرِ الوَسوَاسِ الخَناس. اَلَّذی یُوَسوِسُ فی صُدورِ النّاسِ. الناس. آیات 4 و 5
2. فَوَسوَسَ اِلیهِ. اعراف. آیه 19
3. فَوَسوَسَ اِلیهِ الشَیطانُ. طه. آیه 119
4. وَ لَقَد خَلَقنَا الإنسانَ وَ نَعلَمُ مَا تُوَسوِسُ بِه نَفسُهُ.َ ق. آیه 16

3. الخناس: به معنای کنار رفتن، عقب گرد کردن و پنهان شدن است، چون هنگامی که انسان به یاد خدا بیفتد و نام او را ببرد، شیطان عقب گرد می کند، پنهان و مخفی می شود. ین واژه نیز به چند چیز اعتبار معنای خاصی پیدا می کند؛ مثلا" رجوع کردن و برگشتن به این اعتبار که انسان وقتی از خدا غافل شد و او را فراموش کرد، شیطان برای وسوسه و اغوا نمودن بر می گردد. پنهان کاری، از این رو که انسان وجود وسوسه را کمتر حس می کند، و همه جا هست، با ظاهری آراسته می آید و خود را در لعابی از حق، در پوسته ای از راست در لباس عبادت و گمراهی در پوشش هدایت، جلوه گر می شود.

4.رجیم: به معنای سنگسار کردن؛ سنگ زدن؛ سنگ زده شده؛ از روی گمان سخن گفتن؛ رانده شده از خیرات و رحمت خدا و جمع فرشتگان آسمان؛ زده شده با سنگ های شهابی است و وقتی می خواهد به آسمان عروج کند ملائکه او را سنگسار میکنند یه وسیله ی سنگ های شهابی.
حضرت عبدالعظیم می فرماید: از امام هادی (ع) شنیدم که می فرمود: «رجیم» یعنی رانده شده از مواضع خیر، هیچ مؤمنی آن ملعون را به یاد نمی آورد مگر آن که بر او اعن نماید. در علم خدا گشته است: هنگامی که حضرت مهدی (عج) قیام کند مؤمنی نیست مگر آن که شیطان را سنگ می زند.

5. عزازیل: این کلمه لغت «عبری» است و به معنی عزیز شده؛ کسی که در میان ملائکه عزیز و با احترام بوده، کسی که عزت و توانایی ظاهری داشته باشد. شیطان را از این رو عزازیل گفته اند که در میان ملائکه عزیز و با احترام و در عبارت خدا کوشا و سخت مقام بوده است.
و نیز عزازیل، نام بزی است که کفاره ی گناهان را بر او می گذارند و در وادی بایر و بی آب و علف راش میکنند تا کفاره ی کگناهان قوم را به جایی نامعلوم ببرد.

6. حارث: در حدیث طولانی امیر المؤمنین نقل شده که: از آن حضرت سؤالشد: ابلیس در میان ملائکه ی آسمان چه بوده؟ آن حضرت فرمود: حارث. و نیز در حدیث صافی از امام رضا(ع) نقل شده: نام او حارث بوده ولی ابلیس نامیده شد، زیرا از رحمت خدا مأیوس گردید.

7.صاغر: یکی از صفات شیطان است. به معنای پست و ذلیل، ذلیل بودن به واسطه رفتن عزت و حکومت و استقلال؛ از بین رفتن حیثیت و مقام و حقیر و زبدن بودن و...
بعد از آن که شیطان انسان را سجده نکرد و در مقابل خدا تکبر نمود، خداوند خطاب به او کرد و فرمود:
فَاخرُج اِنَّکَ مِنَ الصّاغِرینَ
«از بهشت خارج شو، زیرا تو از افراد ذلیل و زبون و درمانده و پستی.»
به خاطر سجده نکردن از مقام عزت و بلندی به زیر افتادی و سرنگون شدی. نه این که سود نبری بلکه ضرر و زیان هم کردی.

8 و 9. مذئوم مدموره: یعنی ذلیلا" نه و باخواری رانده شده، راندن به قهر و غلبه؛ طرد کردن از رحمت؛ معیوب شده؛ ننگ و عار و تمام این ها درباره شیطان صادق ست؛ جون او را با خفت و خواری و با قهر و غلبه از بهشت بیرون کردند.

10. مذموم: سرزنش شده؛ زیرا خداوند بعد از آن که شیطان سجده نکرد او را سرزنش کرده و خطاب نمود: چرا سجده نکردی؟ آیا کافر شدی یا از بلند مرتبه گان بودی؟

11.غوی: یعنی اه هلاکت را در پیش گرفتن نومیدی از رحمت خدا؛ گمراه شدن و گمراه کردن؛ کاری جاهلانه که از اعتقاد نادرست و فاسد سرچشمه گرفته و جهل و نادانی که ناشی از غفلت باشد؛ از مقصد بازماندن و به مقصد نرسیدن.
چون شیطان در آغاز خودش گمراه شد و بعدا"حضرت آدم و اولاد او را گمراه نمود، و آن اعتقاد فاسد و نادرست خود را ظاهر کرد، از مقصد خودش بازماند و از رحمت خدا نا امید شد.

12. عفریت: یعنی قوی، پرزور، زیرک، گردن کش و خبیث؛ اگر جن خبیث باشد همان را شیطان می گویند و یا اگر با داشتن خباثت و شرارت نیروی زیادی هم داشته باشد عفریت نامیده می شود. همان طور که در داستان حضرت سلیمان آمده، وقتی که حضرت فرمود: چه کسی تخت بلقیس را برای من می آورد؟ عفریتی از جن گفت: من آورم، معلوم می شود که به اسم اعظم واقف بوده است؛ زیرا می خواست در یک مدت کمی تخت را که صدها کیلو متر از آن جا دور بود بیاورد.

13 و 14. مارید و مرید: که معنی هر دو تقریبا" یکی است و به معنی شیطان سرکش و متمرد، ظلم و عصیان گر؛ بی شخصیت اعم از انسان و جن و شیطان، عاری از خیر و نیکی و برکت و فایده و (شَیطانٌ مارِد وَ شَیطانا" مَریدا".) در قرآن به همین معنی آمده است.

15. شیصبان: مرحوم علامه ی مجلسی می گوید: یکی از نام های شیطان شیصبان است. و به بنی عباس هم بنو شیصبان می گویند؛ زیرا شیطان در نطفه ی بعضی از آن ها رسوخ کرده بود.

16. ابو مره.17 ابو خلاف.18 ابو لبین.19 ابیض: که او مردم را به خشم می آورد.

20. وهار: به خواب مؤمنان می آید و آنان را اذیت می کند.

21. ابو لبینی: یکی از دختران ابلیس «لبینی» است و لقبی برای ابلیس است.

22 و 23: نائل و ابوالجان است.

برگرفته از: کتاب شیطان در کمین گاه. نعمت ا... صالحی حاجی آبادی. انتشارات: علامه.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 آبان1387ساعت 3:7 بعد از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

تعریف مشاغل مختلف (طنز)

سیاستمدار:

کسی است که می تواند به شما بگوید به جهنم بروید. منتهی به نحوی که شما برای این سفر لحظه شماری کنید.

 

مشاور:

کسی است که ساعت شما را از دستتان باز می کند و بعد به شما می گوید ساعت چند است.


 

حسابدار: 

کسی است که قیمت هر چیز را می داند  ولی ارزش هیچ چیز را نمی داند.



 

بانکدار:

 کسی است هنگامی که هوا آفتابی است چترش را به شما قرض می دهد و درست تا باران شروع می شود آن را می خواهد.



 

اقتصاددان:

کسی است که فردا خواهد فهمید  چرا چیزهایی که دیروز پیش بینی کرده بود امروز اتفاق نیفتاد.



 

روزنامه نگار:

کسی است که P از وقتش به نگفتن چیزهایی که می داند می گذرد  و P بقیه وقتش به صحبت کردن در مورد چیزهایی که نمی داند.



 

ریاضیدان:

مرد کوری است که در یک اتاق تاریک بدنبال گربه سیاهی می گردد که آنجا نیست.



 

هنرمند مدرن:

کسی است که رنگ را بر روی بوم می پاشد  و با پارچه ای آن را بهم می زند و سپس پارچه را می فروشد.



 

فیلسوف:

کسی است که برای عده ای که خوابند حرف می زند.



 

روانشناس:

کسی است که از شما پول می گیرد تا سوالاتی را بپرسد  که همسرتان مجانی از شما می پرسد.



 

جامعه شناس:

کسی است که وقتی ماشین خوشگلی از خیابان رد می شود و همه مردم به آن نگاه می کنند، او به مردم نگاه می کند.

 

برنامه نویس:

کسی است که مشکلی که از وجودش بی خبر بودید را به روشی که نمی فهمید حل می کند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 آبان1387ساعت 3:3 بعد از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

عجیب ترین رسم های ازدواج در دنیا

با توجه به آداب و رسوم و فرهنگ در هر گوشه دنیا ، یکی از فرهنگ های گوناگون رایج رسمهای ازدواج است.
به گزارش خبر نیوز ، مردم سراسر دنیا در ازدواج‌های خود آداب و رسوم بی‌شماری را رعایت می‌‌كنند كه ریشه در نسل‌ها دارند. اغلب، این رسم و رسوم دارای معانی باارزش و جالبی هستند اما برخی از آنها كاملا بی‌معنی بوده و جایی در فرهنگ امروز انسان‌ها ندارند. در اینجا سعی داریم برخی از این آداب و رسوم عجیب را كه گاه باعث شگفتی دیگران می‌‌شود معرفی كنیم.

سیاه كردن عروس در اسكاتلند

در اسكاتلند یكی از رسم‌های قبل از مراسم اصلی ازدواج آن است كه باید عروس را سیاه كرد. طبق این رسم؛ اطرافیان باید عروس را غافلگیر كرده و بدون این‌كه خبر داشته باشد، روی سرش مواد كثیف‌كننده‌ای همچون آب كثیف، تخم‌مرغ، سس‌های مختلف، پر و موادی از این قبیل بریزند. سپس عروس آینده كه كاملا كثیف شده، توسط همان اطرافیان دور شهر چرخانده می‌‌شود و حتی او را به چند قهوه‌خانه و رستوران شلوغ هم می‌‌برند كه همه او را ببینند.


سكه‌های كفش عروس در سوئد

یك رسم كهن در سوئد این است كه عروس سكه‌هایی را در كفش خود حمل می‌‌كند. یك سكه نقره از طرف پدر عروس در كفش چپ او قرار می‌‌گیرد و یك سكه طلا از طرف مادرش در كفش راست عروس گذاشته می‌‌شود و او باید در تمام مدت مراسم این سكه‌ها را در جای خود نگه دارد. این كار نشانه احترام همیشگی عروس به پدر و مادرش و حمایت پدر و مادر از اوست.

ظروف شكسته، ربودن عروس و اره كردن درخت در آلمان

یكی از جالب‌ترین رسم‌های قدیمی آلمان این است كه فامیل عروس و داماد قبل از مراسم، تعداد زیادی ظرف و ظروف را می‌‌شكنند و بعد عروس و داماد را مجبور می‌‌كنند تا آنها را جمع كنند. طبق سنن آلمانی وقتی عروس و داماد با كمك یكدیگر این ظرف‌های شكسته را كه با تلاش بسیار اطرافیان پخش شده‌ جمع می‌‌كنند، در حقیقت خود را آماده می‌‌سازند كه در كنار یكدیگر به جنگ مشكلات زندگی بروند و این كار برای عروس و داماد خوش‌یمن است.

در بسیاری از دهكده‌های آلمانی دوستان عروس یا داماد، عروس را می‌‌دزدند و در جایی پنهان می‌‌كنند. سپس داماد باید عروس خود را پیدا كند. البته این جستجو همیشه از یك قهوه‌خانه شروع می‌‌شود و داماد، حاضرین در قهوه‌خانه را دعوت می‌‌كند تا پس از نوشیدن یك نوشیدنی به خرج او، در پیدا كردن عروس، وی را یاری دهند.اره كردن كنده درخت هم یكی دیگر از رسوم آلمانی است كه به نظر می‌‌رسد به منظور ارزیابی مهارت‌های جسمانی عروس و داماد طراحی شده است. پس از انجام مراسم عقد، عروس و داماد باید یك كنده بزرگ را دونفری اره كنند و البته باید این كار را تنها با دست راست‌شان انجام دهند. اگر آنها این كار را به خوبی و با همكاری یكدیگر انجام دهند، معلوم می‌‌شود كه زندگی زناشویی خوبی خواهند داشت ولی اگر نتوانند از پس آن برآیند، حتما كارشان به مشكل برخورد خواهد كرد.

پرش عروس و داماد در بین سیاهپوستان

عروس و دامادهای سیاهپوست آمریكایی رسم جالبی برای خود دارند. منشا این رسم مشخص نیست ولی معنای جالبی دارد. پرش عروس و داماد پس از عقد انجام می‌‌گیرد و در آن عروس و داماد باید با یك پرش، زندگی تازه را آغاز كنند. این پرش بدان معناست كه آنها تمام مشكلات و نگرانی‌های زندگی مجردی را رها می‌‌كنند و با یك جهش بلند پا به زندگی زناشویی و ماجراهای تازه آن می‌‌گذارند. این پرش باید جلوی چشم خانواده‌های عروس و داماد انجام گیرد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 آبان1387ساعت 2:59 بعد از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

دفتر خاطرات یک عروس

دفتر خاطرات یک عروس

t0hnrs.jpg

 

دوشنبه
الان رسیدیم خونه بعد از مسافرت ماه عسل و تو خونه جدید مستقر شدیم ..خیلی سرگرم کننده هست این که واسه ریچارد آشپزی می‌کنم . امروز می‌خوام یه جورکیک درست کنم که تو دستوراتش ذکر کرده 12 تا تخم مرغ رو جدا جدا بزنین ولی من کاسه به اندازه‌ی کافی نداشتم واسه‌ی همین مجبور شدم 12 تا کاسه قرضبگیرم تا بتونم تخم مرغ‌ها رو توش بزنم .

سه‌شنبه

ما تصمیم گرفتیم واسه‌ی شام سالاد میوه بخوریم . در روش تهیه‌ی اون نوشته بود « بدون پوشش سرو شود » (dressing= لباس ، سس‌زدن) خب من هم این دستور رو انجام دادم ولی ریچارد  یکی ازدوستاشو واسه شام آورده بود خونه مون . نمی‌دونم چرا هر دو تاشون وقتی که داشتم واسه‌شون سالاد رو سرو می‌کردم اون جور عجیب و شگفت‌زده به من نگاه می‌کردن.

چهارشنبه

من امروز تصمیم گرفتم برنج درست کنم و یه دستور غذایی هم پیدا کردم واسه‌ی اینکار که می‌گفت  قبل از دم کردن برنج کاملا شست‌وشو کنین. پس من آب‌گرم‌کن روراه انداختم و یه حموم حسابی کردم قبل از این که برنج رو دم کنم . ولی من آخرش نفهمیدم این کار  چه تاثیری تو دم کردن بهتر برنج داشت .

پنج‌شنبه

باز همامروز ریچارد ازم خواست که واسه‌ش سالاد درست کنم . خب من هم یه دستور جدیدرو امتحان کردم . تو دستورش گفته بود مواد لازم رو آماده کنین و بعداونو روی یه ردیف  کاهو پخش کنین و بذارین یه ساعت بمونه قبل از این کهاونو بخورین .

خب منم کلی گشتم تا یه باغچه پیدا کردم و سالادمو روی یه ردیف از کاهوهایی که اون جا بود پخش و پلا کردم و فقط مجبور شدم یه ساعت بلای سرش بایستم که یه دفعه یه سگی نیاد اونو بخوره.

ریچارد اومد اون جا و ازم پرسید من واقعا  حالم خوبه؟؟

نمی‌دونم چرا ؟ عجیبه !!! حتما خیلی تو کارش استرس داشته. باید سعی کنم یه مقداری دلداریش بدم.

جمعه

امروزیه دستور غذایی راحت پیدا کردم . نوشته بود همه‌ی مواد لازم رو تو یه کاسه بریز و بزن به چاک . (beat it = در غذا : مخلوط کردن ، در زبان عامیانه : بزن به چاک) خب منم ریختم تو کاسه و رفتم خونه‌ی مامانم . ولی فکر کنم دستوره اشتباه بود چون وقتی برگشتم خونه مواد لازم همون جوریکه ریخته بودمشون تو کاسه مونده بودند.

شنبه

ریچاردامروز رفت مغازه و یه مرغ خرید و از من خواست که واسه‌ی مراسم  روز یک‌شنبه اونو آماده کنم ولی من مطمئن نبودم که چه جوری آخه می‌شه یه مرغ رو واسه یک‌شنبه لباس تنش کرد و آماده اش کرد . قبلا به این نکته تو مزرعه‌مونتوجهی نکرده بودم ولی بالاخره یه لباس قدیمی عروسک پیدا کردم و با کفش‌های خوشگلش ...وای من فکر می‌کنم مرغه خیلی خوشگل شده بود..

وقتی ریچارد مرغه رو دید اول شروع کرد تا شماره‌ی 10 به شمردن و ولی بازم خیلی پریشون بود.

حتما به خاطر شغلشه یا شایدم انتظار داشته مرغه واسه‌ش برقصه.

وقتی ازش پرسیدم عزیزم آیا اتفاقی افتاده ؟شروع کرد به گریه و زاری و هی داد می‌زد آخه چرا من ؟ چرا من؟

هووووم ... حتما به خاطر استرس کارشه .... مطمئنم ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 آبان1387ساعت 2:55 بعد از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

اسرار نام‌های حضرت فاطمه‌(س)

حضرت فاطمه‌(س) تنها یك تفكر یا تصور یك حقیقت حیات‌بخش نیست، بلكه تجسمی‌ عینی و زنده از بركت خداوند بر انسان است. حضرت امام صادق‌(ع) فرمود: فاطمه نزد خدای تعالی 9 اسم دارد: فاطمه، صدیقه، مباركه، طاهره، زكیه، راضیه، مرضیه، محدثه و زهرا.

فاطمه: رسول خدا فرمود: زیرا او و شیعیانش از آتش جهنم قطع شده‌اند. (فاطمه به معنای قطع‌شده و بریده است.) و نیز امام صادق‌(ع) فرمود: زیرا او از هر شر و بدی بریده شده است و نیز چون مردم از رسیدن به معرفت كامل او قطع شده‌اند.


صدیقه:زیرا او هرگز در زندگی جز راست نگفت و هر آنچه پدر بزرگوارش فرمود، تصدیق كرد. رسول خدا به امیرالمومنین فرمود: یا علی، من به فاطمه سفارش‌هایی كرده‌ام كه به تو بگوید. او هر چه گفت بپذیر، زیرا او راستگوست، بسیار راستگو.


مباركه: بركت به معنای خیر فراوان است و از فاطمه نسل فراوانی به عالم اسلام هدیه شده، لذا در بعضی از تفاسیر آمده است كه در آیه «انا اعطیناك الكوثر» (ای رسول گرامی‌ما به تو خیر كثیر عطا كردیم) منظور، فاطمه‌(س) است.


طاهره: امام باقر(ع) فرمود: زیرا او از هر ناپاكی ظاهری و هر گونه ناپاكی دامن، مبراست.و نیز طبق روایات متعدد، آیه تطهیر (انما یرید الله لیذهب عنكم الرجس اهل البیت و یطهركم تطهیرا) درباره حضرت فاطمه نازل شده است. پس فاطمه طاهره است زیرا هر گونه رجس و پلیدی و ناپاكی از وجود مقدسش دور است.


زكیه: زكاة هم به معنای رشد و نمو و هم به معنای طهارت است، بنابراین زكیه، هم یعنی از فاطمه نسل پرباری پا به عرصه وجود خواهد گذاشت و هم اینكه او وجودی است پاك و طاهر.


راضیه: زندگی كوتاه حضرت فاطمه با غم و اندوه و نیز با تلاش و سختی همراه بود. او زندگی بسیار مشكلی را پشت سر گذاشت ولی هرگز لب به شكایت باز نكرد، بلكه همواره خدای بزرگ را شكر می‌كرد و راضی بود. روایت شده روزی رسول خدا حضرت فاطمه را دید كه لباس خشنی بر تن داشت و با دست‌های مباركش آسیاب می‌كرد در حالی كه طفل كوچك خود را هم شیر می‌داد. رسول خدا گریان شد و فرمود: ای دختركم، تلخی این دنیا را بچش، برای رسیدن به شیرینی آخرت.حضرت فاطمه نه تنها لب به شكایت باز نكرد، بلكه عرض كرد: ای رسول خدا، من خدا را برای نعمت‌هایش سپاسگزارم. و نیز روزی امیرالمومنین از رسول خدا خواست اگر ممكن باشد برای فاطمه مستخدمه‌ای بگیرد، اما رسول خدا تسبیح فاطمه را به آنها تعلیم فرمود. حضرت زهرا پس از شنیدن این دستور پیغمبر اكرم سه بار فرمود: من از خدا و رسولش راضیم.


مرضیه: تمام كارهای حضرت فاطمه مورد رضایت خدا و رسول بود. رسول خدا هیچگاه بر فاطمه غضب نكرد، به او خرده نگرفت و برعكس، گاهی می‌فرمود: فداها ابوها. (پدرش به قربانش). اینچنین است كه رسول خدا رضای فاطمه را رضای خدا می‌دانست و می‌فرمود: خدا از غضب فاطمه غضب می‌كند و از رضایت او راضی می‌شود.


محدثه:امام صادق‌(ع) در این مورد فرمود: زیرا ملائكه از آسمان فرود می‌آمدند و با او سخن می‌گفتند.در فرهنگ اسلامی محدثان راستین همواره از حرمت و منزلت ویژه‌ای برخوردار بوده‌اند، محدثان و راویان در حفظ و حراست از گنجینه‌های معارف و ارزش‌های دینی و ذخایر گرانمایه مكتب تشیع و رشد و تعالی فرهنگ غنی اسلامی نقش اول را داشته‌اند و حامل ودایع و امانت‌های گرانقدر الهی و رازدار اسرار آل رسول بوده‌اند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 آبان1387ساعت 2:53 بعد از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

ايران روز شهيد ندارد!

ايران روز شهيد ندارد!

ايران روز �ملي كيفيت� دارد.
ايران روز �آمار و برنامه ريزي� دارد.
ايران روز �صادرات� دارد.
ايران روز �دامپزشكي� دارد.
ايران روز �صنايع دستي� دارد.
ايران روز �طبيعت� دارد.
ايران بيش از �دويست و سي هزار شهيد� دارد.
لبنان �كمتر از ده هزار شهيد� دارد.*
لبنان روز �شهيد� دارد.
ايران روز �شهيد� ندارد.

11 نوامبر(21 آبان) روز شهيد مبارك باد!

روز شهيد چيست؟

11 نوامبر تو لبنان اتفاق مهمي افتاد...
یه جوون ۱۹ ساله لبنانی، صبح یکی از روزهای آبان ماه ۱۳۶۱ شمسی، بعد از نماز صبح، سوار پژوی ۵۰۴ خودش شد و از ولایت پدری‌اش (دیرقانون النهر) خارج و به سمت شهر �صور� به راه افتاد.
در آن زمان دوسوم خاک لبنان بوسیله سربازان صهيونيست اشغال شده بود...
لبناني‌ها اينقدر شعور داشتند كه به خاطر ارج نهادن به عمل اين جوون روز شهادتش را به نام �روز شهيد� نامگذاري كنند ولي اينجا در ايران...
بي خيال...
راجع به اين جوون كه بعدها ملقب شد به �امير الاستشهاديون�، قبلا مطلبي نوشتم كه مي تونيد اينجا بخونيدش.
راستي يه خيابون هم در تهران به نام اين شهيد نامگذاري كردند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 آبان1387ساعت 2:52 بعد از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

حرفهايي كه زنان عاشق شنيدنشان هستند!

حرفهايي كه زنان عاشق شنيدنشان هستند

چيزي وجود دارد كه هر مردي لازم است درمورد همسرش از آن مطلع باشد: گفتن چه حرفهايي باعث خوشحالي اوميگردد. وقتي سخن از تعريف و تمجيد بميان مي آيد زنان تـبـديل به هيولاي خـون آشـام گـرسـنـه اي مي گـردند كه هميشه بيشتر و بيشتر و بيشتر طلب ميكنند! و اگر شما خواسته شان را برآورده نماييد، در عـوض بـسيـار بـيـشتـر از طرف همسرتان مورد محبت و توجه قرار خواهيد گرفت و آنها خوب مي دانند كه چطور اين كار شما را جبران كنند.
چه ازدواج كرده باشيد و چه در دوران نامزدي بسر ميبريد، اين قانون را بياد داشته باشيد: براي آمـاده نـگاه داشـتـن يك زن جهت ابراز مهر و محبت به شما، كافي است نكات مثبت بسياري از او را به وي يادآوري نماييد.
زیگموند فروید میگوید : عدالت اجتماعی بدین معناست که ما چیزهای بسیاری را بر خود حرام می‌کنیم تا دیگران نیز مجبور به چشم پوشی از آن شوند

در زير به 10 مطلبي كه همسر شما عاشق شنيدن آنها است اشاره ميكنيم:

شماره 10
"روز خوبي داشتي؟"

هـنـگاميـكه از همسر خود در مورد چگونگي گذراندن روزش پرسش ميكنيد، برداشت او اين خواهدبود كه شما انسان با فكري هستيد و مشتاقيد بدانيد وي ساعات كاري خود را چگونه سپري كرده است. اما يـك هشـدار: ايـن سـؤال بـه هـمـسـر شـمـا مجوز آن را خواهد داد كه چند ساعتي در مورد كوچكترين اتفاقاتي كه برايش افتاده صحبت نمايـد. پس براي مدت زماني طولاني آماده نشستن و شنيدن داستانهاي او شويد.
چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: زنها به آنچه كه در فكر شما ميگذرد، توجه زيادي دارند. پرسش در مورد چگونگي روز او نشان مي دهد كـه شمـا پذيرا، مشتـاق و علاقمند به گوش دادن حرفهاي همسرتان هستيد. با اين عمل به او فرصتي مي دهيـد تا خودش را خـالي نـموده و شما را به عنوان همراز و محرم اسرار خود در نظر بگيرد. اگر چه ممكن است بيش از زماني كه انتظار داريد مجبور به شنيدن صحبتهايش شويد، اما وقتي تمام شد، او شروع به صحبت در مورد شما خواهد كرد.


شماره 9
"نمي تونم بگم چقدر دلربا و زيبا هستي"

همانطور كه مشخص است، اين بـه او مـي رسـاند كه شما وي براي شما جذاب بوده و فرد ديـگري بـه چشمتان نمي آيد. از طرف ديگر باعث افزايش اعتماد بنفس در او خواهد شد.
چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: اين جمله بخصوص در روابط زناشويي بلند مدت مؤثر واقع مي شود چرا كه شما به همسر خود اطمينان ميدهـيد هنوز به او علاقه داريد. در عوض همسرتان نيز سعي خواهد كرد اين زيبايي و دلربايي را با شما تقسيم نماييد. سؤالي هست؟ اينجوري فكر نميكنيد؟


شماره 8
"در مورد ‌[ هر چيزي ] چه احساسي داري؟"

پـرسيدن اين سؤال به همسرتان نشان مي دهد كه شما خالصانه براي احـساسـات او اهميت قائل هستيد. زنها عاشق بيان احساسات خود در مورد هر موضوع قابل تصوري مي بـاشند. با اين حـال بـدانيد كه خود را در دام گفـتگويـي طولاني و عميق در مورد آن موضوع گرفتار خواهيد كرد. بنابراين اگر شب تصميم ديدن مسابقه فوتبالي را داريد، اين سؤال را مطرح نكنيد.
چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: اين سؤال بيانگر جنبه مهرباني و دلسوزي يك فرد است. وقتي همسرتان در مي يابد كه شما توجهتان را به وي مبذول داشته ايد، او نـيـز متقابلا تمام احساسات خود را با شدتي بسيار بيشتر، اهدا خواهد نمود. يعني اگـر قـبـلا فـقـط فردي جذاب بشمار مي آمديد، اكنون همانند جواهري در چشم او جلـوه خواهيد كرد. متوجه منظورم مي شويد؟


شماره 7
"تو زيبا تر از دوستان ديگرت هستي"

قرار دادن او از بين همتاهايش بر سكوي نخست زيبايي باعث بالا رفتن اعتمـاد بـنفـس وي شـده و سـبـب مي گـردد تا هـمـسر شمـا در تـصـوراتش بر دوستان هم جنس خود بتواند فرمانروايي كند. اين تحسين و تعريف بسيار مهمي در دنياي زنانه محسوب شده و امتياز شما را در نزد همسرتان ارتقاي چشمگيري خواهد داد.
چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: گذشته از اينكه باعث مي گـردد او از لحاظ زيبايي ظاهري خود را برتر از اطرافيانش تصور كند، اين جمله كوتاه به همسرتان تفهيم ميكند كه شما تا چه حد براي وي ارزش قائل هستيد. بعلاوه زماني كه دوستانش پيش شـما هستند، كمتر احساس نگراني خواهد كرد. او در مـورد خـودش احـسـاس خـوبـي نموده و پاداش سليقه بخرج دادن شما را خواهد داد. با اينحال يك احتمال جانبي بالقوه وجود دارد: يك همسر حسود اين سخن را مدركي براي متهم نمودن شما به اينكه قصد برانداز نمودن و چشم دوختن به دوستانش را داريد، بشمار خواهد آورد.


شماره 6
" تو واقعا زرنگ و باهوشي"

با تـصـديـق نـمودن هـوش و ذكـاوت وي، ايـن معـني را مي رسانيد كه علاوه بر محاسن ظاهري، متوجه ذهن و فكر توانمندش نيز شده ايد. هـمـسر شـما بـا شنيدن اين جمله در مورد همه جوانب زندگي خود احساس رضايت و خوشنودي خواهد نمود. اين سخـن نشانه احترام از طرف شما براي همسرتان محسوب ميگردد.
چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: همسرتان اين مسئله را كه شما فقـط بـه فـكر روابط جنسي نيستيد و قادريد ماوراي چنين موضوعات فكر كنيد را تحسين خواهـد كرد. زنها عاشق مردان صـمـيمي و خـوش قـلب مـي بـاشند و هيچ چيزي بهتر از بيان و تشخيص هوش و ذكاوت آنها نمي تواند صفات آقا منشانه شما را آشكار نمايد


شماره 5
"در روابط زناشويي بسيار خوب هستي"

بيان اين جمله باعث مي گـردد هـمـسرتان احساس كند كه يك الهه است. شنيدن اين عبارت به همسر شـما تفهيم مي كنـد كـه روابـط جنسي و زناشويي او به چشم شما بي عيب و نقص بوده و باعث مي گردد كه احساس نمايد واقعا مي داند كـه چگـونه بايد مرد خود را راضي نگاه دارد.
چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: تحسين و تمـجيد از عملكرد او نشانگر اين است كه شما به روابط جنسي فقط به عنوان ابزاري براي ارضا نــمودن خود نگاه نكرده، بلكه همه جنبه هاي آنرا مورد ستايش قرار ميدهيد.


شماره 4
"مي خواهم همه عمرم را با تو سپري كنم"

ايـن جمله اي سنگين است؛ معني آن فاصله زيادي با دادن پيشنهاد براي ازدواج نـدارد. بنابراين پيش از گفتنش به نامزدتان مراقب عواقبش باشيد. اما بخاطر داشته باشيد كه ريسك كردن اغلب پاداش و نتيجه مطلوب به دنبال خواهد داشت. هنگاميـكه اين جـمله را بيان مي داريد، او از لحاظ رواني بسيار سركيف مي گردد. جـمـلات ديـگـري كـه تقريبا همين نتيجه را داشته ولي تعهدآوري آنها كمتر مي باشد، عبارتند از: " فقط تو ميتوني تا اين حد منو خوشحال كني" و " من دوست ندارم با هيچ كس ديگري جز تو باشم."
چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: همـه زنـها عاشق شنيدن جملاتي حاكي بر سرسپردگي ديرپا و با دوام از همسرشان هستند. مطمـئـن بـاشيـد كـه بـعد از گفتن اين جمله سلامي هميشگي را از او خواهيد شنيد.


شماره 3
"تو بهترين دوست مني"

به او مي گوييد كه چگونه ماورا و فراسوي مسائل جنـسي مي انديشيد و به اين معني اسـت كه براي رابطه اتان ارزش قائل هستيد و مايليد كارهايي را بـهـمراه او انجام دهيد كه مردان ديگر ممكن است رغبتي به آن نداشته باشند. همسرتان بعد از شنـيـدن ايـن جمله پيوستگي مقاومت ناپذيري با شما پيدا خواهد نمود.
چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: اين جـملات شـما را در نـظر وي بـجاي يـك فرد عادي كه مجبور به گذراندن وقتش با او است، به انساني معني دار و جذاب تـبـديـل ميكند. اين شما را به ابتداي ليست خواسـتگـاران پرتاب ميكند چراكه شما به مهمترين نكته اشاره كرده ايد: دوستي و رفاقت.


شماره 2
"تو يك مادر ايده آل خواهي شد"

اغلب زنها به دنبال اين هستند كه روزي بچه دار شونـد. هـمـچـنين اكـثـرا با خود كلنجار مي روند كه آيا در اين راه مـوفـق خـواهد بـود يـا خـير. بـا گفـتن اين جمله به او اطمينان مي دهيد كه حتما به هدفش خواهد رسيد. به علاوه با ارضـاي نيازهاي دروني او باعث آرامش و تسكين وي مي شويد. بيان اين كلمات از زبان شما به عنوان يك همسر، او را تبديل به خوشحال ترين انسان روي زمين خواهد نمود.
چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: اينـگونه بطور غير مستقيم به همسر خود مي فهمانيد كه مايليد از او بچه دار شويد. واضح است كه اين نوايي بسيار خوشايند در گوش او مي باشد. از اين نقطه، همسرتان بيشتر پذيراي پيشرفت و ترقي شما خواهد شد.


شماره 1
"تو زندگي منو كامل مي كني"

اين به او مي گويد كه تنها فرد مورد علاقه شما است. همه زنها دوست دارند اين جمله را از شوهرشان بشنوند. بـيـان ايـن عبـارت بـه مفهوم آن است كه شما همسر خود را بصورت كامل پذيرفته ايـد و ايـنـكه او به صـورت موجودي اجتناب ناپذير و هميشگي براي شما در آمده است. در همسرتان احساس لـذت بـخش غير قابل تصوري بوجو آمده و تا چندين روز لبخند از لبانش جدا نخواهد شد.
چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: اين جـمـله اسـاسـا مـي گـويد كه شما در زندگي به او نياز داشته و نميـتوانيد بدون او به زندگي ادامه دهيد. زنها از شنيدن چنين جملاتي بسيار مشعوف ميگردند.


اشاره باشكوه
"دوستت دارم"

اين جمله "دو كلمه اي" معروف و كوتاه كـه هـمگي ما برايـش اهـميت بسيار زيادي قائل هستيم، مي تواند تاثير شگرفي به همراه داشته بـاشد. اگر ازدواج كرده ايد خوب است هر روزه چندين بار براي همسرتان تكرارش نماييد.
چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: گفتن اين عبارت بهـمسرتان بـاعث روشن نگاه داشتن شعله هاي آتشي مي گردد كه هميشه نياز به برافروزي دارند. اگـر در بـين شما كساني تـا حال اين جمله را به همسرشان نـگفـتـه انـد، هر گاه احساس آمادگي نموديد، ترديد به خود راه نداده و آن را بيان كنيد. هيچگاه از گفته خود پشيمان نخواهيد شد وقتي كه عكس العمل او را مي بينيد ( يا احساس مي كنيد ).


گفتگوي عشق
اكنون كه آموختيد كه چگونه مي توانيد همسر خود را خوشنود كرده و صورتش را سـرخ نماييد، اينكار را انجام دهيد! فقط به اين نكته فكر كنيد كه او در جواب كار شما در آينده چطور جبران خواهد نمود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 آبان1387ساعت 2:49 بعد از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

برای بچه های زیر ۵ سال!!!

این مطلب مخصوص بچه های 5 ساله است واسه چی میخوونی؟ حالا این بار میتوونی بخوونی.



تا دیدی مامان دوربین را آورده تا از کار قشنگی که داری انجام میدی فیلم بگیره، دیگه اون کار را نکن. بعد که مامان دوربین را گذاشت سر جاش، دوباره همون کار قشنگ را بکن .


مامان خیلی دوست داره که موقعی که داره لباس تنت می کنه تو وول بخوری.

 
با هر اسباب بازی فقط یک بار بازی کن!

وقتی با مامان میری مهمونی یه راست برو سراغ چیزهای شکستنی!


 
وقتی مامان بهت غذا می ده، نخور و اخم کن!

وقتی بابا بهت غذا میده، بخور و لبخند بزن .

وقتی مامان تو رو می بره مهدکودک، حسابی گریه زاری کن. بد نیست یک کمی وجدان درد بگیره!

یادت باشه! هیچوقت بدون دردسر به رختخواب نرو!

وقتی مامان لباس تنت می کنه، فوری کثیفش کن.
 
تو سینما یهو جیغ بکش!

مامان گناه داره! وقتی باهاش می ری حموم، هی شالاپ شولوپ کن تا اون هم کیف کنه!

علم ثابت کرده که وقتی غذا را بمالی به صورتت خوشمزه تر می شه .

خودت را خسته نکن که فرق ”آره“ و ” نه“ را یاد بگیری .

همیشه دو تا شیرینی بر دار ، با هر دستت یکی .

جغجغت رو بنداز زمین و ببین مامان چند بار خم میشه تا اونو بر داره.اگر کمتر از بیست بار خم شد، جیغ بکش!

سینه خیز برو تو جاهای تنگ و باریک تا دست مامان بهت نرسه .

اون لیوان پلاستیکی ات که سرش چند تا سوراخ داره؛ میدونی چیه؟ آب پاشه .

مداد شمعی هات را گاز بزن.نترس سمی نیست .

اگه گفتی کاغذ توالت چند متره ؟

توی تخت خودت نخواب، تخت مامن و بابا راحت تره!

یاد بگیر که در توالت را از تو قفل کنی و جیغ بزنی .

یاد بگیر در یخچال را خودت باز کنی؛می دونی انداختن تخم مرغ روی زمین چه کیفی داره .

مامان عاشق نقاشیهای توست؛ دیوارهای اتاقش را ....!

وقتی توی جمعی و می خواهی بری دستشویی ، با صدای بلند بگو.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 آبان1387ساعت 2:40 بعد از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

نكاتي كه پيش از ازدواج بايد بدان توجه كنيم

نكاتي كه پيش از ازدواج بايد بدان توجه كنيم

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


"ازدواج یک نـهاد فـوق الـعـاده اســت، امـا آیا کسی دوست دارد کـه در یـک نـهـاد قــرار بگیرد؟" ازدواج یکی از مـهمترین تصمیماتی است که شما در زندگی خـود می گیرید. من و هـمسرم چندين سـال پیش با هـم ازدواج کـردیــم. در آن زمان خیلی از چیزهایی را که الآن می دانیم را نمی دانستیم و مـطمئن هسـتم کـه تـعداد زیـادی از افراد نیز هستند که از همان موارد مشابه اطلاع کافی ندارند. در اينجا 12 نمونه از بینش هایی را که قبل از ازدواج طرفین رابطه باید نسبت به آن آگاهی داشته باشند را در این قسمت برای شما تشریح می کنم. اميد است مورد توجه قرار گيرد.

1- ازدواج از سوی خدا برنامه ریزی و طراحی می شود. به همین دلیل در این امر خیر باید به دنبال رهنمود های خداوند باشیم. اغلب اوقات ما کاری را انجام می دهیم که دیده ایم دیگران انجام می دهند. افراد مختلف ایده های متفاوتی نسبت به ازدواج دارند، اما نمی توانیم نظر همه افراد را در مورد ازدواج بدانیم و در عین حال باید به خاطر داشته باشیم که چیزی که در مورد یک زندگی مشترک کار می کند، ممکن است در مورد سایر زندگی های مشترک درست از آب در نیاید. بنابراین به حرف چه کسی باید گوش کنید؟ خوشحالم که این سؤال برای شما پیش آمد. به عقیده من باید مطالعه خود را زیاد کرده و در برخی مواقع به کتب مذهبی نیز مراجعه کنید. از جمله کتاب های مفید در این زمینه می توان به موارد زیر اشاره کرد: "پیش از اینکه بله بگویید" نویسنده نورمن رایت، "خیلی زود، خیلی صمیمی" نویسنده جیم تالی.

2- به نظر من بهتر است پیش از ازدواج چند جلسه مشاوره خانوادگی را طی کنید. مراکز مشاوره ای وجود دارند که می توانند به شما کمک کنند تا در وهله اول خودتان را بهتر بشناسید و سپس ببینید چه کسی می تواند شریک مناسبی برای زندگی با شما باشد. سوابق خانوادگی، خصوصیات اخلاقی، و سایر جنبه های زندگی توسط مشاور تحلیل و بررسی می شود. یک سری سؤال های از پیش تعیین شده در داخل یک پرسشنامه تهیه و تدوین شده اند و پر کردن آن می تواند کار جالب و سرگرم کننده ای باشد.

3- زمانی که تازه وارد زندگی زناشویی می شوید، شور و هیجان بسیار زیادی از قبل از عروسی تا ماه عسل وجود دارد. به مرور زمان همه شور و هیجان ها آرام می گیرد و شما آهنگ زندگی جدید خود را احساس می کنید. در این زمان ناگهان نگاهی به شریک زندگی خود می اندازید و از خودتان سؤال می پرسید که: "چرا من اینکار را کردم؟" برخی از افراد به این مرحله که می رسند قدری می ترسند و احساس می کنند که کار اشتباهی انجام داده اند. باور کنید که این مسئله یک امر کاملاً عادی است. اولین دعوای شما شکل می گیرد و بر سر این مطلب که جعبه دستمال كاغذي باید در کجا گذاشته شود، با هم جر و بحث می کنید. به مرور زمان یاد می گیرید که باید مصالحه و سازش بیشتری با هم داشته باشید. به هر حال در همه مراحل زندگی انسان ها با شک و تردید های مختلفی روبرو می شوند. آگاهی از این مطلب می تواند شما را آرام کند. شما یک فرد کاملاً نرمال هستید.

4- برای تفریح وقت بگذارید. یک زندگی موفق نیازمند کار و تلاش است. اما شما باید برای تفریح نیز وقت بگذارید. یاد گرفتن طریقه زندگی با یک فرد جدید در یک رابطه دو جانبه صمیمی، نیازمند تلاش هر دو نفر است. باید یاد بگیرید چگونه می توانید با هم ارتباط برقرار کرده و یکدیگر را درک کنید، در سمینارهای مربوط به ازدواج و زندگی مشترک شرکت کنید، هم فال است و هم تماشا. تفریح و خوشحالی را تبدیل به خاطره ای نامحسوس از زمان مجردی نکنید. با هم خاطرات جدید را خلق کنید. به هم توجه کنید و از بودن با هم لذت ببرید.

5- این روزها به دلیل وجود فشارهای اجتماعی و اعتقادات غیر مذهبی تاکید چندانی به عدم برقراری رابطه جنسی پیش از ازدواج نمی شود. عدم رابطه جنسی پیش از ازدواج تبیین کننده بنیان اعتماد طرفین نسبت به یکدیگر است. بسیاری از افراد هستند که به دلیل عدم اطمینان به یکدیگر ساعت های طولانی در پی تعقیب هم هستند، یکدیگر را متهم به خیانت می کنند و هیچ ارزشی برای هم قائل نمی شوند. شاید قدری بی معنی باشد، اما به هر حال اینچنین است. ما به بسیاری از زوج هایی که به هم در مورد مسائل جنسی بدبین هستند پیشنهاد می کنیم که ازدواج نکنند. منظور از عدم برقراری رابطه جنسی کلیه رفتارهای جنسی است و فقط به نزدیکی محدود نمی شود. به عنوان مثال اورال سکس و یا حتی معاشقه نیز می تواند به عنوان نوعی رابطه جنسی در نظر گرفته شود. خداوند تعیین کرده که رضایت جنسی فقط باید در زندگی مشترک وجود داشته باشد. زمانیکه با هم نامزد می کنید به هیچ وجه دلیلی وجود ندارد که رابطه جنسی برقرار کنید. طبق روایات، بستر مکان مقدسی است و خداوند خود سزای افراد هرزه را می دهد. سکس نوعی ورزش نیست که هر زمان که اراده کردید آنرا انجام دهید بلکه یکی شدن فیزیکی، عشقی، و روحی است. سکس مسئله ای است که ازدواج را ازدواج می کند. شما با شریک زندگی خود یکی میشوید. همه ما نزد خداوند جایگاه ویژه ای داریم و او می خواهد ما از هر گونه گناه، شرمساری، بیماری، حقارت و ناپاکی به دور باشیم. او هم دوست دارد که ما صمیمانه ترین رابطه محبت آمیز را تجربه کنیم. اگر شما و نامزدتان در حال حاضر نمی توانید شهوت خود را کنترل کنید چه تضمینی وجود دارد که پس از ازدواج بتوانید این کار را انجام دهید؟

6- باید بدانید که ارزش های شریک زندگیتان چه چیزهایی هستند. همچنین باید از ارزش های فردی خود نیز آگاهی داشته باشید. چه چیزی برایتان اهمیت دارد؟ آیا ارزش های شما دو نفر با هم سازگار هستند. در طول مدتی که صرف قرارهای ملاقات می کنید، باید در مورد یک چنین مسائلی با هم صحبت کنید. آیا بچه می خواهید؟ اگرجوابتان مثبت است، چند تا؟ عقاید مذهبی یکسانی دارید؟ آیا از نظر مذهبی عقاید یکسانی دارید؟ این مقوله از اهمیت خاصی برخوردار می باشد, شاید وقتی که فقط با هم قرار ملاقات می گذارید و حتی در ابتدای زندگی مشترک درگیری های چندانی در مورد مسائل دینی با هم پیدا نکنید، اما زمانیکه پای بچه ها به زندگی مشترک باز میشود، معمولاً مسائل مذهبی اهمیت بیشتری پیدا می کنند، چرا که هر یک از والدین تصمیم می گیرد به فرزندش اعتقادات و ارزش های مذهبی شخصی خود را منتقل کند.

7- در مورد کلیه روابط عاشقانه گذشته با هم صحبت کنید. مسائل عاطفی گذشته را برای شریک زندگی خود باز کنید، چرا که درمیان گذاشتن یک چنین مسائل خصوصی و شخصی می تواند شما را به سطوح عمق تری از صمیمت برساند. هر کدام از طرفین حق دارند که از جزئی ترین مسائل زندگی شما آگاهی داشته باشند. زمانیکه با هم ازدواج کردید نباید هیچ نقطه مبهمی وجود داشته باشد که طرف مقابل را سورپریز کند. اگر با هم توافق می کنید که گذشته مربوط به گذشته است و بهتر است حرفی در این مورد نزنید، من به شما قول می دهم که یک روز وقتی اصلاً انتظارش را ندارید یک نفر از گذشته می آید و برای شما مشکل درست می کند. زمانیکه این اتفاق بیفتد احساس ناامنی ایجاد شده و درد و رنج بیشتری وارد رابطه می شود. اگر احساس میکنید که نمی توانید به طور کامل به طرف خود اعتماد کنید شاید هنوز به مرحله ای نرسیده باشید که آماده ازدواج باشید. این یک امتحان صداقت و آسیب پذیری است.

8- هیچ گاه سازش نکنید. درست است که هیچ انسان کاملی وجود ندارد، اما شما استحقاق بهترین همسر را دارید. برخی از افراد پیشنهاد ازدواج را فقط به دلایل زیر قبول می کنند: فکر می کنند شاید دیگر یک چنین اتفاقی در زندگی برایشان رخ ندهد، بچه دارند و شاید کسی حاضر به زندگی کردن با آنها نباشد، فکر می کنند که: "من آدم خاصی نیستم به همین دلیل حق انتخاب ندارم"، و یا "دوستش ندارم ولی این فرد با ثبات است و می تواند حامی خوبی برای من باشد. هیچ کدام از این موارد نمی توانند دلیل خوبی برای "بله" گفتن به شمار روند. از آنجایی که ازدواج را خداوند پایه ریزی کرده می تواند مکان امنی برای اجتماع دو انسان که پایبند ارزش های الهی هستند، باشد. هدف اصلی ازدواج این است که انسان ها ابتدا بتوانند عشق را در روی زمین احساس کنند تا بعدها به جمع خانوادگی بزرگ خود در بهشت بپیوندند. از خداوند بخواهید که شریک مناسب زندگیتان را پیش رویتان قرار بدهد. منتظر نشانه خداوند باشید و جان فشانی نکنید.

9- از یکدیگر سؤال های مهم بپرسید. زمانی که با هم قرار ملاقات می گذارید زمان مناسبی است که سؤال های مهم و کلیدی را مطرح کنید: در چه نوع خانواده ای بزرگ شدی؟ پدر و مادر در کنار هم زندگی می کردند یا از هم جدا شده بودند؟ با توجه به خانواده اصلی خود از زندگی مشترک خود چه انتظاراتی دارید؟ چه تصمیماتی در ابتدای زندگی برای تعلیم و پرورش بچه خواهید گرفت؟ این جمله را کامل کنيد: "زمانیکه ازدواج کنم و بچه دار شوم هیچ وقت...."
در مورد رابطه خود با والدین جنس مخالف خود صحبت کنید به عنوان مثال پسر و مادر، دختر و پدر. ارتباط با والدين جنس مخالف می تواند اثر مهمی بر روی نحوه رفتار ما با همسرمان داشته باشد. اگر پدر او با مادرش بدرفتاری کند به احتمال زیاد او نیز با خانمش بدرفتاری خواهد کرد. در این زمینه می توانیم یک کتاب به شما معرفی کنیم با نام "1000 سؤال برای زوج ها"

10- قبول نامزد به عنوان همسر آینده مسئله مهمی است که در همان ابتدا شما باید بر روی آن فکر کنید. برای پذیرش یک فرد دیگر شما باید ابتدا خودتان را بپذیرید. شاید در خیلی از کارها خوب ظاهر شوید اما در عین حال اموری نیز وجود دارند که شما نیاز به تمرین و ممارست بیشتری در آنها دارید. تمام این نقاط ضعف و قوت در کنار هم جمع می شوند و شما را می سازند. پذیرش سبب می شود که افراد خودشان باشند و بی قید و شرط به هم عشق بورزند، همانطور که خداوند به بنده هایش عشق می ورزد. اگر فرد احساس کند که پذیرفته نمی شود و از عزت نفس پایینی برخوردار باشد، آنوقت پذیرش خود را برای دیگران نیز سخت می کند و هیچ کس نمی تواند او را واقعاً از صمیم قلب دوست بدارد. در اینجا به اهمیت مشاوره های قبل از ازدواج پی می بریم. زمانیکه ما دانه ای را می کاریم، بالای سر آن نمی ایستیم و نمی گوییم: "زود باش، زود باش، رشد کن، تو سریع رشد نمی کنی، خیلی کندی!" مانند گیاهان انسان ها نیز برای رشد و تعالی، نیازمند زمان هستند و برای این امر نیازمند مراقبت، اهمیت و عشق هستند، درست مانند یک گیاه که نیاز به آب و نور خورشید دارد. هر چقدر خودتان را بهتر بشناسید، آنوقت خیلی راحت تر می توانید شریک زندگیتان را بشناسید. هیچ وقت تلاش نکنید که طرف مقابل را عوض کنید.

11- نسبت به انجام هر گونه آزار و اذیتی هشیار باشید. آیا شریکتان تاکنون سعی کرده با بی حرمتی، توهین و حقارت حرف خودش را به کرسی بنشاند؟ آیا شما را با برخوردهای فیزیکی تهدید کرده؟ آیا احساس می کنید تهدید می شوید؟ آیا تا کنون مورد اصابت قرار گرفته اید؟ شما را هل داده؟ اشیاء را پرتاب می کند؟ هر زمان به هر دلیلی سیلی میزند؟ هیچ یک از رفتارهای ذکر شده قابل قبول نیستند. کسی حق ندارد شما را مورد اصابت قرار دهد و تقصیر شما هم نيست که مورد آزار و اذیت قرار گرفته اید. آیا همسرتان قصد دارد تا شما را از دوستان و کسانیکه دوستشان می دارید، دور کند؟ با مشاهده هر یک از این موارد باید یا رابطه را تمام کنید و یا به آنها بگویید تا زمانیکه به روانپزشک مراجعه نکنند، قادر به ادامه رابطه نخواهید بود. خودتان را گول نزنید، هر رفتار بد قبل از ازدواج، پس از ازدواج چند برابر بدتر خواهد شد. همه روزه افراد بسیار زیادی قربانی خشونت کسانی می شوند که آنها را می شناسند. لطفاً این مسئله را جدی بگیرید.

12- زمانی را نیز به عبادت دو نفری اختصاص دهید. ارزش این کار آن است که وقتی یک زندگی روحانی را پایه ریزی می کنید، در مسیری قرار می گیرید که خداوند در تمام مراحل زندگی حامی و پشتیبانتان خواهد بود. در یک ازدواج روحانی 3 طرف وجود دارد: شما، خدا، همسرتان. در زمان بروز مشکلات پیروی از رهنمون های الهی می تواند بزرگترین کمک را به شما کند.

13- نکته اضافی: افراد مجردی که بچه دارند؛
زمانی که پای بچه ها به میان می آید، لطفاً از آنها سؤال کنید که احساسات خودشان را با شما در میان بگذارند. اگر احساسات منفی داشتند، روی این مسئله دقیقتر بشوید و به دنبال علت ها بگردید. من به شدت توصیه می کنم که تمام افرادیکه در ازدواج دخیل هستند تحت مشاره قرار بگیرند. باید برنامه هایی پیرامون تسهیل ارتباط میان همه افراد طراحی و تنظیم شود. اگر هر دو طرف بچه داشته باشند همه باید در مشاوره های خانوادگی پیش از ازدواج شرکت کنند. کتاب پیشنهادی "قبل از ازدواج مجدد"

14- نکته اضافی: ازدواج با کسی که بچه دارد؛
از خود این سؤالات را بپرسید: آیا من با احساسات کودکان می توانم هماهنگ شوم؟ آیا می توانم به حرف های آنها گوش دهم؟ آیا آنقدر انعطاف پذیری دارم که بتوانم با آنها سازش کنم؟ آیا می توانم کلاس ها، کتب و مشاوره های لازم در این زمینه را پشت سر بگذارم؟ و برای آقایون: آیا می توانم مردانگی خود را وقف کنم و نکات منفی بچه ها را تحمل نمایم؟ آیا تصور می کنید که همسرتان بتواند از پس بچه ها بربیاید؟

15- نکته اضافی: تست های پزشکی را جدي بگيريد؛
پیش از ازدواج توصیه می شود آزمایشات روبرو را انجام دهید: تست HIV، هپاتیت C، هپاتیت B و آزمایش خون

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 آبان1387ساعت 2:28 بعد از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

Password Security Manager یا مديريت امنيت پسوورد

Password Security Manager
مديريت امنيت پسوورد

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


چگونه امنيت كلمه عبور خود را تضمين كنيم؟


با سلام حضور دوستان خوبم با آرزوي اوقاتي خوش و پربار در اين فضاي مجازي، با توجه به رشد روز افزون صنعت آي تي و لزوم بر استفاده از بانك هاي اطلاعاتي از قبيل : شبكه هاي محلي، حساب هاي كاربري، پست الكترونيك (EMail)، دستگاه هاي خودپرداز (ATM)، عمليات بانكي ناشي از انتقال وجه و خريدهاي اينترنتي، و ... كه عموما جهت دسترسي به محتويات آن پسوورد يا كلمه عبور كاربرد بسزايي دارد و نظر به اهميت انتخاب كلمه عبور و از همه مهمتر نگهداري پسوورد، بحث اين شماره از مجله IT به اين مورد مهم اختصاص دارد كه توجه شما عزيزان رو بهش جلب مي كنم:
داشتن یک رمز عبور مطمئن از جمله نکات مهم برای هر کسی است که تحت وب فعالیت میکند. شمایی که روزانه به گشت و گذار در اینترنت می پردازید مطمئنا در سایت ها و انجمن های مختلفی هم عضو هستید که برای ورود به آن ها نیاز به وارد کردن کلمه عبور خود را دارید. انتخاب یک رمز عبور مطمئن (شاید) حیاتی ترین کاری است که برای امنیت اطلاعات خود باید انجام دهید. حتما شما هم اين جمله را از مسئول كامپيوتر يا شبكه يا افراد متخصص در كامپيوتر شنيده‌ايد كه "كلمه عبور خود را به ديگران ندهيد" يا جمله‌هايي شبيه به اين مبني بر حفظ و نگهداري از كلمه عبور. دليل اين همه اصرار و جمله‌هاي تكراري چيست؟ و چرا ما بايد كلمه عبور خود را از همكار يا هر فرد ديگري پنهان نگهداريم؟ به نظر شما از کجا باید فهمید که رمز عبور انتخابی تان از جهات مختلف، امنیت کامل را دارد؟!

بدون شك، تمام كاربراني كه تا به حال با كامپيوتر كار كرده‌اند، مي‌دانند كه فايل‌ها، تنها اجزاء داراي ارزش در كامپيوتر هستند كه در صورت از بين رفتن، شايد هرگز قابل برگشت نباشند. به طور كلي، انواع مختلف فايل‌هايي كه يك كاربر در طول ماه‌ها و سال‌هاي گذشته براي خود توليد يا جمع‌آوري مي‌كند، به عنوان سرمايه‌ايي براي او محسوب مي‌شود. چنانچه اين فايل‌ها مربوط به محيط كار يا پروژه‌هاي كاربر باشد، ادامه كار او به آنها بستگي دارد و چنانچه مربوط به مسائل شخصي باشد، مي‌تواند زندگي و آرامش شخص را به خطر بياندازد. همانطور كه اكنون حفظ رمز كارت‌هاي اعتباري براي همه افراد ضروري است (به دليل ارتباط مستقيم با سرمايه) بديهي است با بالا رفتن ارزش اطلاعات ديجيتال، لزوم حفظ و نگهداري از رمز نيز امري واجب خواهد شد.
با توجه به مسائل فوق، نگهداري، حفظ و انتخاب يك رمز خوب براي هر كاربر امري لازم و ضروري به نظر مي‌رسد و با توجه به افزايش دستگاه هاي ديجيتال و لزوم انتخاب رمز براي هر كدام از آنها به نظر مي‌رسد در آينده تمامي افراد، تمايل به حفظ و نگهداري رمز را در خود احساس مي‌كنند. به همين منظور لازم است كه اطلاعاتي هرچند كم در اين زمينه را داشته باشيم.
اهميت حفظ رمزها توسط صاحبان آنها به حدي است كه اكنون توصيه‌هاي بسياري در اين زمينه مي‌شود تا كاربران را مجاب به دقت بيشتر در اين راستا و همچنين فراگيري ريزه‌كاري‌هاي اين امر ‌كند. اكتشاف رمز و به دست آوردن رمز ديگران يكي از دغدغه‌هاي هكرها بوده تا با استفاده از آن بتوانند به اطلاعات شخصي يا كاري يك كاربر دست يافته يا از طريق آن وارد يك شبكه محلي شوند.
 

اصولا چهار روش شناخته شده براي به دست آوردن رمز ديگران وجود دارد كه در صورت آشنايي كاربران با آنها، مي‌شود درصد بسيار زيادي از آن را كاهش داد. اين چهار روش به شرح زير هستند:
1- Passive Online Attacks : در اين روش هكرها از نرم‌افزار يا سخت‌افزارهاي جاسوسي يا Sniffer ها استفاده مي‌كنند. به اين ترتيب كه اين نرم‌افزار يا سخت‌افزار با قرار گرفتن بر روي شبكه، اطلاعات در حال انتقال بر روي سيم‌ها را Sniff كرده و براي هكر ارسال مي‌كنند.(سخت‌افزارهاي Sniffer در كنار كابل شبكه (كابل‌هاي سيمي) قرار گرفته و اطلاعات داخل آن را مي‌خوانند ولي نرم‌افزارها با نصب بر روي يك كامپيوتر شبكه اين كار را انجام مي‌دهند). طبق آخرين اخبار غير رسمي، سخت‌افزار Sniffer كابل‌ فيبر نوري با قيمت 45000 دلار در آمريكا ساخته شده است.
2- Active Online Attacks : اين روش در واقع حدس زدن رمز كاربران است كه روش تجربي و با توجه به فرهنگ و ذهنيات فرد است. به طور معمول كاربران از مبتدي تا حرفه‌اي سعي مي‌كنند رمزي را براي خود در نظر بگيرند كه به راحتي بتوانند آن را در خاطر نگهدارند. به همين دليل اكثر كاربران از موارد آشنا نظير شماره شناسنامه، نام فرزند، نام همسر و ... كه همگي قابل حدس زدن مي‌باشند را به عنوان رمز خود در نظر مي‌گيرند. كاربران زرنگ‌تر از تركيب آنها استفاده مي‌كنند كه يافتن و حدس زدن آن كمي مشكل‌تر خواهد بود. هكرها نيز با توجه به اين اصل كه كارايي بسياري نيز براي آنها دارد، ابتدا اطلاعات پرسنلي افراد را يافته و با آنها به حدس‌زني رمز مي‌پردازند.
3- Offline Attacks: در اين روش از ابزار نرم‌افزاري براي يافتن رمز استفاده مي‌شود. اين ابزارها معمولا بر دو نوع هستند:
الف - Dictionary Attack : ابزارهاي اين روش، با كمك گرفتن از ذهن هكر، به يافتن رمز در كلمات لغت‌نامه مي‌پردازند. براي اين كار حتي از لغت‌نامه‌هاي غير انگليسي نيز استفاده مي‌شود (لغت‌نامه فارسي نيز براي اين موضوع تهيه شده است)
ب - Brute Force : در اين روش نرم ا‌فزار ابتدا تعداد حروف رمز را با كمك هكر (يا بدون كمك) يافته و با استفاده از حروف و كلمات پيشنهادي هكر، به صورت منظم و يك به يك با جايگذاري آنها، سعي در يافتن رمز مي‌كند (به دليل تعداد بسيار بالاي حروف و اعداد، ممكن است زمان بسياري نياز داشته باشد و هرچه رمز قوي‌تر و پيچيده‌تر باشد، زمان بيشتري لازم دارد). در اين روش بديهي است كه انتخاب رمز مناسب و قوي مي‌تواند به شكست اين نرم‌افزار بيانجامد. در مواردي كه رمز قوي و مناسب است براي پيدا كردن آن، حتي ممكن است كامپيوتر احتياج به چندين سال زمان براي يافتن آن داشته باشد كه عملا غير قابل استفاده خواهد بود.
4- Non Electronic Attacks : در اين روش از راه‌هاي غير معمول و غيركامپيوتري براي يافتن رمز ديگران استفاده مي‌شود. برخي از اين روش‌ها عبارتند از:

الف- نگاه كردن به كي‌بورد هنگام تايپ كاربر بدون اينكه او متوجه شود (معمولا افرادي كه از تبحر خاص در تايپ برخوردارند يا چشمان تيزي دارند به راحتي مي‌توانند حروفي كه تايپ مي‌شوند را ببينند)
ب- از پشت سر فرد نگاه كردن
ج- كاغذ فسفري: با دادن يك كاغذ مخصوص فسفري به كاربر بدون اينكه او متوجه شود، دستانش به فسفر آغشته شده، سپس بر روي كي‌بورد اثر كلماتي كه تايپ مي‌كند، برجا خواهد ماند. البته اين اثرات در حالت عادي غير قابل رويت هستند و با نور مخصوصي كه به آنها تابيده مي‌شود، قابل رويت خواهند بود. به اين ترتيب فرد مي‌تواند متوجه رمز كاربر شود يا حداقل بخش عمده‌اي از آن را به دست آورد.
د- مهندسي اجتماعي: هكرها اعتقاد بسياري به اين مهندسي دارند. در اين روش با استفاده از فرهنگ، ذهنيات، كمبودهاي روحي و ... افراد مختلف، اطلاعات مهمي را به دست مي‌آورند. به واقع در اين روش كه بسيار نيز موثر است، با ترفندهاي مختلف، اطلاعات فرد را از خود او يا اطرافيانش به دست مي‌آورند. در اين روش بيشتر كه بر روي مسئول شبكه يا افراد مهم انجام مي‌شود و به جاي استفاده از ابزار، سعي مي‌شود با روش‌هاي مختلف گفتاري، رمز يا اطلاعاتي كه منجر به لو رفتن رمز مي‌شود را از زبان خود فرد بيرون كشيد.

علاوه بر روش‌هاي فوق كه به صورت دسته‌بندي شده وجود دارد، چند روش كه هنوز دسته بندي نشده نيز وجود دارد كه به معرفي آنها مي‌پردازيم:
1- Key Loggers: اين نوع نرم‌افزارها با قرارگيري بر روي يك سيستم، كليه استفاده‌هاي كاربر از ماوس و كي‌بورد را ضبط كرده و براي هكر ايميل مي‌كند. در اين روش حتما مي‌بايست نرم‌افزار بر روي كامپيوتر شما نصب شود پس دقت كنيد هيچ نرم‌افزاري را بدون شناسايي و نوع عملكرد بر روي كامپيوتر خود نصب نكنيد.
2- Fishing: در اين روش، صفحه‌اي مشابه يكي از سايت‌هاي معتبر جهان ساخته و براي شما ارسال مي‌شود يا اينكه شما را تشويق به ثبت نام براي شركت كردن در يك قرعه‌كشي بزرگ مي‌كند و شما نيز بدون توجه، تمام اطلاعات خود را وارد مي‌كنيد. توجه داشته باشيد حتي اگر اين كار را انجام مي‌دهيد، از رمز ايميل يا رمزهاي مهم خود در اين صفحات استفاده نكنيد و به صفحاتي كه از شما اطلاعات مي‌خواهند به راحتي پاسخ ندهيد.

در ادامه چند پيشنهاد براي حفظ رمز و نهايتا حفظ اطلاعات به شما پيشنهاد مي‌كنم، اميدوارم كه مفيد باشد:
1- انتخاب رمز قوي: به راستي چه رمزي قوي و مناسب است؟ پيشنهاد من به شما انتخاب رمزي حداقل 8 حرفي با تركيبي از حرف، عدد و حداقل يكي از كاراكترهاي خاص (@-$=% و ...) است. كاراكتر خاص را فراموش نكنيد زيرا باعث مي‌شود نرم‌افزارهاي Brute Force از يافتن رمز شما عاجز شوند.
2- استفاده از دو روش براي شناسايي: در سيستم خود و براي ورود از دو روش شناسايي استفاده كنيد مثلا استفاده از كارت هوشمند و رمز معمولي به صورت سري كه باعث مي‌شود ورود به محوطه شخصي شما بسيار سخت شود. اين روش معمولا هزينه چنداني نيز براي شما ندارد.
3- استفاده از تجهيزات بيومتريك: تجهيزات بيومتريك، تجهيزاتي هستند كه از مشخصات منحصر به فرد فيزيك شما استفاده مي‌كنند مانند اثر انگشت، اثر شبكيه چشم صدا يا ... . اين موارد چون تقريبا در جهان منحصر به فرد است، غير قابل تقلب و سوء استفاده است. در حال حاضر بهترين روش شناسايي افراد در جهان همين روش است و تنها ضعف وارده به آن، قيمت بالاي آن است ولي به نظر مي‌رسد آينده از آن اين تكنولوژي است.

با توجه به موارد ذكر شده فوق، نتيجه مي گيريم كه امنيت پسوورد يا همان كلمه عبور حياتي ترين بخش براي فعاليت در دنیای پر رمز و راز آی تی و اینترنت است و با كمي دقت و جديت مي‌توانيم علاوه بر حفظ اطلاعات شخصي و كاري خود، از عواقب خطرناك لو رفتن آن نيز در هر زمان جلوگيري كنيم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 آبان1387ساعت 2:27 بعد از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

آرزوهاي عجيب و غريب يك بنده خدا ! (طنز)

آرزوهاي عجيب و غريب يك بنده خدا ! (طنز)

يك بنده خدايي، كنار اقيانوس قدم ميزد و زير لب، دعايي را هم زمزمه ميكرد. نگاهى به آسمان آبى و درياى لاجوردين و ساحل طلايى انداخت و گفت :
- خدايا ! ميشود تنها آرزوى مرا بر آورده كنى ؟
ناگاه، ابرى سياه، آسمان را پوشاند و رعد و برقى در گرفت و در هياهوى رعد و برق، صدايى از عرش اعلى بگوش رسيد كه ميگفت :
- چه آرزويى دارى اى بنده ى محبوب من ؟
مرد، سرش را به آسمان بلند كرد و ترسان و لرزان گفت :
- اى خداى كريم ! از تو مى خواهم جاده اى بين كاليفرنيا و هاوايي بسازى تا هر وقت دلم خواست در اين جاده رانندگى كنم !
از جانب خداى متعال ندا آمد كه :
- اى بنده ى من ! من ترا بخاطر وفادارى ات بسيار دوست ميدارم و مى توانم خواهش ترا بر آورده كنم، اما، هيچ ميدانى انجام تقاضاى تو چقدر دشوار است ؟ هيچ ميدانى كه بايد فرمان دهم تا فرشتگانم ته ى اقيانوس آرام را آسفالت كنند ؟ هيچ ميدانى چقدر آهن و سيمان و فولاد بايد مصرف شود ؟ من همه ى اينها را مى توانم انجام بدهم، اما، آيا نمى توانى آرزوى ديگرى بكنى ؟
مرد، مدتى به فكر فرو رفت، آنگاه گفت :
- اى خداى من! من از كار زنان سر در نمى آورم ! ميشود بمن بفهمانى كه زنان چرا مي گريند؟ ميشود به من بفهمانى احساس درونى شان چيست ؟ اصلا ميشود به من ياد بدهى كه چگونه مى توان زنان را خوشحال كرد؟
صدايي از جانب باريتعالى آمد كه : اى بنده من ! آن جاده اى را كه خواسته اى، دو باندى باشد يا چهار باندى ؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 آبان1387ساعت 2:24 بعد از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

مشکلات زندگی

مشکلات زندگی

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


استادی در شروع کلاس درس، لیوانی پر از آب را به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند. بعد از شاگردان پرسید : به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟
شاگردان جواب دادند تقريبا 50 گرم.
استاد گفت : من هم بدون وزن کردن، نمی دانم دقیقا“ وزنش چقدراست .
اما سوال من این است : اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
شاگردان گفتند : هیچ اتفاقی نمی افتد.
استاد پرسید خوب، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم، چه اتفاقی می افتد؟
یکی از شاگردان گفت : دست تان کم کم درد میگیرد.
استاد گفت : حق با توست. حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه؟
شاگرد دیگری جسورانه گفت : دست تان بی حس می شود عضلاتتان به شدت تحت فشار قرار میگیرند و فلج می شوند و مطمئنا“ کارتان به بیمارستان خواهد کشید و از اين حرف همه شاگردان خندیدند .
استاد گفت : خیلی خوب است. ولی آیا در این مدت وزن لیوان تغییرکرده است؟
شاگردان جواب دادند : نه پس چه چیز باعث درد و فشار روی عضلات می شود؟ در عوض من چه باید بکنم؟
شاگردان گیج شدند! یکی از آنها گفت : لیوان را زمین بگذارید.
استاد گفت : دقیقا“ مشکلات زندگی هم مثل همین است اگر آنها را چند دقیقه در ذهن تان نگه دارید اشکالی ندارد.
اما اگر مدت طولانی تری به آنها فکر کنید، اعصابتان به درد خواهند آمد، اگر بیشتر از حد نگه شان دارید، فلج تان می کنند و دیگر قادر به انجام کاری نخواهید بود.
فکرکردن به مشکلات زندگی مهم است. اما مهم تر آن است که درپایان هر روز و پیش از خواب، آنها را زمین بگذارید! به این ترتیب تحت فشار قرار نمی گیرند هر روز صبح سرحال و قوی بیدار می شوید و قادر خواهید بود از عهده هر مسئله و چالشی که برایتان پیش می آید ،برآیید ...
 

دوست من، یادت باشد که لیوان آب را همین امروز زمین بگذاری. زندگی همین است ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 آبان1387ساعت 10:13 قبل از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

دوستي تـا ابـديت !

دوستي تـا ابـديت !

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


روزی معلمی از دانش آموزانش خواست که اسامی همکلاسی هایشان را بر روی دو ورق کاغذ بنویسند و پس از نوشتن هر اسم یک خط فاصله قراردهند. سپس از آنها خواست که درباره قشنگترین چیزی که میتوانند در مورد هر کدام از همکلاسی هایشان بگویند، فکر کنند و در آن خط های خالی بنویسند. بقیه وقت کلاس با انجام این تکلیف درسی گذشت و هر کدام از دانش آموزان پس از اتمام، برگه های خود را به معلم تحویل داده، کلاس را ترک کردند.

روز شنبه، معلم نام هر کدام از دانش آموزان را در برگه ای جداگانه نوشت، و سپس تمام نظرات بچه های دیگر در مورد هر دانش آموز را در زیر اسم آنها نوشت. روز دوشنبه، معلم برگه مربوط به هر دانش آموز را تحویل داد. شادی خاصی کلاس را فرا گرفت. معلم این زمزمه ها را از کلاس شنید "واقعا ؟" "من هرگز نمی دانستم که دیگران به وجود من اهمیت می دهند!" "من نمی دانستم که دیگران اینقدر مرا دوست دارند."

دیگر صحبتی ار آن برگه ها نشد و اوضاع مدرسه بصورت عادي مي گذشت. معلم نیز ندانست که آیا آنها بعد از کلاس با والدینشان در مورد موضوع کلاس به بحث و صحبت پرداخته اند یا نه، به هر حال گويي اين موضوع را مهم تلقي نكرد. زيرا آن تکلیف هدف معلم را برآورده کرده بود. آن برگه ها نشانگر اين نكته بود كه همه ي دانش آموزان از تک تک همکلاسی هایشان رضايت كامل داشتند ...

از دست بر قضا با گذشت سالها بچه های کلاس از یکدیگر دور افتادند و هر كدام در مكاني ديگر مشغول ادامه تحصيل ، كار و زندگي شدند ...

چند سال بعد، متقارن با شروع جنگ، یکی از دانش آموزاني كه "مارک" نام داشت و به خدمت سربازي اعزام شده بود در جنگ ویتنام کشته شد ! معلمش با خبردار شدن از اين حادثه در مراسم خاکسپاری او شرکت کرد. او تا بحال، یک سرباز ارتشی را در تابوت ندیده بود. پسر کشته شده، جوان خوش قیافه و برازنده ای به نظر می رسید. کلیسا مملو از دوستان سرباز بود. دوستانش با عبور از کنار تابوت وی، مراسم وداع را بجا آوردند. معلم آخرین نفر در این مراسم تودیع بود.

به محض اینکه معلم در کنار تابوت قرار گرفت، یکی از سربازانی که مسئول حمل تابوت بود، به سوی او آمد و پرسید : "آیا شما معلم ریاضی مارک نبودید؟" معلم با تکان دادن سر پاسخ داد : "چرا" سرباز ادامه داد : "مارک همیشه درصحبت هایش از شما یاد می کرد. "در حين مراسم تدفین، اکثر همکلاسی هاي قديمي اش برای شركت در مراسم در آنجا گرد هم آمده بودند. پدر و مادر مارک نیز که در آنجا بودند، آشکارا معلوم بود که منتظر ملاقات با معلم مارک هستند.

پدر مارک در حالیکه کیف پولش را از جیبش بیرون می کشید، به معلم گفت :"ما میخواهیم چیزی را به شما نشان دهیم که فکر می کنیم برایتان آشنا باشد. "او با دقت دو برگه کاغذ فرسوده دفتر یادداشت که از ظاهرشان پیدا بود بارها و بارها تا خورده و با نوار چسب بهم متصل شده بودند را از کیفش در آورد. خانم معلم با یک نگاه آنها را شناخت. آن کاغذها، همانی بودند که تمام خوبیهای مارک از دیدگاه دوستانش درونشان نوشته شده بود !

مادر مارک گفت : "از شما به خاطر کاری که انجام دادید متشکریم. همانطور که میبینید مارک آن را همانند گنجی نگه داشته است." همکلاسی های سابق مارک دور هم جمع شدند.
چارلی با کمرویی لبخند زد و گفت : "من هنوز لیست خودم را دارم. اون رو در کشوی بالای میزم گذاشتم."
همسر چاک گفت : "چاک از من خواست که آن را در آلبوم عروسیمان بگذارم."
مارلین گفت : "من هم برای خودم هنوز برگه ام را دارم. آن را توی دفتر خاطراتم گذاشته ام."
سپس ویکی، کیفش را از ساک بیرون کشید و لیست فرسوده اش را به بچه ها نشان داد و گفت :" این همیشه با منه....". "من فکر نمی کنم که کسی لیستش را نگه نداشته باشد."

صحبت ها ادامه داشت، انگار كلاسي مثل گذشته ها با همان همكلاسي هاي هميشگي در آنجا تشكيل شده بود فقط جاي مارک خالي بود كه اينك با آرامشي ابدي آرميده بود و دوستي ها را تا ابديت پيوند زده بود. معلم با شنیدن حرف های شاگردانش دیگر طاقت نیاورد، بي امان گریه اش گرفت. او برای مارک و برای همه دوستانش که دیگر او را نمی دیدند، گریه می کرد !!!


سرنوشت انسانها در این جامعه بقدری پیچیده است که ما بعضي وقت ها فراموش می کنیم كه این زندگی روزی به پایان خواهد رسید، و هیچ یک از ما نمی داند که آن روز کی و در كجا اتفاق خواهد افتاد. بنابر این به کسانیکه دوستشان دارید و به آنها توجه دارید بگویید که برایتان مهم و با ارزش هستند، قبل از آنکه برای گفتن اين حقيقت دیر شده باشد. القاء حس دوست داشتن و ايجاد يك حس اعتماد به نفسي كه بتوان به آن تكيه كرد در هيچ لحظه اي از عمر از ياد نخواهد رفت ...

+ نوشته شده در  شنبه 25 آبان1387ساعت 10:0 قبل از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

Notepadسخنگو

سلام ، من Notepad سخنگو هستم ! من مثل Microsoft Notepad قدرتمند و ساده هستم اما همینطور که می بینید ، من می توانم صحبت کنم. من می توانم فایل های TXT , DOC , PDF , HTML و RTF شما و حتی ایمیل هایتان را بخوانم . با کمک من شما می توانید در حین انجام کارهایتان ، از محتوای ایمیل ها و فایل های متنی از طریق گوش کردن به آن ها مطلع شوید ... جملات بالا قسمتی از متن معرفی Speaking Notepad می باشد که این روزها زیاد درباره اش می شنویم.
http://img.tebyan.net/Big/1387/08/17221125394211621401772261531641821658123.jpg

در این نرم افزار تلفظ لغات به زبان انگلیسی است و شما می توانید صدای تلفظ کننده ، سرعت تلفظ و ... را تغییر دهید. Speaking Notخواندن متن با Speaking Notepad 2008epad غیر از خواندن جمله ای متن های آماده ، در حین تایپ کردن هم به کمک شما آمده و با خواندن هر کلمه ای که تایپ می شود به شما کمک کرده تا از صحت موارد تایپ شده مطلع شده و وقت خود را صرف چک کردن کلمات نکنید. این نرم افزار برای افرادی که مکاتبات انگلیسی دارند و یا از منابع متنی انگلیسی استفاده می کنند بسیار سودمند خواهد بود.

دانلود | Download | نرم افزار Speaking Notepad 2008 (لینک مستقیم)
دانلود | Serial | شماره سریال برنامه (لینک غیرمستقیم)
حجم : 500KB
پسورد فايل زيپ : www.taksoft.com

تذکر اول: به کوچک نوشته شدن تمام حروف رمز توجه کنید.
تذکر دوم: برای دریافت برنامه بر روی لینک دانلود راست کیلک کرده و گزینه Save target as را انتخاب کنید.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 آبان1387ساعت 2:28 بعد از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

اطلاع از آخرين تماسها حتي در صورت حذف Call Log

حتماً برايتان اتفاق افتاده است که فردي گوشي شما را براي برقراري يک تماس قرض بگيرد و پس از اتمام تماس ، شماره اي که با آن تماس گرفته است را از بخش Call Log گوشي پاک مي کند تا شما ندانيد با چه شماره اي تماس گرفته است و يا چه شماره اي به گوشي شما زنگ زده بوده است .

يا شايد در جستجوي شماره اي هستيد که قبلا با آن تماس گرفته ايد و در دفترچه تلفن خود نداريد و از شانس بد شما بخش Call Log که نيز که شماره هايي که با آن ارتباط برقرار کرده ايد را نگهداري مي کند ، پاک کرده ايد …
و يا شايد قصد خريد يک گوشي را داريد که فروشنده آن ادعا مي کند گوشي کاملاً آکبند و نو بوده و تاکنون از آن استفاده نشده است و شما قصد داريد واقعا از اين موضوع مطمئن شويد که آيا واقعاً تماسي با گوشي برقرار نشده است ….
در چنين مواردي چه مي کنيد ؟



شايان ذکر است اين ترفند تنها مخصوص گوشيهاي سوني اريکسون با پلتفرم جاوا مي باشد .
براي اين کار مراحل زير را دنبال کنيد .
1- وارد بخش Contact (دفترچه تلفن) شويد .
2- گزينه New contact را انتخاب کنيد .
3- سپس گزينه New number را انتخاب کنيد.
4- گزينه Look up را انتخاب کنيد .
5- سپس گزينه More را بزنيد .
6- گزينه Unsaved nos را انتخاب کنيد

اگر زبان تلفن همراه شما فارسي است ، گزينه ها به ترتيب از چپ به راست از اين قرار خواهند بود:
مخاطبين » افزودن » شماره جديد » افزودن » جستجو » بيشتر » شماره ذخيره نشده
خوب چه مي بينيد ؟
بله آخرين شماره هايي که توسط گوشي شما با آنها ارتباط برقرار شده است ! (تماس گرفته شده و پاسخ داده شده ) را مشاهده خواهيد کرد . اين ليست قابل حذف نيست و همواره تا 99 شماره آخر را نمايش مي دهد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 آبان1387ساعت 2:7 بعد از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

سرویس ایاب و ذهاب جدید کارمندان مایکروسافت!

سرویس ایاب و ذهاب جدید کارمندان مایکروسافت!

از ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۸ کمپانی مایکروسافت سرویس های ویژه ای برای ایاب و ذهاب کارمندان خود در نظر گرفته است. کارمندان در این اتوبوس های مجهز می توانند فعالیت کاری خود را به محض ورود به سرویس شروع کنند و ساعت کاری کارمندان از هنگام شروع کار در اتوبوس محاسبه خواهد شد. مایکروسافت این اتوبوس ها را برای جلوگیری کردن از تلف شدن وقت کارمندان در ترافیک و مسافت های طولانی طراحی کرده است.
شرکت مایکروسافت (به انگلیسی: Microsoft Corporation) یک شرکت آمریکایی چند ملیتی با ۸۹۰۰۰ کارمند در ۱۰۵ کشور دنیا است که در زمینه فناوری‌های رایانه‌ای فعالیت می‌کند. درآمد سالیانهٔ این شرکت در سال ۲۰۰۷ میلادی ۵۱٫۱۲ میلیارد دلار بود. مایکروسافت در زمینهٔ طراحی، توسعه، ساخت، صدور مجوز، پشتیبانی و ارائهٔ خدمات نرم افزاری برای وسایل کامپیوتری فعال است.دفتر مرکزی مایکروسافت در ردموند، واشنگتن در ایالات متحده آمریکا قرار دارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 آبان1387ساعت 2:45 بعد از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

Spyware Doctor v5.5.0.178 - Final ضد هك

Spyware Doctor یكی از محبوبترین برنامه های ارائه شده Spy Remover در بین کاربران است كه طبق گفته وب سایتش ركورد دانلود 500,000 بار در هر هفته و امتیاز 5.5 از سایت های CNET ,download.com را دارد.

Spyware Doctor كامپیوتر شخصی شما را اسكن نموده وبه جستجو و شناسایی هزاران فایل خطرناك در ویندوز میپردازد. Spyware Doctor جایزه های متعددی دریافت كرده است و یكی از بهترین ابزارهای كشف و حذف جاسوس افزارها و حفاظت از كامپیوتر شما در برابر هزاران برنامه و فایلهای ناشناس مخرب از جمله جاسوس افزارها,ویروسها, ثبت كننده های كیبوردی و دیگر برنامه های تهدید كننده ویندوز به شمار میرود. این نرم افزار قدرتمند پس از شناسایی برنامه های مخرب آنها را قرنطینه كرده و در بانك خود گرد هم آورده و اطلاعاتی از هویت اصلی آن ها را مشخص میكند.
معمولا پس از ورود جاسوس افزار ها با مشكلاتی از جمله: كاهش سرعت سیستم، تغییر صفحه پیش فرض مرورگر ویا سایت جستجوگر آن، افزایش تعداد پیام های بی مورد و یا تبلیغات PopUp هنگام مرور وب سایت ها در اینترنت و بسیاری دیگر مواجه خواهید شد در چنین مواقعی استفاده و نصب سریع چنین نرم افزارهایی به شما توصیه میشود.

قابلیت های كلیدی نرم افزار Spyware Doctor v5.5.0.178 - Final :
- اسکن كامل و دقیق سیستم: كشف و حذف انواع مخربها از سیستم از جمله spyware, adware, malware
Trojans, keyloggers, spybots, adbots and trackware و نمایش كلیه حملات صورت گرفته در سیستم
- محافظت از مرور گر شما و برنامه های در حال اجرا در اینترنت و همچنین پیگیری و حذف كوكی ها به علاوه مونیتورینگ اسم آن ها به همراه وب سایت مربوطه
- محافظت از سیستم با ایجاد گارد حفاظتی, دربرابر نفوذ هكرها و جاسوس ها بعلاوه كنترل ActiveX ها كه خود منشا مشكلات در اینترنت اكسپلورر میباشند
- بلوكه و جلوگیری از اجرای تبلیغات زنجیره ای كوچك و اعصاب خورد كن موسوم به PopUp در هنگام مرور وب سایت ها
- هوشمند در جستجوهای عمیق و كشف مخرب افزارهایی كه خود را بصورت های گوناگون در سیستم و در میان پرونده های تو در تو پنهان كرده اند
- امكان بروز رسانی سریع و دریافت اطلاعات روز از اینترنت ,جهت شناسایی مخرب افزارهای جدید
- بهینه سازی تنظیمات و افزایش سرعت نرم افزار نصب به نسخه های قبلی
- استفاده از Total Spider technology جهت تشخیص سریع برنامه های جاسوسی
- قابلیت توقف و ادامه دادن مجدد جستجو
- قابلیت جستجو Drive های خارجی (مانند USB stick و ...)
- پشتیبانی از 13 زبان
- سازگار با ویندوزهای Windows XP, Me, 98, 95 and 2000
- سازگار با ویندوز ویستا
 

  دانلود با حجم 16 مگابايت

پسورد www.MihanDownload.com( به صورت حروف کوچک وارد کنید!)

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 آبان1387ساعت 2:29 بعد از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

راز رنگ سبز یا آبی در لباس جراحان چیست ؟

راز رنگ سبز یا آبی در لباس جراحان چیست ؟

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


جراحان در قدیم لباس سفید می‌‌پوشیدند که رنگ پاکی است. اما بر اساس مقاله‌ای که در یکی از شماره‌های نشریه Today’s Surgical Nurse در سال 1998، در اوائل قرن بیستم یک دکتر مشهور رنگ لباسش را به سبز تغییر داد، چرا که تصور می‌کرد این رنگ برای چشمان جراح راحت‌تر است. گرچه مشکل است که این نظر را تایید کرد که لباس‌های سبز به این دلیل رایج شده‌‌اند، اما رنگ سبز يا آبي ممکن است به خصوص از این لحاظ مناسب باشد که به پزشكان کمک می‌کند در اتاق عمل بهتر ببینند، زیرا رنگ متضاد یا مکمل رنگ قرمز به حساب می‌آید.

رنگ آبي يا سبز به دو دلیل به دید بهتر جراحان کمک می‌کند :
 

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


- اول اینکه نگاه کردن به رنگ آبی یا سبز می تواند دید دکتر از اشیای قرمز از جمله احشای خون‌آلود را تقویت کند. مغز رنگ‌ها را نسبت به یکدیگر تفسیر می‌کند. اگر جراح به چیزی خیره شود، که به رنگ قرمز یا صورتی باشد، حساسیتش را نسبت به آنها از دست می‌دهد. در واقع پیام‌های مربوط به رنگ قرمز در مغز محو می‌شود، که می‌‌تواند باعث شود پزشک تفاوت‌های ظریف رنگ‌ اجزای بدن را به درستی نبیند. نگاه کردن گاه به گاه به چیزی سبزرنگ می‌تواند چشم‌ها را به تغییرات در رنگ قرمز حساس‌تر کند.

- دوم اینکه چنین تمرکز شدید و مداومی بر روی رنگ‌های قرمز ممکن است باعث توهمات بینایی سبز رنگ روی سطوح سفیدرنگ شود که حواس جراح را پرت می‌کند. این شبح‌های سبزرنگ در صورتی که نگاه جراح از بافت‌های قرمز بدن به چیزی سفید رنگ مانند پارچه‌های تخت یا لباس سفید متخصص بیهوشی بیفتد، ممکن است ظاهر شوند.

یک شبح سبزرنگ از احشای قرمز بیمار ممکن است روی پس‌زمینه سفید ظاهر شود. جراح به هر جا که نگاه کند، این تصویر پریشان‌ کننده مانند نقاط نورانی شناوری که پس از فلاش زدن دوربین جلوی چشمان شما ظاهر می‌شود، دید او را دنبال می‌کند. (after effect illusion)

این پدیده به این علت رخ می‌دهد که نور سفید حاوی همه رنگ‌های رنگین‌کمان از جمله سبز و قرمز است. اما از آنجا که همانطور که در بالا گفته شد، دید جراح حساسیتش را به رنگ قرمز از دست داده است، بنابراین مغز پیام‌های دریافتی را به رنگ سبز تفسیر می‌کند. اما اگر دکتر به پارچه‌های سبز یا آبی به جای سفید نگاه کند، این اشباح سبزرنگ با رنگ سبز مخلوط می‌شوند، و حواس او را پرت نمی‌کنند. بنابراین به نظر می‌رسد که رنگ سبز برای دکترها بهترین رنگ باشد و دليلي موجه تر براي استفاده از اين رنگ بنظر نمي رسد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 آبان1387ساعت 1:55 بعد از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

تيم ملي فوتبال دختران (طنز)

 

تيم ملي فوتبال دختران (طنز)

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


از آنجا که اين روزها تب فوتبال بالا گرفته و ما صرفا دچار نوعي جوگيري حاد شده ايم، چاره اي نداريم مگر آداپته کردن خودمان، مطابقت سليقه مان و طرز تفکرمان با فوتبال و تازه مي توانيم جيغ هاي فوتبالي بکشيم و نظريه هاي فوتبالي هم ارائه دهيم، کلان کلان. اما از آنجايي که "متفاوت بودن" مثل زگيل روي نوک دماغمان، آن هم دماغ پيش از عمل نشسته، بنابراين حرفهايمان را فوتباليزه مي کنيم. (اين روش جديدي است براي آغشته کردن هر چيزي به کمي فوتبال و بسياري تب)

در زمين فوتبال دختران مثل همه زمين هاي فوتبال، تعدادي بازيکن داريم که دنبال توپ مي دوند. براي جلو زدن از هم از هيچ تلاشي دريغ نمي کنند (ديده اي دخترها قبل از امتحان به جان همه رفتگان و ماندگان فاميل قسم مي خورند که چيزي نخوانده اند و امتحانشان را خيلي بد داده اند، اما دست آخر بيست مي گيرند؟) دخترها کنار هم مي دوند، از کنار هم که رد مي شوند، لبخند مي زنند، حتي قربان صدقه هم مي روند، اما براي رسيدن به هدف نهايي با هيچ کس شوخي ندارند، حتي خودشان. تازه اين اول ماجراست.

در زمين اتفاقات زندگي، دختران توپ را زير پاي خودشان نگه نمي دارند، مدام يا حمله مي کنند يا دفاع. دختران ذاتا هافبک هستن تازه استراتژي حمله و دفاعشان زمين تا آسمان فرق دارد. براي همين است که مي توانند چنان معجون اشک و لبخندي تحويلتان دهند که درجا مثل ديرک دروازه خشک شويد!

دختران گاهي هافبک وسط تشريف دارند، يعني بدون تعارف وسط زمين ايستاده اند و مثل نقل و نبات توپ پخش مي کنند. برايشان مهم نيست گل را کي بزند و خانوم گل چه کسي بشود. آنها توپ را پاس مي دهند، خوره توپ و گل ندارند، چرا که با دسته گلي کلا مجاب ميشوند! دختران دفاع که مي کنند، محشر مي شوند. گاهي براي خراب کردن بازيکن حريف، سريشم شدن را در پيش مي گيرند و چنان گيري مي دهند که بيا و ببين. دفاعشان مدل يارکوبي دارکوبي است. نوک که مي زنند دست بردار نيستند. چنان بازيکن حريف را مي پيچند که اشکش دربيايد.
برايشان مهم نيست آنها توپ را شوت کنند و ديگران آقاي گل بشوند.

The Girls آن قدر سخاوتمند هستند که اين گونه مفيد، The Others محترم نسبتا مطلوب را "گل شاد" کنند و توي ذوقشان نزنند و بابت زحمات بي دريغ سرشان منت نگذارند. (چون به قدر کافي ژل و روغن روي سر و صورت The Others سنگيني مي کند). راستي تا يادم نرفته بگذاريد از دروازه باني دخترها بگويم. دخترها مثل شير در دروازه ها مي ايستند. چشم هر مهاجمي را با ناخن از ته درمي آورند و مي گذارند کف دستش. اگر دختري دندان قروچه کرد، مطمئن باشيد که توي دروازه ايستاده و به هيچ وجه خيال ندارد نفوذي ها را بپذيرد، چه توپ باشند يا نباشند

دختران بي نظيرند. آنها در فوتبال زندگي به مربي فني و پزشک مراقب نياز دارند، اما بابت نداشتن آنها خم به ابرو نمي آورند. آنها زمين که خوردند خودشان از جا بلند مي شوند و خودشان زخم هايشان را مداوا مي کنند. دختران براي بازي در جام جهاني زندگي يک عمر رژيم مناسب توقع مي گيرند. مدام مراقب وزن خواسته هايشان و تناسب آن با قد داشته هايشان هستند.
اگر روزي فکر کرديد که دختري دارد طاقچه بالا مي گذارد، مطمئن باشيد که به همبازي اش اعتماد کافي ندارد. مطمئن نيست شما داريد رول بازي مي کنيد و داور را نخريده ايد. شايد مطمئن است شما جزو آنهايي هستيد که کنار زمين مي نشينند و فرياد مي زنند و مطالبه ميکنند. پس لطفا خودتان را اصلاح کنيد! خيلي زود پيش از آن که کار بکشد به وقت اضافه و پنالتي، چون دختران محشرترين پنالتي زن هاي دنيا هستند.

نويسنده : زهرا يساقي

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 آبان1387ساعت 1:49 بعد از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

ماجرای تاجر و روستائيان میمون فروش

ماجرای تاجر و روستائيان میمون فروش

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


در زمان های قدیم، تاجری به روستایی كه ميمون هاي زيادي در جنگل هاي حوالي آن وجود داشت رفت و خطاب به مردم روستا گفت: من ميمون هاي اينجا را خريدارم و حاضرم به ازای هر میمون ۱۰ دلار به فروشنده پرداخت می کنم. مردم روستا که جنگل مجاور روستایشان پر از میمون بود خوشحال شدند و به راحتي معامله را قبول کردند.
به نظر آنها قیمت بسيار منصفانه بود. در مدت کوتاهی بیش از هزار میمون را گرفتند و هر میمونی را ۱۰ دلار به آن تاجر فروختند.

فردای آن روز مرد تاجر دوباره به روستا آمد و به روستائيان گفت: هر میمون را ۲۰ دلار از شما می خرم. این بار روستاییان دوباره زمین های کشاورزی خود را ترک کردند و تلاششان را برای گرفتن میمون ها بكار گرفتند. اما ظاهرا تعداد میمون هاي باقيمانده کمتر شده بود. در آن روز فقط ۵۰۰ میمون را گرفته و فروختند.
روز بعد مجددا آن مرد تاجر به روستا آمد و این بار پیشنهاد ۵۰ دلاری به ازای هر میمون را به ساكنان آن روستا داد. او به مردم گفت: امروز من در شهر کاری را بايد انجام دهم ولی معاون من اینجا می ماند و به نمایندگی من میمون ها را از شما می خرد.
مردم روستا بسيار مشتاق شده بودند. هر میمون ۵۰ دلار! اما مسئله این بود که همه میمون ها را آنها گرفته بودند و ديگر میمونی برای فروختن باقی نمانده بود !
روستائيان نزد معاون تاجر رفتند و ماجرا را به او گفتند. معاون بعد از کمی تامل خطاب به روستائيان گفت: این میمون ها را در قفس مي بينيد؟ من حاضرم آنها را به قیمت هر میمون ۳۵ دلار به شما بفروشم و زمانی که تاجر برگشت شما می توانید آنها را به قیمت ۵۰ دلار به او بفروشید.
ظاهرا معامله ي پر منفعتي بنظر مي رسد، ولي غافل از حيله اي كه در آن نهفته است...
بدين ترتيب مردم به خانه هایشان رفتند و هر چه پس انداز داشتند را برای خرید میمون ها آوردند و هر ميمون را بمبلغ 35 دلار از معاون تاجر خريداري كردند.

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

بله. چشمتان روز بد نبيند! از فردا مردم آن روستا دیگر نه آن مرد تاجر را دیدند و نه دستشان به آن معاون رسيد! و تنها میمون ها بودند که با از دست رفتن سرمايه ي روستائيان دوباره در آن روستا ساكن شدند...
 

نتیجه اخلاقی را كه ميتوان از اين حكايت گرفت اينست كه
سرمایه های ملی خود را ارزان نفروشید، حالا هر چيز كه باشد.
چون شما با اندوخته هايي كه متعلق به سرزمين شماست ثروتمنديد
و تا زمانيكه آنها را در محدوده ي خود دارید برنده اید ولی همین که
 آنها را از دست دادید در هر شرايطي بازنده خواهید شد.ماجرای تاجر و روستائيان میمون فروش

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


در زمان های قدیم، تاجری به روستایی كه ميمون هاي زيادي در جنگل هاي حوالي آن وجود داشت رفت و خطاب به مردم روستا گفت: من ميمون هاي اينجا را خريدارم و حاضرم به ازای هر میمون ۱۰ دلار به فروشنده پرداخت می کنم. مردم روستا که جنگل مجاور روستایشان پر از میمون بود خوشحال شدند و به راحتي معامله را قبول کردند.
به نظر آنها قیمت بسيار منصفانه بود. در مدت کوتاهی بیش از هزار میمون را گرفتند و هر میمونی را ۱۰ دلار به آن تاجر فروختند.

فردای آن روز مرد تاجر دوباره به روستا آمد و به روستائيان گفت: هر میمون را ۲۰ دلار از شما می خرم. این بار روستاییان دوباره زمین های کشاورزی خود را ترک کردند و تلاششان را برای گرفتن میمون ها بكار گرفتند. اما ظاهرا تعداد میمون هاي باقيمانده کمتر شده بود. در آن روز فقط ۵۰۰ میمون را گرفته و فروختند.
روز بعد مجددا آن مرد تاجر به روستا آمد و این بار پیشنهاد ۵۰ دلاری به ازای هر میمون را به ساكنان آن روستا داد. او به مردم گفت: امروز من در شهر کاری را بايد انجام دهم ولی معاون من اینجا می ماند و به نمایندگی من میمون ها را از شما می خرد.
مردم روستا بسيار مشتاق شده بودند. هر میمون ۵۰ دلار! اما مسئله این بود که همه میمون ها را آنها گرفته بودند و ديگر میمونی برای فروختن باقی نمانده بود !
روستائيان نزد معاون تاجر رفتند و ماجرا را به او گفتند. معاون بعد از کمی تامل خطاب به روستائيان گفت: این میمون ها را در قفس مي بينيد؟ من حاضرم آنها را به قیمت هر میمون ۳۵ دلار به شما بفروشم و زمانی که تاجر برگشت شما می توانید آنها را به قیمت ۵۰ دلار به او بفروشید.
ظاهرا معامله ي پر منفعتي بنظر مي رسد، ولي غافل از حيله اي كه در آن نهفته است...
بدين ترتيب مردم به خانه هایشان رفتند و هر چه پس انداز داشتند را برای خرید میمون ها آوردند و هر ميمون را بمبلغ 35 دلار از معاون تاجر خريداري كردند.

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

بله. چشمتان روز بد نبيند! از فردا مردم آن روستا دیگر نه آن مرد تاجر را دیدند و نه دستشان به آن معاون رسيد! و تنها میمون ها بودند که با از دست رفتن سرمايه ي روستائيان دوباره در آن روستا ساكن شدند...
 

نتیجه اخلاقی را كه ميتوان از اين حكايت گرفت اينست كه
سرمایه های ملی خود را ارزان نفروشید، حالا هر چيز كه باشد.
چون شما با اندوخته هايي كه متعلق به سرزمين شماست ثروتمنديد
و تا زمانيكه آنها را در محدوده ي خود دارید برنده اید ولی همین که
 آنها را از دست دادید در هر شرايطي بازنده خواهید شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 آبان1387ساعت 1:48 بعد از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

شوهر کامپیوتری

شوهر کامپیوتری

ابوالفضل زرویی نصرآباد

یکى بود، یکى نبود، غیر از خدا هیچ کس نبود. روزى روزگارى در ولایت غربت یک پیرزنى بود به نام �ننه قمر� و این ننه قمر از مال دنیا فقط یک دختر داشت که اسمش �دلربا� بود و این دلربا در هفت اقلیم عالم مثل و مانندى نداشت؛ از بس که زشت و بدترکیب و بد ادا و بى‌کمالات بود.
یک روز که این دلربا توى خانه وردل ننه قمر نشسته بود و داشت به ناخن‌هایش حنا مى‌گذاشت، آهى کشید و رو کرد به مادرش و گفت: �اى ننه، مى گویند �بهار عمر باشد تا چهل سال. با این حساب، توپ سال نو را که در کنند، دختر یکى یک دانه‌ات، پایش را مى‌گذارد توى تابستان عمر. بدان و آگاه باش که من دوست دارم تابستان عمرم را در خانه‌ی شوهر سپرى کنم و من شنیده‌ام که یک دستگاهى هست که به آن مى‌گویند �کامپیوتر� و در این کامپیوتر همه جور شوهر وجود دارد. یکى از این دستگاه‌ها برایم مى‌خرى یا این که چى؟�
ننه قمر �لاحول� گفت و لبش را گاز گرفت و دلسوزانه، بنا کرد به نصیحت که: مردى که توى دستگاه عمل بیاید، شوهر بشو و مرد زندگى نیست. تازه بچه‌دار هم که بشوى لابد یا دارا و سارا مى‌زایى یا از این آدم آهنى‌هاى بدترکیب یا چه مى‌دانم پینوکیو...
وقتى ننه قمر دهانش کف کرد و قلبش گرفت و خسته شد، دلربا شروع کرد به تعریف از کامپیوتر و اینترنت و چت و این که شوهر کامپیوترى هم مثل شوهر راست راستکى است و آنقدر گفت و گفت تا ننه قمر راضى شد براى عاقبت به خیرى دخترش، سینه‌ریز و النگوهاى طلایش را بفروشد و براى دلربا کامپیوتر مجهز به فکس مودم اکسترنال و کارت اینترنت پرسرعت و هدست و کلى لوازم جانبى دیگر بخرد.
بارى اى برادر بدندیده و اى خواهر نوردیده، دستگاه را خریدند و آوردند گذاشتند روى کرسى و زدندش به برق و روشنش کردند. دلربا گفت: �اى مادر، در این وقت روز، فقط بچه‌هاى مدرسه‌اى و کارمندهاى زن و بچه‌دار توى ادارات، مى‌روند در چت و تا نیمه شب خبرى از شوهر نیست.� به همین خاطر، از همان کله‌ی ظهر تا نیمه شب، ننه قمر نشست در پشت دستگاه و با جدیت تمام به بازى ورق گنجفه و با دل و اسپایدر پرداخت.
نیمه شب دلربا دستگاه را تحویل گرفت و وصل شد به اینترنت و یک �آى دى� به نام �دلربا آندرلاین تنها 437� براى خود ثبت کرد و رفت توى یکى از اتاق‌هاى �یارو مسنجر�. به محض ورود، زنگ‌ها به افتخارش به صدا درآمدند و تا دلربا به خودش جنبید، متوجه شد که چهل _ پنجاه تا شوهر بالقوه، دورش را گرفته‌اند. دلربا که دید حریف این همه خواستگار مشتاق و دلداده نیست، همه‌ی پیغام‌ها را خواند و سر آخر از نام یکى از آنها خوشش آمد و با ناکام گذاشتن خیل خواستگاران سمج، با همان یکى گرم صحبت شد. در زیر متن مکالمات نوشتارى آن دو به اختصار درج مى شود:

پژمان آندرلاین توپ اند باحال: سلام. اى دلرباى زیباى شیرین کار، خوبید؟
دلربا آندرلاین تنها437: سلام. مرسى. یو خوبى؟

پژمان: مرسى + هفتاد. سین، جیم، جیم پلیز. [سین، جیم، جیم: همان A/S/L به زبان غربتى است؛ یعنى: سن؟ جنسیت؟ جا و مکان زندگى]
دلربا: هجده، دال، بوغ [یعنى هجده ساله‌ام، دخترم و در بالاى ولایت غربت به زندگانى اشرافى مشغولم. ترجمه و تفسیر از بنده نگارنده] یو چى؟

پژمان: من بیست و چهار، پ، بوغ. خوشبختم! [یعنى خوشوقتم.]
دلربا: لول. [یعنى حسابى لول و کیفورم. همان LOL] پس همسایه‌ایم.

پژمان: بله ولى من براى ادامه‌ی تحصیل دارم ویزا مى‌گیرم که بروم در جابلقا چون که هم در آنجا آزادى مى‌باشد و هم سى دى با کیفیت آینه آنجا هست و من همه کس و کارم (یعنى دخترخاله پسر عمه دایى مامانم) در آنجا زندگى مى‌کنند.
دلربا: اوکى، درک مى‌کنم به قول مامى: توبى اور نات توبى. راستى نگفتى چه شکلى هستى؟

پژمان: قد 185، وزن80، موخرمایى روشن و بلند، پوست سفید، چشم آبى.
دلربا: من قدم 174، وزن 60، رنگ چشمم هم یک چیزى بین آبى و سبز.

پژمان: واى خداى من... راست مى گویى؟
دلربا: وا... یعنى خیلى زشتم؟

پژمان: نه... اتفاقاً بى‌نظیرى. راستش نمى‌دانم چطور شد که همین الان، یک دفعه به من احساس ازدواج دست داد. آه اى دلرباى من، چشمان تو حرمت زمین است و یک قشنگ نازنین است...
دلربا: اى واى خدا مرا بکشد که با بیان حقیقتى ناخواسته، تیر عشق را بر قلبت نشاندم.
حالا دو تا حیران من و تو، زار و گریان من و تو...

پژمان: اى نازنین، بدجورى من خاطرخواه توام آیا حالیت مى‌باشد؟ تکه تکه کردى دل من را، بیا بیا بیا که خیلى مى‌خواهمت.
دلربا: حالا من چه خاکى به سر بریزم با این عشق پاک و معصوم؟ من مى‌خواهم ایوان رویا را آب پاشى کنم و امشب هرجور شده و با هر بدبختى، عکس تو را نقاشى کنم. اما تو را چه جورى بکشم چرا که وسایل نقاشى‌ام کم و کسر دارد و من مداد مخملى ندارم.

پژمان: اوه ماى گاد... اصلاً اى دلرباى نازنین من، بیا تا برویم از این ولایت غربت من و تو. تو دست مرا [البته بعد از جارى شدن صیغه عقد. یادآورى از بنده نگارنده] بگیر و من دامن تو را [البته بعد از جلب رضایت زوجه و خانواده او و همچنین طى مراحل قانونى. ایضاً یادآورى اخلاقى از بنده نگارنده] بگیرم. کاش هم اکنون در کنارم بودى تا... اصلاً ولش کن، الان هر چه بگوییم این یارو �بنده نگارنده� مى‌خواهد وسطش پیام اخلاقى بدهد. بیا شماره تلفن مرا بنویس و تماس بگیر تا بدون مزاحم حرف‌هاى‌مان را بزنیم...

ما از این افسانه نتیجه مى‌گیریم که اگر جوانان را نصیحت کنیم، رازشان را به ما نمى‌گویند!
قصه‌ی ما به سر رسید، غلاغه به خونه‌اش نرسید!

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 آبان1387ساعت 3:14 بعد از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

چرا عدد1, یک نامگذاری شده و عدد 2 ,دو ...

چرا عدد1, یک نامگذاری شده و عدد 2 ,دو ...

هر عدد به تعداد زاویه اش نامگذاری شده :
مثلا عدد 1 یک زاویه دارد.
عدد 2 دو زاویه دارد.
عدد 3 سه زاویه و الا آخر .
عدد 0 هم که زاویه ای ندارد.

متن انگلیسی با توضیحات کامل در آرشیو مهر 87
http://olinda.blogfa.com

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 آبان1387ساعت 3:13 بعد از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

فایل بدون نام واقعی!

در این ترفند شما میتوانستید فایل ها و فولدرهای خود را بدون نام بر روی هارد ذخیره کنید، اما به وسیله وارد نمودن یک کاراکتر نامرئی! اما هم اکنون ما قصد داریم ترفندی را به شما معرفی کنیم که توسط آن میتوانید فایل های خود به شکل واقعی و بدون وارد نمودن کاراکتر خاصی بدون نام کنید.


نحوه اینکار بسیار ساده است!
شما کافی است فایل مورد نظر خود را بستگی به فرمتی که دارد با ادیتور مخصوص خود باز نمایید.
سپس فایل را بدون نام ذخیره کنید!
به عنوان مثال اگر یک فایل تصویری دارید کافی است آن را با Paint ویندوز باز نمایید. سپس از منوی File به Save as رفته و فایل را مثلأ با نام jpg. ذخیره کنید. کافی است یک نقطه وارد کرده و فرمت قبلی فایل را وارد نمایید.
یا اگر فایل شما یک فایل متنی است همانند txt یا doc میتوانید آن را به ترتیب توسط Notepad و MS Word به همین روش بالا بی نام کنید.
در اصل ویندوز به شما اجازه تغییر نام دادن فایل به بی نام را نمیدهد و شما میتوانید فایل های تولیدی خود را مستقیمأ توسط برنامه اصلی بدون نام ذخیره کنید.
به طور کلی فرمت های تصویری یا عکس را میتوانید به وسیله خود Paint ویندوز یا پیشرفته تر توسط فتوشاپ، فایل های آفیس را توسط برنامه های آفیس، فایلهای متنی ویندوزی را توسط Notepad، فایل های صوتی و تصویری را توسط Windows Movie Maker داخل ویندوز و یا مبدل های صوتی و تصویری، فایل های فشرده را توسط WinRar و سایر فایلها را به همین ترتیب توسط برنامه های مخصوص که اجازه Save کردن مجدد فایل را میدهد، بدون نام کنید.

همچنین یک راه دیگر برای بی نام کردن هر فایلی که میتوانیم به آن اشاره کنیم استفاده از روش Image گیری است. به طوریکه شما میتوانید توسط برنامه های ساخت Image از فایلها نظیر Nero از فایلهای مورد نظر خود یک Image بگیرید. سپس توسط نرم افزارهای ویرایش مستقیم فایل های Image همانند PowerISO فایل های Image ساخته شده را باز کرده و ویرایش کنید. در این حالت نیز میتوانید با انتخاب فایل مورد نظر و Rename کردن آن نام آن را پاک نمایید. سپس فایل دستکاری شده را از داخل Image بیرون بکشید و به شکل مستقل بر روی هارد ذخیره کنید. این روش دوم البته اندکی طولانی است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 آبان1387ساعت 2:27 بعد از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

در هر حجمی که دوست دارید فایل تولید کنید!!!

اگر با کامپیوتر آشنایی مختصری نیز داشته باشید حتمأ واحدهای مختلف حجمی نظیر بایت، کیلوبایت، مگابایت، گیگابایت و... را میشناسید. این حجمها همگی بستگی به محتوای درونی فایل ها دارند. اما تاکنون به این موضوع فکر کرده اید که آیا میتوان فایل با هر مقدار حجم تولید کرد؟ آن هم از غیب و نیستی؟! به طوریکه ناگهان دارای فایلی با حجم دلخواه خود شوید؟ یا اصلأ بتوانید هارد خود را کاملأ پر کنید! اینکار با ترفندی که هم اکنون به شما معرفی میکنیم امکان پذیر است! به طوریکه میتوانید از طریق خود محیط ویندوز فایل با حجم دلخواه تولید کنید. فایلهایی که تنها فضا اشغال میکنند و دراصل بی محتوا هستند. با کمی تأمل از این ترفند میتوان استفاده های فراوان و کاربردی زیادی کرد.

ابتدا شما بایستی آشنایی کافی با واحدهای حجمی داشته باشید.
برای اینکار نیز سایز کلیه فایلها را در ابتدا بایستی به بایت تبدیل کنید.
هر کیلوبایت به طور تقریبی 1000بایت و به طور دقیق 1024 بایت است.
در نتیجه به عنوان مثال فایلی با حجم 10 مگابایت تقریبأ معادل 10.000.000 بایت و فایلی با حجم 1 گیگابایت حدودأ 1.000.000.000 بایت است.
برای اینکه خود را جهت این تبدیلات حجمی زیاد اذیت نکنیم بهتر است از مبدل های اتوماتیک استفاده کنیم.
تعدادی از مبدل های آنلاین در آدرس های اینترنتی زیر قابل دسترسی اند:
http://www.t1shopper.com/tools/calculate/byteconverter.shtml
http://www.matisse.net/bitcalc/
http://www.whatsabyte.com/P1/byteconverter.htm
http://www.draac.com/byte-converter.html
http://www.cybersoul.org/pub/byteconverter.htm

اکنون که کار تبدیل واحدها به بایت برای شما آسان شد بایستی به مرحله بعد برویم.
حال از منوی Start به All Programs و سپس Accessories رفته و Calculator را انتخاب کنید تا ماشین حساب ویندوز باز شود.
سپس از منوی View گزینه Scientific را انتخاب کنید.
حالا بایستی ابتدا میزان حجم مورد نیاز خود را به بایت توسط روش های فوق تبدیل کرده و عدد نهایی به بایت را در ماشین حساب وارد کنید.
به عنوان مثال ما در این ترفند فرض میکنیم قصد داریم فایلی با حجم 350 مگابایت را بسازیم.
این مقدار معادل 367001600 به شکل دقیق خواهد شد.
حال 367001600 را در ماشین حساب ویندوز وارد کنید. سپس بر روی گزینه Hex کلیک کنید تا مبنای عدد شما از دسیمال به هگز تغییر کند.
در این مثال عدد ما معادل 1C200000 خواهد شد.
همان طور که میدانید در مبنای هگز شما یک عبارت 8 رقمی خواهید داشت.

در قدم بعدی از منوی Start وارد Run شده و عبارت cmd را وارد کرده و Enter بزنید تا وارد محیط Command Prompt شوید.
اکنون توسط دستورات DOS به محلی که قصد دارید فایل را بسازید بروید.
دقت کنید اگر با این دستورات آشنایی زیادی ندارید تنها به ریشه درایو بروید. به صورتیکه اگر قصد دارید به درایو E بروید عبارت :E را وارد نموده و Enter بزنید تا مسیر به درایو E تغییر کند. و به همین ترتیب برای سایر درایو ها.
اکنون شما بایستی دستور زیر را وارد نموده و Enter بزنید:

debug filename.xxx

دقت کنید در دستور بالا منظور از filename نام فایلی است که قصد دارید تولید کند و xxx نیز فرمت فایل است. مثلأ میتوانید فایلی با فرمت zip یا wmv یا هر فرمت دیگری بسازید (البته به جز exe).
به عنوان مثال ما قصد داریم یک فایل با نام Kamyabonline و فرمت wmv تولید کنم ، دستور ما این میشود:

debug Kamyabonline.wmv

پس از اینکار پیغامی با عنوان File not found مشاهده میکنید.
بلافاصله پس از مشاهده این پیغام عبارت rcx را وارد نمایید.
سپس 4 رقم اول عددمان در مبنای هگز را بایستی وارد کنیم. در مثالمان 4 رقم اول 1C20 میشود.
سپس مجدد Enter میزنیم.
بعد از اینکار بایستی عبارت rbx را وارد نموده و Enter بزنید.
حالا 4 رقم بعدی عدد در مبنای هگز یعنی در این مثال 0000 را وارد کرده و Enter میزنیم.
در نهایت w را وارد کرده و Enter میزنیم تا فایل ما شروع به تولید شدن کند.
بسته به میزان حجم فایل و سرعت کامپیوتر تولید این فایل طول میکشد.
شما میتوانید از طریق My Computer به محلی که فایل را برای تولید انتخاب کردید بروید و لحظه به لحظه شاهد افزایش حجم آن باشید.
در نهایت پس از اتمام کار میتوانید با وارد نمودن دکمه q و زدن Enter کدمان در cmd را بسته و از آن خارج شویم.

برای این مثال کدهای وارد شده در CMD از ابتدا اینگونه خواهند بود:

E:>debug Kamyabonline.wmv
File not found
-rcx
CX 0000
:1C20
-rbx
BX 0000
:0000
-w
Writing 367001600 bytes
q-

در پایان به چند نکته کلیدی دقت کنید:
* اگر عددمان در ماشین حساب پس از تبدیل به هگز کمتر از 8 رقم شد مجدد بایستی در هنگام وارد کردن در cmd آن را از سمت چپ 4 رقم 4 رقم جدا کنید. یعنی اگر عددمان در مبنای هگز معادل 989680 یعنی یک عدد 6 رقمی شد ، بایستی ابتدا در cmd عدد 9896 و سپس 80 را وارد کنیم.
* یکی از کاربردهای این روش تست نمودن هارد یا فلشی است که تاکنون گرفته اید و میخواهید از وارد نمودن اطلاعات در آن مطمئن شوید. از کاربردهای دیگر آن میتوان به شوخی با دوستان و یا حتی خرابکاری های ناجوانمردانه نیز اشاره کرد!
* اگر در cmd با دستور Insufficient space on disk روبرو شدید یعنی یا اعداد را اشتباه محاسبه نموده اید یا میزان فضای کافی برای ذخیره فایلها در پارتیشن مربوطه ندارید.
* در این روش تعدادی کد به شکل متناوب تکرار شده و حجم فایل را تا حجم درخواستی بالا میبرند. در نتیجه اگر این فایلها را توسط برنامه های فشرده ساز فشرده کنید خواهید دید به طرز شدیدی حجمشان کم میشود که به دلیل یکسان بودن کدها و فضاهای خالی زیاد میان آنهاست.

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 آبان1387ساعت 2:26 بعد از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

تغییر اندازه تصویر به وسیله Paint ویندوز به شکلی سریع

قطعأ برای شما نیز گاهی پیش آمده است که قصد کوچک یا بزرگ کردن اندازه یک تصویر را داشته اید. در این هنگام باز نمودن نرم افزار سنگینی نظیر فتوشاپ و استفاده از آن برای کوچک کردن تصویر از نظر منطقی مقداری وقت گیر است. اما فراموش نکنید که این کار را میتوانید به شکل سریع و بدون دردسر در محیط ویندوز انجام دهید ، آن هم از طریق Paint ویندوز! در این ترفند به معرفی نحوه تغییر اندازه یک تصویر با استفاده از Paint ویندوز خواهیم پرداخت.

بدین منظور:
از منوی Start به مسیر All Programs > Accessories رفته و Paint را انتخاب نمایید.
سپس با استفاده از منوی File و انتخاب Open ، تصویر مورد نظر خود را وارد برنامه کنید.
اکنون از منوی Image گزینه Stretch/Skew را انتخاب کنید.
در پنجره باز شده ، در بخش Stretch و دو قسمت Horizontal و Vertical عدد 100 را مشاهده میکنید.
حال  با کم کردن و یا زیان نمودن این مقدار از هر دو قسمت و انتخاب OK میتوانید تصویر خود را به میزان مورد نظر کوچک یا بزرگ کنید.
در پایان با استفاده از File > Save as تصویر تغییر داده شده خود را با فرمت مورد نظر ذخیره کنید.

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 آبان1387ساعت 2:25 بعد از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

تبلیغات ایرانسل : با صدای رسا بخونیدش

شونصدمین جشنواره ایرانسل در قلی آباد خرمن دشت. از 1 فروردین لغایت 29 اسفند هر سال ، با خرید هر سیم کارت ایرانسل هفتاد سیم کارت اعتباری جایزه بگیرید. همه روزه از ساعت 1 نصف شب تا 2 ظهر و از 2 ظهر تا 1 نصف شب. شما می توانید با پرداخت سالیانه مفت هزار ریال از کلیه خدمات ایرانسل برخوردار شوید.

- یک بار دیگر، هزارمین جشنواره ایرانسل به مناسبت روز کفتر برگزار می شود. از علاقه مندان به خرید سیم کارت و جمع کردن سیم کارت های خود در کلکسیون دعوت می شود، تا با خرید هر سیم کارت ایرانسل بی نهایت سیم کارت اعتباری ایرانسل در یافت کنند. نگران نباشید ما با استفاده از چند دستگاه کامیون و 10 تن سیم کارت های جایزه را در حیاط خانه تان خالی خواهیم کرد. 

- ایرانسل هدیه می دهد . از کی تا حالا ؟ از وقتی ایرانسل اومده. بزرگترین جشنواره ایرانسل در قاره آفریقا. بدون خرید هیچ گونه سیم کارت جایزه بگیرید. ایرانسل  بگیرید. ایرانسل جایزه می دهد. ایرانسل هدیه می دهد.

- سیم کارت ویژه ایرانسل به مناسبت روز بزرگداشت مقام  خال خالی، عرضه شد. با جایزه گرفتن ده سیم کارت ایرانسل نهصد و پنجاه و هشت سیم کارت ویژه دیگر ایرانسل جایزه بگیرید. سیم کارت های ما را می توانید از آدامس فروش ها، دست فروش ها، و گل فروش های سر چهار راه تهیه کنید.

- با خرید هر سیم کارت ایرانسل شصت دستگاه تلویزیون رنگی، پنجاه خودروی پژو 206 ، 900 فقره وام ازدواج، و هزاران هزار سیم کارت اعتباری دیگر جایزه ببرید.

- سیم کارت یک بار مصرف و بهداشتی ایرانسل به بازار آمد. این سیم کارت ها را بعد از هر بار استفاده بشکنید و دور بریزید. و سیم کارت دیگری با میلیونها جایزه ارزنده و نفیس دیگر جایزه بگیرید.

استخر سیم کارت ایرانسل افتتاح شد. شما می توانید در این استخر که از سیم کارت پر شده است، شنا کنید و به از هر کجا به کجای ایران فقط دقیقه ای هفتصد میلیون تومان تماس بگیرید.
- و باز هم شما می توانید شماره دلخواه خود را انتخاب کنید...

- مهلت جشنواره تمدید شد...

- بیاین هدیه بگیرید...

- جایزه بگیرید...

و سرانجام ایرانسل به عنوان نیکوکارترین خط موبایل لقب نیکیسل را گرفت. چندی بعد این شرکت به دلیل تولید بیش از حد سیم کارت در شرکت خفه شد و ترکید، و سراسر جهان باران سیم کارت بر سر مردم نازل شد!

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 آبان1387ساعت 2:13 بعد از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

اگر المپیک در ایران برگزار مي‌شد!!!!

 

اگر المپیک در ایران برگزار مي‌شد!!!!

 طبق اخرین اخبار به علت بسته نبودن جاده مسیر دوچرخه سواری که از تهران تا جمکران بود تا حالا 27 تصادف دوچرخه سواران با ماشین گزارش شده است.
 
نیروی انتظامی اعلام کرد از روز اول شروع المپیک تا حالا حدود 45
0هزار بدحجاب و بیحجاب را پس از اینکه به تذکرات توجه نکردند بازداشت کرد و بازداشتها هم چنان ادامه دارد.
 
در پی حضور بوش در مراسم افتتاحیه! ورزشکاران کمپ ایرانی برای اعلام انزجار خود کفن پوشان وارد ورزشگاه شده و در حین عبور شعار مرگ بر امریکا سر دادند. در همین راستا مردم ایران نیز تظاهراتی در گوشه کنار کشور برگزار کردند.
 
به علت نبودن توالتهای عمومی در سطح شهر تهران تا الان 2350 ترکیدگی مثانه و کلیه گزارش شده که پزشکان مشغول مداوای انان هستند.


در پی حضور تیم اسرائیل در ایران ، ایران المپیک را تحریم کرد و از شرکت در ان خودداری میکند.
 
در مسابقات شنای زنان از حضور مردان جلوگیری شد و برای اینکه در موقع پخش مسابقه شئونات رعایت شود در اب گرد زغال ریختند تا اب سیاه شده و زنان دیده نشوند! در پی این تصمیم قرار شد که برنده مسابقه به قید قرعه کشی انتخاب شود.
 
در مسابقات پرش با نیزه زنان به علت برگزاری مسابقات در یک مکان بسته و پایین بودن سقف انجا تا اکنون 4 نفر از شرکت کنندگان به علت برخورد با سقف ، به سقف پاشیده شدند و امدادگران مشغول جدا کردن این نفرات با کاردک از سقف هستند.
 
به علت سهمیه بندی بنزین مسابقات اتوموبیل سواری و موتور سواری برگزار نشد.
 
در مسابقه دو میدانی در 100 متر به علت چاله چوله بودن سیر از 10 نفر شرکت کننده یك نفر توانست خود را به 5 متری خط پایان برساند!
 
مسابقات کشتی با گرمکن ورزشی برگزار میشود.

در مسابقات اسب سواری ، شرکت کنده ایران به علت نبود اسب مناسب با الاغ شرکت کرد که در پی این اقدام کمیته المپیک این شرکت کنند را به خاطر دوپینگ از مسابقات محروم کرد.
 
پس از برگزاری مسابقات قایقرانی در یکی از رودخانه های رشت بنام گوهر رود تا اکنون 150 نفر از شرکت کنندگان به بیماریهای ناشناخته و اسهال شدید مبتلا شدند. توضیح اینکه فاضلاب رشت در رودخانه گوهر رود میریزد و این رودخانه نیز به نوبه به دریا میریزد.

+ نوشته شده در  شنبه 18 آبان1387ساعت 2:28 بعد از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

امكان كاشت شلغم در سياره مریخ !

امكان كاشت شلغم در سياره مریخ !

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


تحلیل جدید مریخ نشین فونیکس نشان داد بعضی از نواحی خاک مریخ از لحاظ شیمیایی به مانند خاک باغچه های زمین است. این فضاپیما اکنون روی مریخ است و آخرین نتیجه ی تحقیقاتش به سمت زمین مخابره می شود. بعضی از نواحی خاک مریخ از لحاظ شیمیایی به مانند خاک باغچه های زمین است. تحلیل جدید مریخ نشین فونیکس این موضوع را تایید کرد. یافت مناطقی بزرگتر و وسیعتر از این ساختارها می تواند شرایط حیات در مریخ را محیا کند.

گرچه این تحقیقات هنوز کامل نشده است ولی فونیکس پیش از این ماده ای دارای ارزش غذایی یافته بود که ساختار آن شبیه منیزیوم، سدیم، پتاسیم و کلر بود. با اینکه عناصر ذکر شده در خاک مریخ موجود است ولی دانشمندان هنوز مطمئن نیستند که این عناصر تمایلی به انحلال در آب و مهیا کردن حیات داشته باشند.

نتیجه دلپذیر از آزمایش خاک مریخ در منطقه ای به نام "سرزمین عجایب"(wonderland) بدست آمد که حاکی از آن بود، این ماده غنی قابلیت انحلال در آب را دارد. این منطقه که در شمال مریخ نشین قرار گرفته، چند سانتی متری از آن حفر شده است. این نمونه برداری چهارشنبه هفته پیش به آزمایشگاه رطوبت سنج و الکتروشیمی و تحلیل گر ضریب هدایت (MECA) فونیکس فرستاده شد.

آزمایشگاه فونیکس، در نمونه های خود ماده ای قلیایی با pH بین 8 و 9 یافت. این ماده قلیایی در خیلی از موارد با خاک زمین اشتراک دارد. از جمله این تشابهات می توان به خاکی که شلغم و مارچوبه سمی در آن رشد می کند اشاره کرد. دانشمندان همگی از این داده های دریافتی شگفت زده بودند!

دانشمندان گمان می کنند که اگر خاک شرایطی مناسب و مساعد داشته باشد به این معناست که محدوده ای عریض تر و بزرگتر از موجودات زنده وجود دارند که توانایی رشد در خاک را دارا هستند. این گونه به نظر می رسد که طبیعت خیلی دوستانه رفتار می کند! کاوش و حفاری عمیق تر می تواند پرده از خاک نمک آلود یا خاکی با PH متمایز بردارد.

+ نوشته شده در  شنبه 18 آبان1387ساعت 2:19 بعد از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

عشق و دیوانگی !

عشق و دیوانگی !

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


در زمانهاي بسيار قديم وقتي هنوز پاي بشر به زمين نرسيده بود، فضيلت ها و تباهي ها دور هم جمع شده بودند، آنها از بی كاری خسته و كسل شده بودند.
ناگهان ذكاوت ايستاد و گفت بياييد يك بازي بكنيم مثل قايم باشك.
همگي از اين پيشنهاد شاد شدند و ديوانگي فورا فرياد زد، من چشم مي گذارم و از آنجايي كه کسی نمي خواست دنبال ديوانگي برود همه قبول كردند او چشم بگذارد.
ديوانگي جلوي درختي رفت و چشم هايش را بست و شروع كرد به شمردن .. يك .. دو .. سه .. همه رفتند تا جايي پنهان شوند.
لطافت خود را به شاخ ماه آويزان كرد، خيانت داخل انبوهي از زباله پنهان شد، اصالت در ميان ابرها مخفي شد، هوس به مركز زمين رفت، دروغ گفت زير سنگ پنهان مي شوم اما به ته دريا رفت، طمع داخل كيسه اي كه خودش دوخته بود مخفي شد و ديوانگي مشغول شمردن بود هفتاد و نه ... هشتاد ... و همه پنهان شدند به جز عشق كه همواره مردد بود نمي توانست تصميم بگيريد و جاي تعجب نيست چون همه مي دانيم پنهان كردن عشق مشكل است، در همين حال ديوانگي به پايان شمارش مي رسيد نود و پنج ... نود و شش. هنگامي كه ديوانگي به صد رسيد عشق پريد و بين يك بوته گل رز پنهان شد.

ديوانگي فرياد زد دارم ميام. و اولين كسي را كه پيدا كرد تنبلي بود زيرا تنبلي، تنبلي اش آمده بود جايي پنهان شود و بعد لطافت را يافت كه به شاخ ماه آويزان بود، دروغ ته درياچه، هوس در مركز زمين، يكي يكي همه را پيدا كرد به جز عشق و از يافتن عشق نا اميد شده بود. حسادت در گوش هايش زمزمه كرد تو فقط بايد عشق را پيدا كني و او در پشت بوته گل رز پنهان شده است.
ديوانگي شاخه چنگك مانندي از درخت چيد و با شدت و هيجان زياد آن را در بوته گل رز فرو كرد و دوباره و دوباره تا با صداي ناله اي دست كشيد عشق از پشت بوته بيرون آمد درحالی که با دستهايش صورتش را پوشانده بود و از ميان انگشتانش قطرات خون بيرون مي زد شاخه به چشمان عشق فرو رفته بودند و او نمي توانست جايي را ببيند او كور شده بود! ديوانگي گفت من چه كردم؟ من چه كردم؟ چگونه مي توانم تو را درمان كنم؟ عشق پاسخ داد تو نمي تواني مرا درمان كني اما اگر مي خواهي كمكم كني مي تواني راهنماي من شوي.
و اينگونه است كه از آنروز به بعد عشق كور است و ديوانگي همواره همراه اوست! و از همانروز تا همیشه عشق و دیوانگی به همراه یکدیگر به احساس تمام آدم های عاشق سرک می کشند ...

 

عشق يعني مستي و ديـــوانگي
عشق يعني ز خــــود بيــگـــانگي

عشق يعني شعله بر خرمن زدن
عشق يعني رسم دل بر هم زدن

+ نوشته شده در  شنبه 18 آبان1387ساعت 2:18 بعد از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

تصاویری که هیچ وقت از صدا و سیمای ایران پخش نخواهند شد...

این عكسها تاکیدی بر صحیح بودن جنگ نیست...

آدمهای خوب همه جا خوب و آدمهای بد همه جا بد  خواهند بود

 
11966232341215206.jpg

بقیه در ادامه مطلب... حتما ببین... نبینی از کفت رفته...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 آبان1387ساعت 2:57 بعد از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

سایبر سکس چیست؟ استفاده نا مناسب از اینترنت

سایبر سکس چیست؟ استفاده نا مناسب از اینترنت

 

سایبر سکس کلمه ای بود که چند روز پیش بر روی جلد مجله ای به نام نسل برتر توجه ام را جلب کرد.با باز کردن مجله به مقاله ای به همین عنوان برخوردم که اشاره ای صریح به چیزی داشت که در دنیای اینترنت و حتی در کشور ما غریبه نیست.


اگر چه با برخی تعاریف آن مخالف بودم اما اجازه دهید بخشی از آنها را تا آنجا که در خاطرم هست بنویسم و البته اصل مقاله را در همان مجله میتوانید بخوانید.سایبر سکس شامل یک رابطه (احتمالا با دیدی جنسی) در دنیای مجازی (اینترنت) است.در مجله مثالی از دانشجویانی نمونه زده شده بود که بعد از خرید کامپیوتر و استفاده از اینترنت ناگهان چرخشی منفی در زندگیشان ایجاد شده بود و اما بخش جالبی از مقاله به تاثیر سایبر سکس در زندگی افراد و نشانه های آن پرداخته بود بطور مثال گوشه گیری و پنهان کردن هر چه بیشتر صفحه نمایش کامپیوتر، بیداریهای شبانه و گذرندان وقت با کامپیوتر بدون انجام هیچ گونه عمل مفیدی،صحبت کردن بی پرده از مسائل و یا کلمات جنسی ، بالا رفتن مصرف اینترنت و..من ندیدم که در این مقاله مشخص شده باشد که مثلا دیدن فیلم و یا تصاویر سکسی از طریق اینترنت نیز در این مقوله میگنجد یا خیر بخصوص اینکه بنده این موارد را جزو سایبر سکس به حساب نمی آورم هرچند که میتواند همان تاثیر اشاره شده در بالا را نیز داشته باشد.


شخصا معتقدم چنین حقایقی وجود دارند بسیاری از ما در اطرافمان و در کشور خودمان شاهد چنین افرادی بوده و یا هستیم. کسانی که دلیل استفادشان از اینترنت چت کردن آنهم با جنس مخالف است.البته من اینرا از ضررهای اینترنت نمیدانم چرا که در اینجا فقط از امکانات ارتباطی اینترنت سوء استفاده شده است.در کشوری که صحبت بین دختران و پسران همیشه با دیدی منفی نگریسته شده است و در کشوری که بارها از عشقهای تلفنی شنیدم و حال آنکه از چت کردن که نه بمانند آن مذمون است و نه مثل آن قابل کنترل باید چنین انتظاری را نیز کم و بیش داشت . مقاله فوق اشاره ای دیگر به نیاز برای فرهنگ سازی برای استفاده مناسب از اینترنت در کنار پیشرفت سخت افزاری و نرم افزاری آن است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 آبان1387ساعت 2:54 بعد از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

مشکل بسیار بزرگی که ایرانیان خارج نشین در گفتگو با مردم انگلیسی زبان داشتند،  بیان اصطلاحاتِ رایج در زبان فارسی بوده که نمیشد به زبان انگلیسی ترجمه کرد،اما اکنون این مشکل هم الحمدالله برطرف شد!!

*My father came out, and I will take out your father!
پدرم در آمد و پدر تورا هم در میارم))
*May they take away your 'dead washer'! (
مرده شورتو ببرن!)
*Ghosts of your stomach! (
ارواح شکمت!)

بقیه در ادامه مطلب( حتما ببین


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 آبان1387ساعت 2:53 بعد از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

قرآن! من شرمنده توام!

قرآن! من شرمنده توام!
9uqmmq.jpg

قرآن! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند "چه کسی مرده است؟" چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است.

قرآن! من شرمنده توام اگر ترا از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام. یکی ذوق می کند که ترا بر روی برنج نوشته، ‌یکی ذوق می کند که ترا فرش کرده، ‌یکی ذوق می کند که ترا با طلا نوشته، ‌یکی به خود می بالد که ترا در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و ... ! آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی کنیم ؟


1213bzn.jpg

قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان که ترا می خوانند و ترا می شنوند،‌آنچنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند. اگر چند آیه از ترا به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد می زنند "احسنت!" گویی مسابقه نفس است

قرآن!‌ من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای. حفظ کردن تو با شماره صفحه یا ‌خواندن تو از آخر به اول، ‌یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟ ای کاش آنان که ترا حفظ کرده اند را ‌حفظ کنی! تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نکنند.

خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو. آنانکه وقتی ترا می خوانند چنان حظ می کنند‌گویی که قرآن همین الان به ایشان نازل شده است.

آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است که به صلیب جهالت کشیدیم!
+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 آبان1387ساعت 2:47 بعد از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

چه قدرعاشق هستید؟ (تست روانشناسی)

چه قدرعاشق هستید؟

 

عشق هم بالاخره اتفاقی است كه به قول شاعر، خواه ناخواه رخ می‌دهد. برای خیلی از روان‌شناس‌ها مطالعه این پدیده جالب است. بعضی‌ها مانند استرنبرگ حتی نظریه‌ای علمی ‌درباره عشق دارند. استرنبرگ معتقد است كه یك عشق كامل سه جنبه دارد. اولین جنبه، وفاداری به معشوق است، دومی، ‌احساس صمیمیت نسبت به او و سومی، ‌داشتن میل جن//سی به معشوق است. به نظر استرنبرگ، هر كدام از اینها كه وجود نداشته باشد، یك جای كار دارد می‌لنگد. پرسشنامه زیر خیلی به جزییات عشق كاری ندارد و می‌خواهد به طور كلی بگوید كه آیا شما عاشق هستید یا نه؟ این تست در دانشگاه نورس ایسترن بوستون تهیه شده است و خوب، معلوم است كه بیشتر برای دانشجوها كاربرد دارد.

چگونه از این تست استفاده كنیم؟

 

عبارات زیر را بخوانید. معشوق‌تان را تصور كنید و نام معشوق‌تان را به جای كلمه او بگذارید. حالا اگر با هر عبارت به طوركامل موافق بودید، عدد 7، اگر نسبتا موافق بودید، عدد 6 ، اگر كمی‌ موافق بودید عدد 5، اگر عبارت را هم درست می‌دانستید و هم غلط (یعنی در مورد نظرتان مطمئن نبودید)، عدد 4، اگر با آن كمی ‌مخالف بودید، عدد 3، اگر نسبتا مخالف بودید، عدد 2 و اگر به‌طور كامل مخالف بودید عدد 1 را جلو عبارت بنویسید.

 

1) برای رسیدن به او خیلی عجله دارم ؟

 

2) او را خیلی جذاب می‌دانم ؟

 

3) او نسبت به بیشتر مردم، عیب‌های كمتری دارد ؟

 

4) برای او هر كاری كه لازم باشد، انجام می‌دهم ؟

 

5) به نظر من، او خیلی دلربا است ؟

 

6) دوست دارم احساساتم را با او در میان بگذارم ؟

 

7) وقتی با هم كاری را انجام می‌دهیم، كار برایم خیلی خوشایند است ؟

 

8) دوست دارم كه او حتما مال من باشد ؟

 

9) اگر اتفاقی برای او بیفتد؛ خیلی ناراحت می‌شوم ؟

 

10) خیلی وقت‌ها به او فكر می‌كنم ؟

 

11) خیلی مهم است كه او به من علاقه داشته باشد ؟

 

12) وقتی با او هستم، كاملا خوشحالم ؟

 

13) برایم دشوار است كه برای مدتی طولانی از او دور باشم ؟

 

14) خیلی به او علاقه دارم ؟

 

 

راهنمای نمره‌گذاری:

 

حالا عددهایی را كه جلوی هر عبارت گذاشته‌اید، با هم جمع بزنید.

 

• شمایی كه بالای 89 نمره آورده‌اید، وضع‌تان خراب است. شما بدجوری عاشق شده‌اید و اگر صادقانه به پرسش‌ها پاسخ داده‌اید، در عشق‌تان هیچ شكی نمی‌توان كرد.

 

• اگر نمره‌تان حول و حوش 78 تا 88 می‌چرخد، شما هم به احتمال خیلی زیاد عاشق هستید و چیزی نمانده است كه در بالای قله عشق بایستید.

 

• اما اگر نمره‌تان بین 68 تا 77 باشد، احتمال كمتری وجود دارد كه عاشق باشید. اما شما هم به هر حال عاشق‌اید.

 

• كسانی كه از 68 پایین‌تر آورده‌اند، بهتر است كه خودشان را گول نزنند. به احتمال زیاد چندان عاشق نیستند.

 

• كسانی كه از 58 پایین‌ترند، به‌ هیچ‌وجه عاشق نیستند. این گروه بهتر است پیشه دیگری برای خودشان دست و پا كنند و یا اسم احساسات رقیق‌شان را نگذارند عشق!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 آبان1387ساعت 2:29 بعد از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

استثنائا ایندفعه فقط دخترای زیر 18 بخونن !!!

استثنائا ایندفعه فقط دخترای زیر 18 بخونن !!!

حتما میدونی که

: تو دیگه الآن یه دختر بچه نیستی ؛ بزرگ شدی ، جسمت هم رشد کرده ، برومند شدی ، قشنگ شدی ... طوریکه اندامت از آقاپسرا دلبری میکنه !

 

 

حتما میدونی که : فقط ظاهرت نیست که رشد کرده و داره به اوج زیبایی می رسه ؛ بلکه خودت هم بزرگ شدی ، عقلت رشد کرده ، میخوای عاشق بشی، دنبال جفتت میگردی ( و اینکه این انتخابو باید با عقلت انجام بدی نه با احساست ) !

 

 

حتما میدونی که : پسری که فقط با دیدن عکست یا دیدن خودت یا یه چیزای ظاهری مثل همینا و بدون هیچ آشنایی نسبت به تو ، عاشقت میشه و میخواد برات بمیره و جیگرتو بخوره ، عاشق خودت نشده بلکه عاشق بدنت شده !

 

 

حتما میدونی که : - و منتظری که – علاقشو نسبت یه تو ، با حرفاش نشون بده تا معلوم بشه چقدر و چیه تورو میخواد !

 

 

حتما میدونی که : حفظ کردن یه دیالوگ عاشقانه و بعد بازی کردن اون ، کار خیلی سختی نیست مخصوصا اگه مثل فیلما الکی نباشه و نتیجه واقعی داشته باشه !

 

 

حتما میدونی که : دل این آقاپسر نیست که داره برات لاو می ترکونه ؛ بلکه غریزشه ، نیازشه ، کشش طبیعیشه به اون چیزاییکه نیازشو برآورده میکنه که الآن اونارو در دسترس خودش میبینه ! 

 

 

حتما میدونی که : اینجور موقع ها  قدو اندام ، زیبایی و ترکیب مناسب ؛ چقدر در میزان عاشق شدن آقاپسرا تاثیر داره ! بطوریکه اگه شما یه دختری باشی خانم باوقار هنرمند و ... اما خیلی ظاهر جالبی نداشته باشی ، آقاپسرا خیلی عاشقت نمیشن !

 

 

حالا میدونی جالب چیه !؟ جالب اینه که :

 

 

حتما میدونی که : وقتی اون جملات عاشقانه رو نثارت کرد ، تو نمیتونی جلوی احساساستو بگیریو تو هم خیلی سریع عاشق میشیو میخوای برا پسر بمیری و اجازه میدی که بیاد جیگرتو بخوره و ... !

 

 

حتما میدونی که : چیکار کردی ؟ تو با دلت و قلبت ( یعنی یه حالت روحی )  جواب عشق غریزی آقاپسررو دادی !

 

 

حتما میدونی که : بعدش چی میشه ؟ خیلی طول نمیکشه – شاید چند دقیقه – که تصمیم می گیری باهاش ازدواج کنی و حاضری برای بودن باهاش ، دست به هر کاری بزنی ... !

 

 

حتما میدونی که : بازم خیلی طول نمیکشه - چند روز یا شاید چند ماه – که معلوم میشه شما به درد هم نمیخورید و نمی تونید تا آخر با هم باشید !

 

 

حتما میدونی که : بعد یه مدت ، از نظر آقاپسره شما دارای یه لیست عیبوایراد هستین که برای ادامه رابطتون مشکل ایجاد میکنن ! خب حالا چه اتفاقی میفته !؟؟؟

 

 

حتما میدونی که : رسیده فصل جدایی و احساسو عشقتو به راحتی نادیده گرفته میشه و اولین شکست عشقی پدیدار میشه !

 

 

حتما میدونی که : بعد از پایان زودهنگام این رابطه و به جا ماندن خاطره شیرینی از بعضی لحظه ها – که حالا برات فقط رنج آورن – تو می مونیو حداقل یه دنیا افسردگی ، نگرانی و کلی استرس از گذشته و آینده ای نا معلوم !

 

 

حتما میدونی که : بعد از این پایان زودهنگام آقا پسره ککشم نمی گزه و برات آرزوی خوشبختی میکنه و بعضی وقتام برات اس ام اس هم میفرسته که هنوزم دوست داره (انکشف که آقا دوباره غریزش یاد خانم افتاده ) !

 

 

حتما میدونی که : به این نمیشه گفت عشق بلکه میشه گفت شکست عشقی و خب هر شکستی می تونه مقدمه یه پیروزی باشه !

 

 

حتما میدونی که : بعد از این نامردیی که در حقت یه مرد کرده ، از همه مردای دنیا بدت میاد و تصمیم – کبری – میگیری که دیگه با هیچ مردی دوست نشی و فقط با دخترا بپری !

 

 

حتما میدونی که : بخاطر کششهای طبیعیی که در درونت هست و بر تو غلبه پیدا میکنن ، خیلی زود تاریخ مصرف تصمیمت تموم میشه و دوباره عاشق میشی !

 

 

و حتما میدونی که : همینطوری مدتها به همین منوال میگذره تا اینکه دیگه هیچی برات مهم نیست و بیخیال همه چی میشیو دیگه به هیچی فکر نمیکنی و هر اتفاقیم که برات بیفته خیلی برات مهم نیست و... (یعنی دیگه خودت رو با ارزش نمیبینی و حداکثر ممکنه به جسمت بنازی و به اون بپردازی ... )

 

 

خب حالا بخاطر این همه دانایی و فهم زیادش یه دست و هورای بلند

خب حالا ازت میخام برای همه حضار محترم – با توجه به این همه درکو درایت زیادی که از خودت نشون دادی – بگی که علت این شکستای عشقی فراوان و پی در پی چه  میباشد !؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  

 

 

-------------------------

* ) این مقاله به قصد اهانت نوشته نشده شوخیاشو به دل نگیر

** ) به امید اون روزیکه دخترا یه راهی رو برن که ضمن اینکه به همه اون چیزایی که میخوان برسن هیچضرری بهشون نرسه

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 آبان1387ساعت 2:20 بعد از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

بخــت بيــدار !

بخــت بيــدار !

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


روزي روزگاري نه در زمان هاي دور، در همين حوالي مردي زندگي مي كرد كه هميشه از زندگي خود گله مند بود و ادعا ميكرد "بخت با من يار نيست" و تا وقتي بخت من خواب است زندگي من بهبود نمي يابد.
پير خردمندي وي را پند داد تا براي بيدار كردن بخت خود به فلان كشور نزد جادوگري توانا برود.
او رفت و رفت تا در جنگلي سرسبز به گرگي رسيد. گرگ پرسيد: "اي مرد كجا مي روي؟"
مرد جواب داد: "مي روم نزد جادوگر تا برايم بختم را بيدار كند، زيرا او جادوگري بس تواناست!"
گرگ گفت : "ميشود از او بپرسي كه چرا من هر روز گرفتار سر دردهاي وحشتناك مي شوم؟"
مرد قبول كرد و به راه خود ادامه داد.
او رفت و رفت تا به مزرعه اي وسيع رسيد كه دهقاناني بسيار در آن سخت كار مي كردند.
يكي از كشاورزها جلو آمد و گفت : "اي مرد كجا مي روي ؟"
مرد جواب داد: "مي روم نزد جادوگر تا برايم بختم را بيدار كند، زيرا او جادوگري بس تواناست!"
كشاورز گفت : "مي شود از او بپرسي كه چرا پدرم وصيت كرده است من اين زمين را از دست ندهم زيرا ثروتي بسيار در انتظارم خواهد بود، در صورتي كه در اين زمين هيچ گياهي رشد نميكند و حاصل زحمات من بعد از پنج سال سرخوردگي و بدهكاري است ؟"
مرد قبول كرد و به راه خود ادامه داد.
او رفت و رفت تا به شهري رسيد كه مردم آن همگي در هيئت نظاميان بودند و گويا هميشه آماده براي جنگ.
شاه آن شهر او را خواست و پرسيد : "اي مرد به كجا مي روي ؟"
مرد جواب داد: "مي روم نزد جادوگر تا برايم بختم را بيدار كند، زيرا او جادوگري بس تواناست!"
شاه گفت : " آيا مي شود از او بپرسي كه چرا من هميشه در وحشت دشمنان بسر مي برم و ترس از دست دادن تاج و تختم را دارم، با ثروت بسيار و سربازان شجاع تاكنون در هيچ جنگي پيروز نگرديده ام ؟"
مرد قبول كرد و به راه خود ادامه داد.
پس از راهپيمايي بسيار بالاخره جادوگري را كه در پي اش راه ها پيموده بود را يافت و ماجراهاي سفر را برايش تعريف كرد.
جادوگر بر چهره مرد مدتي نگريست سپس رازها را با وي در ميان گذاشت و گفت : "از امروز بخت تو بيدار شده است برو و از آن لذت ببر!"
و مرد با بختي بيدار باز گشت...

به شاه شهر نظاميان گفت : "تو رازي داري كه وحشت برملا شدنش آزارت مي دهد، با مردم خود يك رنگ نبوده اي، در هيچ جنگي شركت نمي كني، از جنگيدن هيچ نمي داني، زيرا تو يك زن هستي و چون مردم تو زنان را به پادشاهي نمي شناسند، ترس از دست دادن قدرت تو را مي آزارد.
و اما چاره كار تو ازدواج است، تو بايد با مردي ازدواج كني تا تو را غمخوار باشد و همراز، مردي كه در جنگ ها فرماندهي كند و بر دشمنانت بدون احساس ترس بتازد."
شاه انديشيد و سپس گفت : "حالا كه تو راز مرا و نياز مرا دانستي با من ازدواج كن تا با هم كشوري آباد بسازيم."
مرد خنده اي كرد و گفت : "بخت من تازه بيدار شده است، نمي توانم خود را اسير تو نمايم، من بايد بروم و بخت خود را بيازمايم، مي خواهم ببينم چه چيز برايم جفت و جور كرده است!"
و رفت...

به دهقان گفت : "وصيت پدرت درست بوده است، شما بايد در زير زمين بدنبال ثروت باشي نه بر روي آن، در زير اين زمين گنجي نهفته است، كه با وجود آن نه تنها تو كه خاندانت تا هفت پشت ثروتمند خواهند زيست."
كشاورز گفت: "پس اگر چنين است تو را هم از اين گنج نصيبي است، بيا باهم شريك شويم كه نصف اين گنج از آن تو مي باشد."
مرد خنده اي كرد و گفت : "بخت من تازه بيدار شده است، نمي توانم خود را اسير گنج نمايم، من بايد بروم و بخت خود را بيازمايم، مي خواهم ببينم چه چيز برايم جفت و جور كرده است!"
و رفت...

سپس به گرگ رسيد و تمام ماجرا را برايش تعريف كرد و سپس گفت: "سردردهاي تو از يكنواختي خوراك است اگر بتواني مغز يك انسان كودن و تهي مغز را بخوري ديگر سر درد نخواهي داشت!"
شما اگر جاي گرگ بوديد چكار مي كرديد ؟
بله. درست است! گرگ هم همان كاري را كرد كه شايد شما هم مي كرديد، مرد بيدار بخت قصه ي ما را به جرم غفلت از بخت بيدارش دريد و مغز او را خورد.
 

ديوانگي است قصه‌ي تقدير و بخت نيست
از نام سرنگون شدن و گفتن اين قضاست

در آسمان علم، عمل برترين پر است
در كشور وجود هنر بهترين غناست

ميجوي گرچه عزم تو ز انديشه برتر است
ميپوي گرچه راه تو در كام اژدهاست


شعر از : پروين اعتصامي

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 آبان1387ساعت 7:1 بعد از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

نامه ی یه پسر سنگدل به دوست دخترش

نامه ی یه پسر سنگدل به دوست دخترش
خدایی ایول داره

۱- محبت شدیدی كه صادقانه به تو ابراز میكردم

۲- دروغ و بی اساس بود و در حقیقت نفرت من نسبت به تو

۳- روز به روز بیشتر می شود و هر چه بیشتر تو را می شناسم

۴- به پستی و دورویی تو بیشتر پی میبرم و

۵- این احساس در قلب من قوت میگیرد كه بالاخره روزی باید

۶- از هم جدا شویم و دیگر من به هیچ وجه مایل نیستم كه

۷- شریك زندگی تو باشم و اگرچه عمر دوستی ما همچون عمر گلهای بهار كوتاه بود اما

۸- توانستم به طبیعت پست و فرومایه تو پی ببرم و

۹- بسیاری از صفات ناشناخته تو بر من روشن شد و من مطمئنم

۱۰- این خودخواهی ، حسادت و تنگ نظری تو را هیچ كس نمیتواند تحمل كند و با این وضع

۱۱- اگر ازدواج ما سر بگیرد ، تمام عمر را

۱۲- به پشیمانی و ندامت خواهیم گذراند . بنابراین با جدایی ازهم

۱۳- خوشبخت خواهیم بود و این را هم بدان كه

۱۴- از زدن این حرفها اصلا عذاب وجدان ندارم و باز هم مطمئن باش

۱۵- این مطالب را از روی عمق احساسم مینویسم و چقدر برایم ناراحت كننده است اگر

۱۶- باز بخواهی در صدد دوستی با من برآیی . بنابراین از تو میخواهم كه

۱۷- جواب مرا ندهی . چون حرفهای تو تمامش

۱۸- دروغ و تظاهر است و به هیچ وجه نمیتوان گفت كه دارای كمترین

۱۹- عواطف ، احساسات و حرارت است و به همین سبب تصمیم گرفتم برای همیشه

۲۰- تو و یادگار تلخ عشقت را فراموش كنم و نمتوانم قانع شوم كه

۲۱- تو را دوست داشته باشم و شریك زندگی تو باشم .

و در آخر اگر میخواهی میزان علاقه مرا به خودت بفهمی از مطالب بالا فقط شماره های فرد را بخوان .

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 آبان1387ساعت 3:35 بعد از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

29 سال دوري و انتظار براي يافتن مادر !

29 سال دوري و انتظار براي يافتن مادر !

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

اين تصوير تزئيني است


زن جواني كه مادرش او را در كودكي به خانواده‌اي در تهران سپرده بود، اينك پس از 29 سال دوري از والدين، جستجوي خود را براي يافتن مادرش آغاز كرده است.

او مي‌گويد: بنا بر شناسنامه‌اي كه دارم، نامم زهراست و 27 بهمن 56 در يكي از محله‌هاي تهران به دنيا آمده ام. پدرم موسي و مادرم ثريابيگم است. از دوران تولدم چيز زيادي به خاطر نمي‌آورم. يادم مي‌آيد دو ساله كه بودم، همراه زن مهرباني كه به او ثريا مي‌گفتم، وارد يك خانه قديمي در يكي از كوچه‌هاي جنوب تهران شديم، وقتي مقابل آن خانه ايستادم، دختري كه از من بزرگتر بود، در را باز كرد و من با ديدن اين دختر، خودم را پشت چادر گلدار مامان ثريا پنهان كردم.

وقتي وارد حياط خانه قديمي شديم، روي تخت كنار حياط، يك پدر و پسر نشسته بودند. آنها به محض ديدن من گفتند اين دختر چقدر كوچولو و دوست‌داشتني است. پسر خانواده، سيب قرمزي را كه داخل بشقاب روي تخت گذاشته بود، برداشت و با مهرباني در ميان دستان كوچكم گذاشت. مامان چادرش را روي لبه تخت انداخت و من را روي پاهايش گذاشت. موهايم را نوازش كرد و به همه گفت: اين زهراست و از اين به بعد با ما زندگي خواهد كرد.

از آن روز به بعد، عضو آن خانواده و خواهر كوچولوي دختر و پسر خانواده شدم. آنها من را خيلي دوست داشتند و تنهايم نمي‌گذاشتند. من هم خيلي به آنها علاقه داشتم.

شب‌ها با لالايي مامان ثريا مي‌خوابيدم و صبح‌ها وقتي موهايم را نوازش مي‌كرد، از خواب بيدار مي‌شدم. زندگي خوب و آرامي داشتم تا اين كه وقتي شش ساله بودم، پاي يك زن كه به او خاله نرگس مي‌گفتيم، به منزلمان باز شد. با آمدن وي اوضاع كمي تغيير كرد. مامان او را دوست خودش معرفي كرد و گفت بايد خاله صدايش بزنم.

نمي‌دانم چه چيزي ميان من و خاله نرگس بود كه ما را به هم وابسته مي‌كرد، اما مامان ثريا از اين وابستگي نگران بود و نمي‌گذاشت من با خاله نرگس تنها باشم و هر وقت خاله نرگس مي‌خواست من را براي تفريح بيرون ببرد، اجازه نمي‌داد و حتما خودش هم با ما مي‌آمد. خيلي برايم جاي سؤال بود كه چرا مامان وقتي‌ خاله نرگس پيش ما بود، نمي‌گذاشت زياد با هم ارتباط داشته باشيم و هيچ گاه براي اين پرسش، پاسخي پيدا نكردم.

شش ساله بودم كه يك روز خاله نرگس طبق عادت هميشگي به منزلمان آمد، اما اين بار مثل هميشه نبود و حتي پاسخ سلام من را نداد. او بي‌آن كه به من توجهي كند، سراغ بابا رفت و من هم با تعجب پشت در اتاقي رفتم كه خاله نرگس آنجا بود. خيلي سعي كردم سر از حرف‌هاي بابا و خاله ‌نرگس دربياورم، اما نشد و بعد صداي داد و فرياد خاله را شنيدم. بابا مي‌گفت بهتر است ديگر به ديدن دخترم نيايي و او را فراموش كني. حرف‌هاي آنها خيلي گنگ و نامفهوم بود و نمي‌فهميدم چه مي‌گويند و از كدام دختر صحبت مي‌كنند.

يكدفعه در اتاق باز شد و خاله نرگس بي‌آن كه از پدرم خداحافظي كند، كفش‌هايش را پوشيد و پله‌ها را دو تا يكي كرد و پايين آمد. هر چه صدايش كردم، توجهي نكرد و به سمت سطل زباله داخل حياط رفت و چيزي از داخل كيفش درآورد، بعد آن را تكه‌تكه كرد و داخل سطل انداخت و در را محكم بست و براي هميشه رفت.

گريه كردم و صدايش زدم اما بي‌فايده بود. از مامان و بابا سراغ خاله نرگس را گرفتم، اما آنها جوابي به من ندادند و گفتند ديگر درباره او صحبت نكنم و او را فراموش كنم. آن روز روي تختخوابم آنقدر گريه كردم كه خوابم برد و روز بعد، هراسان از اتاقم بيرون آمدم و به سمت سطل زباله داخل حياط رفتم. آشغال‌هاي داخل آن را اين سو و آن سو كردم تا اين كه يك قطعه عكس پاره‌پاره پيدا كردم.

تصوير يك زن جوان و دختر كوچولويي كه بغلش بود، در آن عكس سالم مانده بود. عكس متعلق به خاله نرگس بود، ولي نفهميدم كودك كنارش، چه كسي بود. عكس خاله نرگس را بي‌آن كه مامان ثريا متوجه شود، برداشتم و بردم داخل اتاقم و زير لباس‌هايم پنهان كردم و در خلوت و تنهايي‌ام با او صحبت مي‌كردم. دلم براي خاله نرگس تنگ شده بود. احساس عجيبي داشتم. نمي‌دانم چرا اينقدر به آن عكس وابسته بودم و نمي‌خواستم آن را از من بگيرند.

روزها جاي خود را به ماه‌ها و ماه‌ها به سال‌ها مي‌سپردند و من بزرگ و بزرگ‌تر مي‌شدم، اما دوري خاله نرگس همچنان بر دلم سنگيني مي‌كرد. سال‌ها به سرعت باد گذشتند و رفتند و به نوجواني رسيدم. انگار مشكلاتم تمامي نداشت. وقتي دوازده ساله بودم، بزرگترين حامي‌ام، مامان ثريا را از دست دادم و زندگي بر سرم آوار شد.

خواهر و برادرم ازدواج كرده بودند و بابا هم سال‌ها پيش از پيش ما رفته بود و من و مامان ثريا مانده بوديم، اما او هم مرا تنها گذاشت و رفت و من ماندم و خاطرات تلخ و شيرين زندگي.

پس از فوت مامان ثريا، ديگر حتي حوصله خودم را هم نداشتم و از همه كس و همه چيز بدم مي‌آمد. حوصله مدرسه رفتن هم نداشتم، ولي ياد و خاطره خاله نرگس اميدي دوباره به من مي‌داد و تحمل مشكلات را برايم راحت‌تر مي‌كرد. مدتي تنها زندگي كردم تا اين كه يكي از اقوام مامان ثريا به خواستگاري‌ام آمد و با وي ازدواج كردم و ثمره آن يك دختر و يك پسر شد.

حتي پس از ازدواج هم نتوانستم از ياد و خاطره خاله نرگس بيرون بيايم. گمان مي‌بردم چيزي بين من و او بايد باشد كه رشته محبت را اين‌چنين عميق مي‌كند. لحظات شاد زندگي مشتركم هم چندان به درازا نكشيد و سه سال پيش به خاطر اختلاف‌هايي كه با شوهرم پيدا كردم، از او جدا شدم و ناچار سرپرستي فرزندانم به وي سپرده شد و من بار ديگر تنها ماندم.

هر از گاه به ديدن فرزندانم مي‌رفتم و هنگام بازگشت به منزل دلواپس آنها مي‌شدم. عيد فطر امسال تصميم گرفتم همراه دخترم به مشهد سفر كنم تا شايد كمي آرام بگيرم، بنابراين به منزل شوهر سابقم رفتم و از او خواستم اجازه دهد دخترم را با خودم به مسافرت ببرم كه قبول كرد و خواست پيش از سفر، رازي را بازگو كند. گيج و مبهوت بودم كه كدامين راز را او سال‌ها از من پنهان كرده بود. به ديوار تكيه زدم و سرجايم ميخكوب شدم. زبانم بند آمده بود و نمي‌فهميدم از چه رازي مي‌خواهد حرف بزند.

شوهر سابقم كمي آرامم كرد و ادامه داد، مي‌داني چرا خاله نرگس خانه‌اي را كه در آن زندگي مي‌كردي براي هميشه ترك كرد و سپس ادامه داد: يادت مي‌آيد مي‌خواستي بداني ميان تو و اين زن چه ارتباطي وجود دارد، آن زن، خاله نرگس مادر تو بود. با شنيدن اين جمله، سرجايم ميخكوب شدم. نفسم بالا نمي‌آمد و قدرت صحبت كردن نداشتم. يكهو بغضم تركيد و گريه كردم. باورم نمي‌شد، زني كه هميشه به ديدنم مي‌آمد، مادرم بوده و سال‌ها بود كه من او را جستجو مي‌كردم.

اكنون بي‌صبرانه در انتظار ديدار زني هستم كه احساسم به من گفته بود او مادر من است. كاش او هم بداند هر روز به اميد يافتن او از خانه خارج مي‌شوم تا شايد نشاني از او پيدا كنم، اما افسوس ...


منبع :
جام جم

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 آبان1387ساعت 2:12 بعد از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

بــاز بـــاران، بـــا تــرانــه…

بــاز بـــاران، بـــا تــرانــه… شايد براي همه ي ماها خاطراتي رو بهمراه داشته باشه. با هواي باروني كه در اين روزها در اكثر شهرهاي ايران وجود داره گفتم شايد بد نباشه يه يادي هم از گذشته ها بكنيم. گذشته هايي كه ما رو مي بره به دنياي شيرين كودكي. وقتي يه بچه دبستانی كوچولو بوديم و مشق شبمون حفظ كردن اين شعر زيبا بود. ياد اون روزها بخير، چه جالب بود، وقتي نوبت به اين درس مي رسيد ديگه پائيز از نيمه گذشته بود و نم نم بارون داشت ترانه شو شروع مي كرد كه درس معلم آغاز مي شد و از روي كتاب فارسي مي گفت :
بــاز بـــاران، بـــا تــرانــه…

البته اين شعر از اون نسخه اي كه در كتاب ادبيات ابتدايي داشتيم كاملتر است. اميدوارم لذت ببريد و قدر خودتون و خاطرات شيرين گذشته تون رو هم بدونيد...
 

بــاز بـــاران، بـــا تــرانــه…

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

باز باران، با ترانه، با گهرهای فراوان می خورد بر بام خانه.
من به پشت شیشه تنها، ایستاده در گذرها، رودها راه اوفتاده.

شاد و خرم یک دو سه گنجشک پر گو،
باز هر دم می پرند، این سو و آن سو.

می خورد بر شیشه و در مشت و سیلی،
آسمان امروز دیگر نیست نیلی.

یادم آرد روز باران: گردش یک روز دیرین،
خوب و شیرین توی جنگل های گیلان.

کودکی ده ساله بودم، شاد و خرم
نرم و نازک، چست و چابک.

از پرنده، از خزنده، از چرنده،
بود جنگل گرم و زنده.

آسمان آبی، چو دریا، یک دو ابر، اینجا و آنجا
چون دل من، روز روشن.

بوی جنگل، تازه و تر، همچو می مستی دهنده.
بر درختان میزدی پر، هر کجا زیبا پرنده.

برکه ها آرام و آبی، برگ و گل هر جا نمایان،
چتر نیلوفر درخشان، آفتابی.

سنگ ها از آب جسته، از خزه پوشیده تن را،
بس وزغ آنجا نشسته، دم به دم در شور و غوغا.

رودخانه، با دو صد زیبا ترانه، زیر پاهای درختان
چرخ میزد، چرخ میزد، همچو مستان.

چشمه ها چون شیشه های آفتابی، نرم و خوش در جوش و لرزه،
توی آنها سنگ ریزه، سرخ و سبز و زرد و آبی.

با دو پای کودکانه، می دویدم همچو آهو،
می پریدم از لب جو، دور میگشتم ز خانه.

می کشانیدم به پایین، شاخه های بید مشکی
دست من می گشت رنگین، از تمشک سرخ و مشکی.

می شندیم از پرنده، داستانهای نهانی،
از لب باد وزنده، رازهای زندگانی.

هر چه می دیدم در آنجا، بود دلکش، بود زیبا، شاد بودم، می سرودم
"روز، ای روز دلارا! داده ات خورشید رخشان، این چنین رخسار زیبا، ورنه بودی زشت و بیجان.

این درختان، با همه سبزی و خوبی،
گو چه می بودند جز پاهای چوبی، گر نبودی مهر رخشان؟

روز، ای روز دلارا! گر دلارایی ست، از خورشید باشد.
ای درخت سبز و زیبا! هر چه زیبایی ست از خورشید باشد."

اندک اندک، رفته رفته، ابر ها گشتند چیره. آسمان گردید تیره،
بسته شد رخساره ی خورشید رخشان، ریخت باران، ریخت باران.

جنگل از باد گریزان، چرخ ها می زد چو دریا،
دانه ها ی "گرد" باران، پهن میگشتند هر جا.

برق چون شمشیر بران، پاره میکرد ابر ها را
تندر دیوانه غران، مشت میزد ابرها را.

روی برکه مرغ آبی، از میانه، از کرانه،
با شتابی چرخ میزد بی شماره.

گیسوی سیمین مه را، شانه میزد دست باران
باد ها، با فوت، خوانا، می نمودندش پریشان.

سبزه در زیر درختان، رفته رفته گشت دریا
توی این دریای جوشان، جنگل وارونه پیدا.

بس دلارا بود جنگل، به، چه زیبا بود جنگل!
بس فسانه، بس ترانه، بس ترانه، بس فسانه.

بس گوارا بود باران، به، چه زیبا بود باران!
می شنیدم اندر این گوهر فشانی، رازهای جاودانی، پند های آسمانی.

"بشنو از من، کودک من، پیش چشم مرد فردا،
زندگانی، خواه تیره، خواه روشن، هست زیبا، هست زیبا، هست زیبا."



شعر از : زنده ياد مجد الدین میرفخرایی ملقب به گلچین گیلانی

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 آبان1387ساعت 2:8 بعد از ظهر  توسط آقای مهندس داود  | 

مطالب قدیمی‌تر