آغاز تا پايان يك ترم دانشگاه به روايت تصوير !
قابل توجه دانشجويان عزيز
شروع ترم

یک هفته بعد از شروع ترم

دو هفته بعد از شروع ترم

قبل از میان ترم
در طول امتحان میان ترم

بعد از امتحان میان ترم

برای مشاهده کامل به ادامه مطلب بروید...
ادامه مطلب
کامپیوتر----> از جون ویندوز تا هک آدمیزاد!






آن روز یکی از گرم ترین روزهای فصل خشکسالی بود و تقریباً یک ماه بود که رنگ باران را ندیده بودیم، پرندگان یکی یکی از پا درمی آمدند و محصولات کشاورزی همه از بین رفته بودند، گاوها دیگر شیر نمی دادند، نهرها و جویبارها همه خشک شده بودند و همین خشکسالی باعث ورشکستگی بسیاری از کشاورزان شده بود. هر روز شوهرم به همراه برادرانش به طرز طاقت فرسایی آب را به مزارع می رساندند، خوب البتّه این اواخر تانکر آبی خریداری کرده بودیم و هر روز در محل توزیع آب، آن را از جیره مان پر می کردیم. اگر به زودی باران نمی بارید، ممکن بود همه چیزمان را از دست بدهیم و در همان روز بود که درس بزرگی از همیاری گرفتم و با چشمان خود شاهد معجزه ای بودم.
وقتی در آشپزخانه مشغول تهیّه ی ناهار برای شوهر و برادر شوهرهایم بودم"بیلی" پسر 6 ساله ام را در حالی که به سمت جنگل می رفت دیدم. او به آسوده خیالی یک کودک خردسال نبود. طوری قدم برمی داشت مثل این که هدف مهمی دارد. من فقط پشت او را می دیدم امّا کاملاً مشخص بود که با دقّت بسیار راه می رود و سعی می کند تا جای ممکن تکان نخورد. هنوز چند دقیقه ای از ناپدید شدنش در جنگل نگذشته بود که با سرعت به سمت خانه برگشت. من هم با این فکر که هر کاری که انجام می داده دیگر تمام شده به درون خانه برگشتم تا ساندویچ ها را درست کنم. لحظه ای بعد او دوباره با قدم هایی آهسته و هدفمند به سمت جنگل رفت و این کار یک ساعت طول کشید. با احتیاط به سمت جنگل قدم برمی داشت و بعد با عجله به سمت خانه می دوید. بالاخره کاسه ی صبرم لبریز شد، دزدکی از خانه بیرون رفتم و او را تعقیب کردم. خیلی مراقب بودم که مرا نبیند. چون کاملاً مشخّص بود کار مهمی انجام می دهد و نمی خواستم فکر کند او را کنترل می کنم. دست هایش را دیدم که فنجانی کرده و در مقابل خود نگه داشته بود، خیلی مراقب بود تا آبی که در دستانش قرار داشت نریزد. آبی که شاید بیشتر از 2 یا 3 قاشق نبود.
هنگامی که دوباره به جنگل رفت، دزدکی به او نزدیک شدم، تیغ ها و شاخه های درختان با صورت او برخورد می کردند، اما هدف او خیلی خیلی مهم تر از این بود که بخواهد منصرف شود. هنگامی که خم شدم تا ببینم او چه کار می کند، با شگفت انگیزترین صحنه در عمرم مواجه شدم؛ چند آهوی بزرگ در مقابل او ظاهر شدند، سپس بیلی به سمت آن ها رفت. دلم می خواست فریاد بکشم و او را از آن جا فراری دهم اما از ترس نفسم بند آمده بود. بعد قوچی بزرگ را با شاخ هایی که نشان از مهارت خالق مطلق داشت، دیدم که به طرز خطرناکی به بیلی نزدیک شده بود، امّا به او صدمه ای نزد. حتّی هنگامی که بیلی دو زانو روی زمین نشست. تکان هم نخورد. روی زمین بچه آهویی افتاده بود و معلوم بود که از گرما و کم شدن آب بدن رنج می برد. بچه آهو سر خود را با زحمت بسیار بالا آورد تا آبی را که در دستان پسرم بود لیس بزند. وقتی آب تمام شد و بیلی بلند شد تا با عجله به سمت خانه برگردد، خودم را پشت یک درخت پنهان کردم تا مرا نبیند. هنگامی که به سوی خانه و به سمت شیر آبی که آن را مسدود کرده بودم می رفت، او را دنبال کردم. بیلی شیر آب را تا آخر باز کرد و قطره ها آرام آرام شروع به چکیدن کردند و او همان جا، در حالی که آفتاب به پشت او شلاق می زد، دو زانو نشست و منتظر ماند تا قطره های آبی که به آهستگی می چکیدند، دست های او را پر کند.
حالا موضوع برایم روشن شده بود. به خاطر آب بازی با شلنگ آب در هفته ی گذشته و سخنرانی مفصّلی که درباره اهمیّت صرفه جویی در مصرف آب از من شنیده، کمک نخواسته بود. تقریباً بیست دقیقه طول کشید تا دستان او پر از آب شد، وقتی که بلند شد و می خواست به جنگل برگردد، من درست در مقابل او بودم در حالی که چشمان کوچکش پر از اشک شده بود فقط گفت: من آب را هدر ندادم و به مسیر خود ادامه داد. من هم با یک دیگ کوچک آب که از آشپزخانه برداشته بودم به او پیوستم. هنگامی که رسیدیم، عقب ایستادم و به او اجازه دادم بچه آهو را به تنهایی سيراب کند، زیرا این کار او بود و خودش باید تمامش می کرد. من ایستادم و مشغول تماشای زیباترین صحنه زندگی ام یعنی سعی و تلاش برای نجات جان دیگری شدم. وقتی قطره های اشک از صورتم به زمین می افتادند، ناگهان قطره ها، بیشتر و بیشتر شدند. به آسمان نگاه کردم، گویی خود خداوند بود که با غرور و افتخار می گریست.
بعضی ها شاید بگویند که این فقط یک اتفاق بوده و این گونه معجزات اصلاً وجود ندارند و یا شاید بگویند گاهی اوقات باید باران ببارد. من نمی توانم با آن ها بحث کنم، حتّی سعی هم نمی کنم. تنها چیزی که می توانم بگویم این است که باران، مزرعه ما را نجات داد. درست مثل عمل پسر بچه ای کوچک که باعث نجات جان یک آهو شد !
این شيوه ي خداوند است! آیا تا به حال شده جایی نشسته باشید و یک دفعه دلتان بخواهد برای کسی که دوستش دارید، کاری نیک انجام دهید؟
این شيوه ي خداوند است! او با شما صحبت می کند و می خواهد شما با او حرف بزنید. آیا تا به حال مستاصل و تنها شده اید، طوری که هیچ کس نباشد تا با او حرف بزنید؟
این شيوه ي خداوند است! آیا تا به حال اتفاق افتاده كه به کسی فکر کنید که مدّت هاست از او خبری ندارید سپس، بعد از مدّتی کوتاه او را ببینید یا تماس تلفنی از جانب او داشته باشید؟
این شيوه ي خداوند است! آیا تا به حال چیز خارق العاده ای را بدون این که آن را درخواست کرده باشید دریافت کرده اید در حالی که توانایی پرداخت هزینه آن را نداشته اید؟
این شيوه ي خداوند است! او از خواسته قلبی ما خبر دارد. آیا فکر می کنید این متن را تصادفی خوانده اید؟ نه این طور نیست. و اکنون این خداوند است كه در قلبتان حضور دارد!
به خداوند نگویید که چقدر توفان مشكلات شما بزرگ و سهمگین است... به توفان بگویید که خداي شما چقدر بزرگ و توانا است.
منبع : مجله موفقیّت
قطعأ شما نیز گاهی خیلی دوست داشته اید که برای مدتی در دسترس نباشید و فردی با شما تماس نگیرد یا پیامی دریافت نکنید. راه هایی نیز برای اینکار وجود دارد. میتوانید گوشی خود را خیلی راحت خاموش کنید ، شاید این کار ساده ترین راه باشد اما بهترین راه نیست ، چرا که با اینکار دیگر به امکانات جانبی گوشی دسترسی نخواهید داشت و شاید نوعی بی احترامی به دوستانتان تلقی شود. یا میتوانید با استفاده از ترفندی که قبلأ در کمیاب آنلاین مطرح شده و با بهره گیری از قابلیت دایورت گوشی خود را از دسترس خارج کنید که این راه نیز باعث میشود که همه متوجه شوند که خودتان باعث عدم دریافت تماس ها شده اید. و راه های دیگری نظیر استفاده از نرم افزارهای جانبی که دردسرهای خود را دارد. اما اکنون شما میتوانید با استفاده از این ترفند و تنها با تغییر یک تنظیم در گوشی خود کاملأ از شبکه تلفن همراه خارج شوید به طوریکه هر فردی با شما تماس گیرد با پیغام "در حال حاضر تماس با مشترک مورد نظر مقدور نمی باشد" روبرو گردد و علاوه بر آن هیچ پیامی برای شما ارسال نشود. این روش بر روی کلیه خطوط تلفن همراه کشور امکان پذیر است و این بار شما بر خلاف شعار همراه اول ، تنها هستید!ابتدا دقت کنید این روش تقریبأ بر روی کلیه گوشی ها امکان پذیر است و تنها بر روی برخی مدل های قدیمی امکان استفاده از آن وجود ندارد.
در گوشی های نوکیا:
از منوی اصلی وارد Settings شوید.
سپس به قسمت Network بروید.
اکنون وارد بخش Network Mode شوید.
حالا گزینه UMTS را انتخاب نمایید.
گوشی شما ممکن است رستارت شود. کار تمام است.
بعد از این کار ، عبارتی با عنوان 3G در کنار نشانگر آنتن گوشی فعال میشود.
اکنون (ترفندستان) میتوانید با شماره گیری گوشی خود توسط تلفن دیگری مطمئن شوید که در دسترس نیستید.
برای بازگشت به حالت معمولی ، مجدد به مسیر فوق رفته و گزینه Dual Mode را انتخاب نمایید.
در گوشی های سونی اریکسون:
از منوی اصلی وارد Settings شوید.
سپس به قسمت Connectivity بروید.
اکنون وارد بخش Mobile Networks شوید.
حالا به قسمت GSM/3G networks بروید.
اکنون بایستی گزینه 3G Only را انتخاب نمایید.
کار تمام است. با شماره گیری گوشی خود توسط تلفن دیگری نتیجه را ببینید.
برای بازگردانی گوشی به حالت اولیه ، کافی است از مسیر یاد شده گزینه GSM and 3G را انتخاب کنید.
در برخی از گوشی های سونی اریکسون مسیر انجام این کار به این شکل است:
Menu > Tools > Control Panel > Connections > Mobile networks > GSM/3G networks
در سایر گوشی ها نیز روش انجام کار تقریبأ به همین شکل است. شما باید در قسمت تنظیمات گوشی خود و در بخش Network آن ، حالت شبکه را بر روی GSM یا UMTS تنظیم کنید. با آزمون و خطا نیز این کار میسر است.
لازم به ذکر است این روش بر روی خطوط مخابراتی داخل کشور یعنی همراه اول ، تالیا و ایرانسل امکان پذیر است چرا که در حال حاضر هیچ کدام از این اپراتورها از فناوری 3G پشتیبانی نمی کنند.
بدین منظور:
از منوی Start وارد Run شوید.
عبارت cmd را وارد کرده و Enter بزنید تا وارد محیط Command Prompt شوید.
سپس دستور زیر را وارد نموده و Enter بزنید (به دو فاصله Space تایپ شده در میان دستور نیز دقت کنید):
netstat -b 5
بلافاصله پس از این کار کلیه کانکشن های جاری توسط نرم افزارهای موجود در ویندوز با ذکر نام هر یک و همچنین پورت مورد استفاده و مسیری که به آن متصل شده است برای شما لیست میشود.
این لیست هر 5 ثانیه به روز میگردد.
در روش فوق اندکی اطلاعات به دلیل به روز رسانی سریع ممکن است قابل فهم نباشد.
برای حل این مشکل دستور زیر را در CMD وارد کنید:
netstat -b 5 > David.txt
سپس در زمانی به عنوان مثال حدود 5 دقیقه صبر کنید و سپس کلیدهای ترکیبی Ctrl+C بزنید.
اکنون عبارت Kamyabonline.txt را مستقیمأ در Run وارد کرده و Enter بزنید.
آمار اتصالات در آن بازه 5 دقیقه ای در یک فایل Notepad به شکلی دقیق قابل مشاهده است.
در پایان در صورت مشاهده هرگونه ارتباط غیرمنطقی یا ناخواسته در میان ارتباطات اینترنتی ، میتوانید علیه نرم افزار مربوطه اقدامات لازم نظیر پاک کردن یا تغییر تنظیمات برنامه را انجام دهید.

چه چیزی میـتواند رمانتیک تر از دریافت یک نامه عاشقانه دسـت نـویس بـاشـد. ایـن نوع نامه ها هنوز هم به عنوان یکـی از بـهتـریـن هدیه های ولنتاین به شمار می روند اما نـبـایـد آنـهـا را مـخـتـص فـوریـه بـدانـیم در هر زمان از سال نـامـه هـای عـاشـقـانه تجلی قدرتمندی از عشق شمـا را پدیدار می سازند.
لازم نیـست کـه حـتما شکسپیر باشید تا بتوانبد یک نامه عـاشـقـانه کـامل و بی نقص بنویسید فقط کافی است که بتـوانیـد احسـاسـات خـود را منـتـقل کـنید. چیزی که نامه عـاشقانه را از سایر نامه ها مجزا می کند خصوصی بودن آن اسـت. از ایـن طـریـق بـه محبوب خود نشان میدهید کـه او را بـه خـوبـی مـی شنـاسـید و ایـن آگاهی را فقط و فقط از طریق عشق خود بدست آورده اید.

تمام چیزی که برای شروع به آن نیاز دارید در دست داشتن قلم و کاغذ مناسب است. سعی کنید به جای کاغذهای با عکس گل سرخ و آندسته از کاغذهایی که در حاشیه آن تصویر الهه های عشق (کودکی برهنه) چاپ شده است از یک کارت محکم استفاده کنید. گیرنده این نامه می خواهد از آن برای سال های درازی نگهداری کند برای همین نوشتن بر روی یک کارت محکم به دوام آن کمک می کند.
سعی کنید در نوشتن صریح باشید. به او بگویید که دقیقا چه احساسی را در شما ایجاد می کند و چه کاری انجام می دهد که باعث می شود شما یک چنین احساسی داشته باشید. از ضمیر دوم شخص "تو" استفاده کنید تا نامه شما مستقیما او را مخاطب قرار دهد. پیش از اینکه شروع به نوشتن کنید چند لحظه صبر کنید و به محبوب خود فکر کنید. شاید سوالات زیر به شما کمک کند تا بتوانید افکارتان را بهتر به جریان بیندازید:
بهترین توانایی او چیست؟
متوجه چه چیزی در او شده اید که خودش قبلا از آن خبر نداشته؟
رمانتیک ترین کاری که او تا به حال برای شما انجام داده چیست؟
در امور روزمره زندگی چه کاری انجام می دهد که گویای اهمیت او نسبت به شماست؟
چه موقع عاشق او شدید؟
کدامیک از خوبی های او شما را شگفت زده می کند؟
بهترین خاطره مشترکتان چیست؟
از زمانیکه به هم پیوستید چه تغییراتی در زندگی شما ایجاد شد؟

البته شما می توانید نامه را به هر طریق که مایل بودید شروع کنید فقط کافی است نام او را ذکر کنید. لازم نیست که از همان ابتدا خیلی احساساتی برخورد کنید. یک "عزیزم" ساده کفایت می کند. نامه را با توضیح یکی از خصوصیات ویژه او که آنرا دوست می دارید شروع کنید. سعی کنید در مورد او از جمله های منحصر به فرد استفاده کنید، مثلا "من هیچ گاه در زندگی خود با کسی که به اندازه تو ....... باشد ملاقات نکرده ام." و یا " هیچ کس هیچ موقع به اندازه تو باعث نشده بود که من احساس ...... کنم." با یک چنین مقدمه ای به او ثابت می شود که رتبه بندی او در ذهن شما با بقیه فرق می کند و جایگاه او از سایرین بالاتر است.
یک راه ساده برای شروع نامه های عاشقانه

در نوشته های خود احساسات واقعی تان را نسبت به او بیان کنید، از مثال هایی استفاده کنید که نشان دهنده توجه شما نسبت به طرف مقابل باشد. مطمئنا کارهایی که برای خوشحال کردنتان انجام داده برای شما ارزشمند هستند پس بهتر است این امور را مجددا به او یاد آوری کنید. خاطره مورد علاقه تان را مرور کنید، برای آینده آرزوهای خوب کنید و گفتن " دوستت دارم" را نیز فراموش نکنید. لازم نیست که نامه شما خیلی طولانی و یا کوتاه باشد فقط باید صداقت را رعایت کنید و صمیمی باشید.
هیچ قانونی وجود ندارد که شما را ملزم به استفاده از شعر در نامه های عاشقانه کند اما اگر دوست داشته باشید می توانید چند بیت شعر مناسب به سلیقه خود انتخاب کنید و آنرا در متن نامه بگنجانید. اگر سروده خاصی در ذهن شما نیست می توانید از شعرهایی که به صورت online موجود هستند استفاده کنید. اما اگر از شعرهای کلاسیک خسته شده اید و به دنبال ابیات غیر معمول می گردید من کتاب "با من تا انتهای عشق برقص" به نویسندگی لئونارد کوهن را به شما معرفی می کنم.
هنگامیکه نامه کامل شد یکبار دیگر آنرا با دقت بخوانید و اگر به اشتباهی بر خوردید آنرا تصحیح کنید. این نامه قرار است بارها و بارها خوانده می شود شما که نمی خواهید یک اشتباه کوچک تاثیر آنرا از بین ببرد.

اگر می خوهید تاثیر نامه دو برابر شود باید در آنرا مهر و موم کنید. این روزها پاکت های دارای مهر و موم در هر مغازه لوازم تحریر فروشی پیدا می شوند. اما استفاده از یک تکه شمع آب شده تیره رنگ خیلی رمانتیک تر است. این کار بسیار ساده است: شمع را روشن کنید ، هنگامیکه آب شد چند قطره از آن را با دقت کافی بر روی در پاکت بچکانید و چند لحظه منتظر بمانید تا کاملا خشک شود.
زمانیکه نامه کامل شد آنرا پست کنید و منتظر پاسخ آن بمانید. اگر كمي تا قسمتي و به اندازه کافی خوش شانس باشید ممکن است روزی خودتان نیز یک نامه عاشقانه دریافت کنید.

بر اساس يك نظريه، خميازه كشيدن مسري است. آخرين نظريه هاي فيزيولوژيست ها در رابطه با خميازه كشيدن، از مسري بودن خميازه حكايت مي كند.
بر اين اساس، خميازه كشيدن يك عمل بدوي است كه در سير تكامل انسان جا مانده است. يك پروفسور دانشگاه مريلند در آمريكا كشف كرده، خنده و خميازه به گونه اي غيرعادي قابل سرايت هستند، به طوري كه تنها مطالعه درباره خميازه كافي است تا شما نيز تمايل به آن پيدا كنيد. براي مثال در بابون ها، 4 خميازه سرپرست گروه، نشانه آن است كه اعضا بايد براي گذراندن شب اطراق كنند.

در واقع خميازه يك بازتاب است و شما نمي توانيد به راحتي آن را متوقف كنيد. اين رفتار علامتي از تغيير حالت ميان هوشياري و خواب آلودگي و برعكس است. به اعتقاد او خميازه كشيدن هيچ ارتباطي با كسب اكسيژن بيشتر براي فرد ندارد. همچنين گروهي از محققان دانشگاه آريزونا، دليل اينكه برخي افراد با مشاهده خميازه ديگران، خود نيز آن را تكرار مي كنند را نوعي پديده ارادي موسوم به مجاورت مي دانند. خميازه عبارت است از باز كردن دهان و تنفس عميق به صورت غير ارادي كه تقريباً از زمان پيش از تولد و به عبارت دقيق تر از دوره جنيني و يازده هفتگي قابل مشاهده است.




در ارتباط با خميازه دو نظريه عمده مطرح است؛ نخست تئوري فيزيولوژيكي كه طبق آن كمبود اكسيژن با بالا رفتن ميزان دي اكسيد كربن در خون باعث مي شود گيرنده هاي حسي پيام خاصي را منتقل و قسمت غيرارادي مغز فرمان خميازه را صادر كند و نظريه دوم، تئوري خستگي است كه خميازه را نوعي واكنش طبيعي بدن مي داند. از سوي ديگر محققان اين مركز به تازگي دريافته اند زماني كه فرد خميازه مي كشد، مقادير بيشتري اكسيژن از طريق گشاد شدن مجاري تنفسي، وارد ريه هايش شده و درصد اين گاز حياتي در خون افزايش مي يابد.
آنها مي گويند: در 90 درصد موارد، خميازه كشيدن به دنبال افت اكسيژن در بدن فرد رخ مي دهد. براي مثال بعد از مدتي نفس كشيدن به صورت مقطع و كوتاه، ناگهان شخص خميازه كشيده و با اين كار بدن او ميزان اكسيژن مورد نياز را دريافت مي كند، پس در حقيقت خميازه پاسخي به نياز فرد به هواي بيشتر است، نه دليلي بر خواب آلودگي. خميازه بي اختيار انجام مي شود، زيرا در مغز ما مركزي است كه نفس كشيدنمان را تنظيم مي كند. اگر مقدار زيادي گاز كربنيك در بدن ما باشد، اين مركز فعال مي شود و ما بي آنكه بخواهيم، نفس عميقي كشيده و گاز كربنيك را هم بيرون مي دهيم.


هر چند علل و چگونگي دقيق خميازه كشيدن مشخص نيست، اما ديدن، شنيدن و يا حتي فكر كردن به خميازه نيز مي تواند آن را در يك فرد برانگيزد. زيرا نگاه كردن و شنيدن صداي خميازه روي مغز ما اثر مي گذارد و باعث خميازه مي شود. پيش از اين تصور عمومي اين بود كه ما تنها هنگام خستگي خميازه مي كشيم، اما ما موقع بيدار شدن از خواب و هوشياري كامل نيز خميازه مي كشيم. امروزه مي دانيم ريه ها مسئول سنجش ميزان اكسيژن نيستند و از طرفي ديده شده كه حتي جنين انسان در شكم مادر با ريه هاي پر از آب خميازه مي كشد.
برنامه روزانه ملتهای مختلف!
پس از ساعتها تحقیق ، برنامه روزانه ملتهای مختلف به شرح زير اعلام می شود :
امريکا : 8 ساعت کار ، 8 ساعت استراحت ، 2 ساعت ماندن در ترافيک ، 2 ساعت تفريح ناسالم ، 2 ساعت تماشای تلويزيون ، 2 ساعت کار با اينترنت
فرانسه : 8 ساعت کار ، 6 ساعت استراحت ، 2 ساعت قدم زدن در خيابان ، 4 ساعت کتاب خواندن ، 2 ساعت حرف زدن عليه تلويزيون ، 2 ساعت خنديدن
ايتاليا : 4 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 4 ساعت غذا خوردن ، 6 ساعت حرف زدن ، 2ساعت خيابان گردی
آلمان : 8 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 2 ساعت اضافه کار ، 2 ساعت تماشای مسابقات تلويزِيونی ، 2 ساعت مطالعه ، 2 ساعت فکر کردن به خودکشی
کوبا : 8 ساعت کار ، 8 ساعت تفريح ، 4 ساعت خواب ، 4 ساعت گوش کردن به سخنرانی کاسترو
عربستان سعودی : 8 ساعت تفريح همراه با کار ، 6 ساعت تفريح همراه با خريد در خيابان ، 10 ساعت خواب
مصر : 4 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 8 ساعت کشيدن قليان ، 2 ساعت گوش کردن به ام کلثوم ، 2 ساعت حرف زدن در مورد گذشته
هندوستان : 8 ساعت جستجوی کار ، 6 ساعت خواب ، 6 ساعت تماشای فيلم ، 2 ساعت جستجو برای محل خواب ، 2 ساعت برای رد شدن از خيابان
پاکستان : 4 ساعت کار غير مجاز ، 8 ساعت خواب در حين کودتا ، 8 ساعت اعتراض عليه کودتا ، 4 ساعت فرا ر از دست پليس
ايران : 8 ساعت خواب ، 8 ساعت استراحت ، 2 ساعت حرکت در ترافيک ، 1 ساعت کار ،3 ساعت بحث در مورد گذران اوقات فراغت ، 2 ساعت بحث در مورد فوتبال!
26 سوال در مورد مردان
1- چرا مردها داراي وجدان پاکي هستند؟
به اين دليل که هيچ گاه از آن استفاده نمي کنند .
2- چرا مردها هميشه خوشحالند؟
چون آدم هاي بي خيال فقط مي خندند .
3- چرا روانکاوي مردها خيلي سريع تر نسبت به خانم ها انجام مي پذيرد؟
زيرا هنگاميکه زمان بازگشت به دوران کودکي فرا مي رسد، مردها همان جا قرار دارند .
4- اگر يک مرد و يک زن با هم از يک ساختمان 10 طبقه به پايين بيفتند کداميک زودتر به زمين ميرسد؟
خانم، چرا که آقا راه را گم مي کند .
5- شباهت آقايون با آگهي هاي بازرگاني چيست؟
شما نمي توانيد يک کلمه از حرف هاي آنها را باور کنيد و هيچ چيز براي زماني بيش از 60 ثانيه دوام نمي آورد .
6- ورزش کنار درياي آقايون چيست؟
هر موقع خانمي را در بيکيني مي بينند شکم هايشان را تو مي دهند .
7- به يک مرد با نصف مغز چه مي گويند؟
با استعداد !!!!!!!!!!!!!!!!
8- فرق بين نرخ اوراق بهادار با مردها در چيست؟
نرخ اوراق بهادار رشد مي کند .
9- خدا بعد از خلق مرد ها چه گفت؟
من مي تونم کارمو بهتر از اين انجام بدم .
10- 2 دليلي که مردها به مسائل کاري خود فکر نمي کنند
1- فکري ندارند . 2- کاري ندارند .
11- در آمريکا به يک مرد باهوش و با استعداد چه مي گويند؟
توريست .
12- آيا شنيده ايد که مردي مدال طلاي المپيک را از آن خود ساخت؟
او بعدا آنرا برنز رنگ کرد .
13- يک وضعيت غير قابل كنترل چيست؟
144 مرد در يک اتاق .
14- براي درست کردن پاپ كُرن به چند مرد نياز است؟
3 تا، يک نفر ماهيتابه را بر روي گاز نگه ميدارد و دو نفر ديگر گاز را تکان ميدهند تا گرما به تمام سطح ماهيتابه برسد .
15- آقايون لباس هايشان را چگونه دسته بندي مي کنند؟
"کثيف" و " کثيف اما قابل پوشيدن" .
16- تنها يک مرد مي تواند يک ماشين ارزان قيمت 2 ميليون توماني بخرد و يک سيستم صوتي 4 ميليون توماني بر روي آن نصب کند .
17- يک خانم 35 ساله به بچه دار شدن فکر مي کند، يک مرد 35 ساله به چيزي فکر مي کند؟
به قرار گذاشتن با بچه ها .
18- شما به مردي که همه چيز دارد چه ميدهيد؟
زني که به او نشان دهد چگونه مي تواند از آنها استفاده کند .
19- چرا عنکبوت هاي سياه پس از جفت گيري، جفت خود را مي کشند؟
به اين خاطر که مي خواهند قبل از شروع خرخر جلوي آنرا بگيرند .
2۰- آينده نگري يک مرد چگونه مشخص مي شود؟
به جاي يک بطري 2 بطري مشروب بخرد !!!!!!!!!!!
۲۱- چرا مردها به دنبال خانمهايي هستند که هيچ گاه قصد ازدواج با آنها را ندارند؟
به همان دليلي که آدمها ماشيني را دنبال مي کنند که هيچ گاه نمي توانند در آن رانندگي کنند .
2۲- شما با مرد مجردي که تصور مي کند بهترين هديه خدا نصيب او شده چه مي کنيد؟
او را مبادله مي کنيم .
2۳- چرا آقايون مجرد جذب خانم هاي با هوش مي شوند؟
دو چيز مخالف نسبت به هم کشش دارند .
2۴- شباهت آقايون با ماشين چمن زني در چيست؟
هر دو خيلي سخت به کار مي افتند، در هنگام کار سر و صداي زياد ايجاد مي کنند و حتي نيمي از وقت را هم نمي توانند به درستي کار کنند .
۲۵- فرق يک شوهر جديد با يک هاپوي جديد در چيست؟
بعد از يک سال هاپو هنوز هم از ديدن شما به هيجان مي آيد .
۲۶- نازکترين کتاب دنيا چه نام دارد؟
چيزهايي که مردان در مورد زنان مي دانند

شیوه دوش گرفتن اشخاص میتواند اطلاعات زیادی را در خصوص نوع شخصیتتان بگوید. برای بعضیها ممکن است تنها پنج دقیقه زمان لازم باشد اما برای بعضی دیگر این زمان به بیش از 20 دقیقه میرسد. استیون اسکچر، روانشناس آمریکایی معتقد است هر کاری که ما انجام میدهیم بازتابی از شخصیت واقعی ما است و حمام نیز جایی اختصاصی است که ما در آنجا آزاد هستیم تا خودمان باشیم بنابر این عادات حمام کردن میتواند حاوی اطلاعات مفید شخصیتی باشد.
حمام نتیجهگرایان :
معمولا حمام کردن افراد فعال 6 تا 10 دقیقه طول میکشد. لیف زدن، شامپوی سر، آبکشی موها و سپس ماموریت تمام میشود. اگر در این گروه قرار دارید ویژگی شما این است که همیشه در انجام کارها به دنبال یافتن راه حل سریع و مناسب هستید. شما دقیقا میدانید که چه کاری میخواهید انجام دهید و کار خود را با کیفیت انجام میدهید. شما فردی هدفگرا هستید و شخصیتی از نوع شخصیت A دارید. افراد دارای این شخصیت افرادی هستند که خونسرد نیستند، زمان برایشان بسیار مهم است، بعضی مواقع در ارتباط با موقعیت خود احساس عدم امنیت میکنند، حس رقابت دارند، پرخاشگر هستند، معمولا چند کار را با هم انجام میدهند و معتاد به کار میشوند و کمترین تاخیر در انجام کارها هم آنها را ناراحت میکند.

حمام نمایشیها :
حمام جایی است که شما از قید و بندهای خود رها میشوید و درون خود را آشکار میسازید. مثلا گاهی ممکن است شما وانمود کنید که بطری شامپو میکروفون است و صدای شرشر آب، صدای کف زدن و تشویق است. شما در رویای اجرای یک نمایشنامه هستید و تنها میتوانید پشت درهای بسته آن را به نمایش بگذارید. به گفته اسکچر این گونه افراد شخصیت جالبی دارند، اما پشت درهای بسته بیشتر احساس امنیت میکنند.
حمام در جستجوی آرامش :
شما حمام کردن را بیش از حد طبیعی دوست دارید، چون حمام کردن به شما انرژی را که میخواهید میدهد. درست مانند این است که شما بخواهید دوباره خود را شارژ کنید. برای شما حمام کردن مثل نوشیدن یک فنجان قهوه است در این صورت شما از جمله افرادی هستید که همیشه نیاز به نیروی کمکی از بیرون دارند. چه این نیروی کمکی والدینتان باشد یا معلمتان یا رئیستان. شما هیچگاه خودتان شروع نمیکنید اما با کمک دیگران میتوانید به هدف برسید.

حمام خیالبافان :
شما چه به فکر ثبت اختراعی باشید یا فکر حل مشکلات روزمره خود باشید، اگر خیالباف باشید، از آن دسته افرادی هستید که مشتاق هستند زمانی را به تفکر اختصاص دهند. شما آدم خیال بافی هستید و این خیالبافی را بیشتر زیر دوش انجام میدهید. حمام برای شما جایی است که به رویاهایتان فکر میکنید و البته در برخی افراد بهترین افکار در حمام به ذهن آنها خطور میکند.
شخصي مشغول تخريب ديوار قديمي خانه اش بود تا آنرا نوسازي كند. توضيح اينكه منازل ژاپني بنابر شرايط محيطي داراي فضايي خالي بين ديوارهاي چوبي هستند.
اين شخص در حين خراب کردن ديوار در بين آن مارمولکي را ديد که ميخي از بيرون به پايش فرو رفته بود.
دلش سوخت و يک لحظه کنجکاو شد. وقتي ميخ را بررسي کرد خيلي تعجب كرد ! اين ميخ چهار سال پيش، هنگام ساختن خانه کوبيده شده بود !
اما براستي چه اتفاقي افتاده بود ؟ كه در يک قسمت تاريک آنهم بدون كوچكترين حرکت، يك مارمولک توانسته بمدت چهار سال در چنين موقعيتي زنده مانده !
چنين چيزي امکان ندارد و غير قابل تصور است. متحير از اين مساله کارش را تعطيل و مارمولک را مشاهده کرد.
در اين مدت چکار مي کرده ؟ چگونه و چي مي خورده ؟
همانطور که به مارمولک نگاه مي کرد يکدفعه مارمولکي ديگر، با غذايي در دهانش ظاهر شد !

مرد شديدا منقلب شد ! چهار سال مراقبت. واقعا كه چه عشق قشنگي ! يك موجود كوچك با عشقي بزرگ ! عشقي كه براي زيستن و ادامه ي حيات، حتي در مقابله با مرگ همنوعش او را دچار هيچگونه كوتاهي نكرده بود !
اگه موجودي به اين کوچکي بتونه عشقی به اين بزرگي داشته باشه پس تصور کنيد ما تا چه حد مي تونيم عاشق همديگه باشيم و شايد هم بايد پايبندي رو از اين موجود درس بگيريم، البته اگر سعي کنيم خيلي بهتر از اينها مي تونيم چرا كه بايد به خود آييم و بخواهيم و بدانيم، که انسان باشيم...
ویتامین B1 مخصوص خانمها !
اين نوع ویتامین را خانمهاي محترم مصرف کنند : به همسرتان توجه کنید

به پاهای عضلانی، به سینۀ فراخ و مردانه اش، به لبخند زیبایش، به شانه های پهنش، به دستان بزرگ و مردانه اش، به چشمان خوش حالتش، به صدای پرطنین اش و به طور کلی به هر ویژگی و صفتی که از او مرد می سازد، توجه کنید. اغلب مردان دوست دارند که از مردانگی آنها تعریف و تمجید شود و آنها تشنه ي تعریف و تمجید شما هستند. وقتی مردی تحسین شود، مایل است به سرعت به آن پاسخ دهد. به او بگویید که چه همسر با قدرت و خوبی دارید و از اینکه شوهر شماست چقدر خوشحالید و چقدر خوش اقبالید. به شوهرتان بگویید او را در همین گونه که هست، دوست دارید و دیگر اینکه او را در دنیا با هیچ مرد دیگری حاضر نیستید عوض کنید.
ویتامین A1 مخصوص آقایان !
اين نوع ویتامین را آقایان محترم مصرف کنند : همسرتان را با زنان دیگر مقایسه نکنید

هیچ موقع خانمتان را با زني دیگر، بویژه مادرتان، زن سابقتان یا نامزد قبلی تان مقایسه نکنید. هرگز دربارۀ سایر روابطی که قبلا احتمالا داشته اید، مشتاقانه و با حسرت حرف نزنید. با این اعمال شما عدم امنیت را در جایی که نباید باشد، ایجاد می کنید. مردی که می خواهد گذشته را دوباره زنده کند، به سوی دردسر می رود.
به خاطر داشته باشید همسرتان می خواهد در زندگی شما مقدم ترین فرد باشد. وقتی شما الگویی را مثال می زنید مانند مادرتان، همسر قبلی تان، دخترخاله تان، آنطور احساس کردن برای او خیلی سخت است. او باور می کند که باید دقیقا عین آن الگو عمل كرده، و از آن پیروی کند. هر زنی دوست دارد بابت توانائیهای خودش مورد تحسین قرار گیرد. به او اجازه دهید همان زن شایسته ای باشد که هست. بدانید که اگر به هر کس آزادی بدهید که خودش باشد او بهترین فرد می گردد.
ویتامین B2 مخصوص خانمها !
اين نوع ویتامین را خانمهاي محترم مصرف کنند : شوهرتان را بابت کارهایی که انجام می دهد تحسین کنید

به طور مثال اگر او اتومبیل را تعمیر می کند به او بگویید چقدر خوش اقبالید که همسری را دارید که از استعداد و تواناییهای مکانیکی تا این حد بالا برخوردار است. اگر او با بچه ها بازی می کند، به او بگویید بچه ها چقدر خوشبختند که پدری چون تو دارند. اگر او اهل ورزش است به او بگویید چقدر عالی است که مردی با هیکل متناسب دارید و به ورزش کردن اهمیت می دهد. اگر او شما را در رفاه گذاشته است به او بگویید در رؤیاهایتان هم نمی گنجید شیوۀ زندگی را که او برایتان فراهم آورده است داشته باشید.
ویتامین A2 مخصوص آقایان !
اين نوع ویتامین را آقایان محترم مصرف کنند : عشق خود را نسبت به همسرتان اثبات کنید

زنها از شما مردها می خواهند، عشق خودتان را به گونه ای محسوس و مملوس نشان دهید. در واقع، عشق را هر روز و از راههای کوتاه باید بر زبان آورد و نشان داد. خرید هدیه های کوچک و تقدیم آن به شکلی خوشایند می تواند جالب و زیبا باشد. مثلا شما می توانید یک بسته شکلات بزرگ بخرید و به آن یادداشتی ضمیمه کنید، بدین مضمون: "تقدیم به همسر بی نظیرم که همیشه به من خوبی و عشق می دهد."هدیه هایی که خانمها دوست دارند شوهرانشان به آنها تقدیم کنند بدین قرارند: گل، کارت پستالهای زیبا همراه با دست خط خودتان، عطر، جواهرات، مجسمه های زیبا، کیف، لباس، بسته های شکلات (کاکائو های تخته ای)، تلفن موبایل، ساعت مچی و اگر خیلی پولدارید ماشین های مدل بالا!.... اگر امکان پیچیدن هدیه نيز وجود دارد، حتما آن را با کادوهای رنگی زیبا بسته بندی کنید.
خانمها دوست دارند خودشان بسته بندی ها را باز کنند. گرفتن هدیه، به زنها احساس با ارزش بودن می دهد و عدم دریافت هدیه، این پیام را برای زن تداعی می کند که شما برای او هیچ ارزشی قائل نیستید و به او توجهي ندارید و در یک کلام، دوستش ندارید. در مشاوره های خصوصی مان زمانی که با مراجعان صحبت می کنیم و می گوییم که این تکنیکها را به کار برید، خانمها می گویند که خیلی دوست داریم دقیقاً شوهرمان این کارها را برایمان انجام دهد ولی شوهرمان می گوید این مسخره بازیها و این بچه بازیها دیگر چیست؟ پس این لباسهایی که پوشیده اید چه کسی برایت خریده است؟ یا خرج خانه را چه کسی می کند؟ آقایان، قبول داریم که به طور غیرمستقیم برای خانمتان خرج می کنید ولی وقتی که او خودش اشاره کند که به چه چیزهایی نیاز دارم و با هم بروید بخرید این روش او را دچار هیجان نمی کند. شما زمانی می توانید او را غافلگیر کنید که خودتان بدون اطلاع او، برایش هدیه های مختلف بخرید و در مواقعی که انتظارش را ندارد به او تقدیم کنید. بعضی از مراجعان مرد نیز می گفتند که این روشها مربوط به دوست پسرها و دوست دخترهاست و زندگی زناشویی فرصتی برای اجرای این تکنیکها و مسخره بازیها نمی گذارد! ولی ما به شما آقایان می گوییم که این کتاب را دقیقاً برای شماها که فکر می کنید زندگی چیز دیگری است نوشته ایم، زیرا اگر این روشها را به کار نبرید یا مرتباً باید ناله ها و شکوه های همسرتان را بشنوید و یا اینکه خودتان تاوان هزاران مسئله ای را که بعداً برایتان پیش می آید را بپردازید!
ویتامین B3 مخصوص خانمها !
اين نوع ویتامین را خانمهاي محترم مصرف کنند : حمامی گرم و نرم برایش آماده کنید

حمام را تمیز و آماده کنید. حوله ي تمیز، صابون خوشبو و شامپوهای عالی تهیه کنید، سپس وان حمام را پر از آب گرم و حباب صابون کنید. از او تقاضا کنید که استحمامی دلچسب انجام دهد. هنگام استحمام از او با نوشیدنیهای خوش طعم و موردعلاقه اش پذیرایی کنید.
ویتامین A3 مخصوص آقایان !
اين نوع ویتامین را آقایان محترم مصرف کنند : زنان نیاز به صحبت کردن دارند

شوهری که یاد می گیرد هر روز وقت صرف کند و با زن خود حرف بزند و به صحبتهای او گوش دهد، قلب او را برای همیشه تسخیر می کند. از دیدگاه ما: "اگر خانمها و آقایان روزی٢٠ دقیقه با هم صحبت کنند، درِ طلاق را برای همیشه به روی خودشان می بندند. مردی که نیاز زن را برای صحبت کردن نادیده می گیرد، همسری مهربان و عیبجو پیدا خواهد کرد.
وقتی او به شما غُر می زند و لحظه ای آرامتان نمی گذارد آنچه در واقع او می گوید این است: اگر نمی توانم با گفتگویی خوب بر تو اثر بگذارم، با مذاکرۀ نامطبوع اثر خواهم گذاشت چون حتی بگو و مگوها بهتر است پوچی و خلأیی است که وقتی با تو هستم احساس می کنم. آنچه او هر بار می گویند این است: لطفاً به حرف من گوش بده. می خواهم آنچه را برای من اتفاق افتاده و دربارۀ آن نگرانم، با تو در میان بگذارم." در واقع پند یا نصیحت یا راه حلی نمی خواهم، فقط می خواهم حرفم را بشنوی و آنچه را می گویم درک کنی و به احساس من اهمیت دهی."
ویتامین B5 مخصوص خانمها !
اين نوع ویتامین را خانمهاي محترم مصرف کنند : همسرتان را بابت آنچه می گويد تمجید کنید

به طور مثال اگر او شوخ طبع است به او بگویید: شوخ طبعی او را دوست دارید و این حالت او باعث احساس نشاط شما می گردد. اگر او اهل ریسک و خطر کردن است به او بگویید: شجاعت او را که پای هر چه بدان اعتقاد دارد می ایستد، خیلی دوست دارید. اگر او کم حرف است به او بگویید: چه شنوندۀ خوبی است و چه نفوذ آرام کننده ای بر شما دارد. اگر او پرحرف است به او بگویید که روح بخش و گرم کننده مجالس و مهمانی هاست و چقدر دوست دارید که به سخنانش گوش دهید. اگر او راستگو و درستکار است به او بگویید: چه خصیصه های زیبایی داری و شما این صفات را خیلی دوست دارید. اگر باوفاست به او بگویید: چقدر عالی است که می توان به او اعتماد کرد. به طور کلی همه چیز و هر چیزی بایستی به شیوۀ مثبت مورد توجه قرار گیرد و با تمجید تفسیر شود. هرگز شوهرتان را با مردان دیگر فامیلتان مقایسه نکنید و مثلاً نگویید که علی آقا در خانه به همسرش کمک می کند و یا برای زنش خیلی هدیه می خرد و خیلی بهتر از تو همسرداری می کند. با انتقاد کردن و مقایسه ي او با دیگران از میزان صمیمیت و نفوذ خود بر همسرتان می کاهید. به یاد داشته باشید که هیچ کس از انتقاد خوشش نمی آید حتی شما!
ویتامین A5 مخصوص آقایان !
اين نوع ویتامین را آقایان محترم مصرف کنند : شام بخرید و به خانه بیاورید

یکی از روشهایی که می توانید خانمتان را غافلگیر کنید این است که بعضی از روزها پس از آنکه به محل کارتان رفتید به همسرتان تلفن بزنید و پس از خوش و بش کردن با وی، بگوئید: عزیزم نگران تهیه شام نباش، زیرا من موقع برگشت شام می خرم و به خانه می آورم.
ویتامین B6 مخصوص خانمها !
اين نوع ویتامین را خانمهاي محترم مصرف کنند : با کاغذهای پشت چسب دار حرف خود را بزنید

این نوع کاغذهای کوچک پشت چسب دار را می توانید از فروشگاههای بزرگ یا مغازه های لوازم تحریری خریداری کنید. سپس یادداشتهای خود را در جاهایی که اصلاً احتمالش را نمی دهد بچسبانید، به طوری که وقتی صبح آمادۀ رفتن به محل کارش می شود ببینید. به طور مثال این نوشته ها را می توانید بر روی کیف دستی او، بر روی داشبرد اتومبیلش و یا روی درب یخچال و فریزر بچسبانید و در همه ي آنها بنویسید که به نظرتان او چقدر عالی و قدرتمند و دوست داشتنی است و چقدر از اینکه همسر او هستید احساس خوشحالی و شادمانی دارید و در نهايت چقدر او را دوستش داريد.
در زمانهای قدیم پسرك فقيري در شهري زندگي مي كرد كه براي گذران زندگي و تامين مخارج تحصيلش دستفروشي مي كرد. از اين خانه به آن خانه مي رفت تا شايد بتواند پولي بدست آورد. روزي متوجه شد كه تنها يك سكه 10 سنتي برايش باقيمانده است و اين درحالي بود كه شديداً احساس گرسنگي مي كرد. تصميم گرفت از خانه اي مقداري غذا تقاضا كند. بطور اتفاقي درب خانه اي را زد. دختر جوان و زيبائي در را باز كرد. پسرك با ديدن چهره زيباي دختر خجالت زده و دستپاچه شد و بجاي غذا، فقط يك ليوان آب درخواست كرد!
دختر كه متوجه گرسنگي شديد پسرك شده بود بجاي آب برايش يك ليوان بزرگ شير آورد.

پسر با دقت و آهستگي شير را سر كشيد و پس از تشكر گفت : "چقدر بايد به شما بپردازم؟ " دختر پاسخ داد: "چيزي نبايد بپردازي، مادرم به ما آموخته كه نيكي ما به ديگران ازائي ندارد"پسرك گفت: "پس من از صميم قلب از شما سپاسگذاري مي كنم"

سالهاي سال از اين ماجرا گذشت تا اينكه آن دختر جوان كه حالا براي خودش خانمي شده بود به شدت بيمار شد. پزشكان محلي از درمان بيماري او اظهار عجز نمودند و او را براي ادامه معالجات به شهر ديگري فرستادند تا در بيمارستاني مجهز، متخصصين بهتري نسبت به درمان او اقدام كنند.

دكتر هوارد كلي، جهت بررسي وضعيت بيمار و ارائه مشاوره فراخوانده شد. هنگاميكه متوجه شد بيمارش از چه شهري به آنجا آمده برق عجيبي در چشمانش درخشيد. بلافاصله بلند شد و بسرعت بطرف اطاق بيمار حركت كرد. لباس پزشكي اش را بر تن كرد و براي ديدن بيمارش وارد اطاق شد. در اولين نگاه او را شناخت.

سپس به اطاق مشاوره بازگشت تا هر چه زود تر براي نجات جان بيمارش اقدام كند.

از آن روز به بعد آن زن بيمار را مورد توجهات خاص خود قرار داد و سر انجام پس از يك تلاش طولاني عليه بيماري، پيروزي از آن دكتر كلي و تيم بزشكي بيمارستانش گرديد.

آخرين روز بستري شدن زن جوان در بيمارستان بود. به درخواست دكتر صورتحساب پرداخت هزينه درمان زن جهت تائيد نزد او برده شد. آن پزشك گوشه صورتحساب چند كلمه اي نوشت و آنرا درون پاكتي گذاشت و براي آن زن جوان ارسال نمود.

زن جوان از باز كردن پاكت و ديدن مبلغ صورتحساب واهمه داشت. مطمئن بود كه بايد تمام عمر را بدهكار باشد. سرانجام تصميم گرفت و پاكت را باز كرد. چيزي توجه اش را جلب كرد. چند كلمه اي روي قبض نوشته شده بود. آهسته آنرا زير لب خواند : "بهاي اين صورتحساب قبلاً با يك ليوان شير پرداخت شده است" امضاء. دكتر هوارد كلي !
معمولا ما در زندگی خود بد جوري شيوه ي داد و ستد را پیشه خود کرده ایم و تا چیزی از کسی نگیریم و یا کاری برایمان انجام ندهند در ازائش حاضر به ارائه ي خدمتي نيستيم! البته مطمئنا اين تقصير از جانب هيچكدام از ماها هم نيست! ولي بطور كلي این خصلت خوبی نیست ضمن اینکه با آموزه های دینی ما هم سازگاری ندارد و با فرهنگ و ادب ایــرانی هم در تضاد است. ما حتی به نصیحت استاد سخت سعدی در این مورد توجه نمی کنیم که می فرماید :

مارها قورباغهها را می خوردند و قورباغهها از اين نابساماني بسيار غمگین بودند
تا اينكه قورباغهها عليه مارها به لك لكها شكایت كردند
لك لكها چندي از مارها را خوردند و بقيه را هم تار و مار كردند و قورباغهها از اين حمايت شادمان شدند
طولي نكشيد كه لك لكها گرسنه ماندند و شروع كردند به خوردن قورباغهها
قورباغهها ناگهان دچار اختلاف دیدگاه شدند
عده ای از آنها با لك لكها كنار آمدند و عدهای دیگر خواهان بازگشت مارها شدند
مارها بازگشتند ولي اينبار همپای لك لكها شروع به خوردن قورباغهها كردند
حالا دیگر قورباغهها متقاعد شدهاند كه انگار برای خورده شدن به دنیا آمده اند
ولي تنها یك مشكل برای آنها حل نشده باقی مانده است !
اینكه نمی دانند توسط دوستانشان خورده می شوند یا دشمنانشان !!؟؟
از دشمنان برند شكايت به دوستان
چون دوست دشمن است شكايت كجا بريم ؟

اين داستان واقعي است و به اواخر قرن 15 بر مي گردد.
در يك دهكده كوچك نزديك نورنبرگ خانواده اي با 18 فرزند زندگي مي كردند. براي امرار معاش اين خانواده بزرگ، پدر مي بايستي 18 ساعت در روز به هر كار سختي كه در آن حوالي پيدا مي شد تن مي داد. در همان وضعيت اسفباك آلبرشت دورر و برادرش آلبرت (دو تا از 18 فرزند) رويايي را در سر مي پروراندند. هر دوشان آرزو مي كردند نقاش چيره دستي شوند، اما خيلي خوب مي دانستند كه پدرشان هرگز نمي تواند آن ها را براي ادامه تحصيل به نورنبرگ بفرستد.
يك شب پس از مدت زمان درازي بحث در رختخواب، دو برادر تصميمي گرفتند. با سكه قرعه انداختند و بازنده مي بايست براي كار در معدن به جنوب مي رفت و برادر ديگرش را حمايت مالي مي كرد تا در آكادمي به فراگيري هنر بپردازد، و پس از آن برادري كه تحصيلش تمام شد بايد در چهار سال بعد برادرش را از طريق فروختن نقاشي هايش حمايت مالي مي كرد تا او هم به تحصيل در دانشگاه ادامه دهد.
آن ها در صبح روز يك شنبه در يك كليسا سكه انداختند. آلبرشت دورر برنده شد و به نورنبرگ رفت و آلبرت به معدن هاي خطرناك جنوب رفت و براي 4 سال به طور شبانه روزي كار كرد تا برادرش را كه در آكادمي تحصيل مي كرد و جزء بهترين هنرجويان بود حمايت كند. نقاشي هاي آلبرشت حتي بهتر از اكثر استادانش بود. در زمان فارغ التحصيلي او درآمد زيادي از نقاشي هاي حرفه اي خودش به دست آورده بود.
وقتي هنرمند جوان به دهكده اش برگشت، خانواده دورر براي موفقيت هاي آلبرشت و برگشت او به كانون خانواده پس از 4 سال يك ضيافت شام برپا كردند. بعد از صرف شام آلبرشت ايستاد و يك نوشيدني به برادر دوست داشتني اش براي قدرداني از سال هايي كه او را حمايت مالي كرده بود تا آرزويش برآورده شود، تعارف كرد و چنين گفت: آلبرت، برادر بزرگوارم حالا نوبت توست، تو حالا مي تواني به نورنبرگ بروي و آرزويت را تحقق بخشي و من از تو حمايت ميكنم.
تمام سرها به انتهاي ميز كه آلبرت نشسته بود برگشت. اشك از چشمان او سرازير شد. سرش را پايين انداخت و به آرامي گفت: نه! از جا برخاست و در حالي كه اشك هايش را پاك مي كرد به انتهاي ميز و به چهره هايي كه دوستشان داشت، خيره شد و به آرامي گفت: نه برادر، من نمي توانم به نورنبرگ بروم، ديگر خيلي دير شده، ببين چهار سال كار در معدن چه بر سر دستانم آورده، استخوان انگشتانم چندين بار شكسته و در دست راستم درد شديدي را حس مي كنم، به طوري كه حتي نمي توانم يك ليوان را در دستم نگه دارم. من نمي توانم با مداد يا قلم مو كار كنم، نه برادر، براي من ديگر خيلي دير شده...
بيش از 450

اين اثر خارق العاده را مشاهده كنيد
انديشه كنيد و به خاطر بسپاريد كه مسلما روياهاي ما با حمايت ديگران تحقق مي يابند.

در اين نوع تست 10 سوال طرح شده كه شما باید پس از خواندن هر سوال از سوالات زير در زمان فقط 5 ثانیه به آن جواب صحيح بدهید. در پایان تعداد پاسخهای درست شما ضرب در 10 میشود و میزان آی کیو شما را نشان میدهد. فقط مراقب باشد سادگي سوالات شما را فريب ندهد!
1- بعضی از ماهها 30 روز دارند بعضی 31 روز چند ماه 29 روز دارد؟
2- اگر دکتر به شما 3 قرص بدهد و بگوید هر نیم ساعت 1 قرص بخور چقدر طول میکشد تا تمام قرصها خورده شود؟
3- من ساعت 8 شب به رختخواب رفتم و ساعتم را کوک کردم که 9 صبح زنگ بزند وقتی با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شدم چند ساعت خوابیده بودم؟
4- عدد 30 را به نیم تقسیم کنید وعدد 10 را به حاصل آن اضافه کنید چه عددی به دست می آید؟
5- مزرعه داری 17 گوسفند زنده داشت تمام گوسفند هایش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده برایش باقی مانده است؟
6- اگر تنها یک کبریت داشته باشید و وارد یک اتاق سرد و تاریک شوید که در آن یک بخاری نفتی یک چراغ نفتی و یک شمع باشد اول کدامیک را روشن میکنید؟
7- فردی خانه ای ساخته که هر چهار دیوار آن به سمت جنوب پنجره دارد خرسی بزرگ به این خانه نزدیک میشود این خرس چه رنگی است؟
8- اگر 2 سیب از 3 سیب بردارین چند سیب دارید؟
9- حضرت موسی از هر حیوان چند تا با خود به کشتی برد؟
10- اگر اتوبوسی را با 43 مسافر از مشهد به سمت تهران برانید و در نیشابور 5 مسافر را پیاده کنید و 7 مسافر جدید را سوار کنید و در دامغان 8 مسافر پیاده و 4 نفر را سوار کنید و سرانجام بعد از 14 ساعت به تهران برسید حالا نام راننده اتوبوس چیست؟
ارزیابی تست براساس تعداد جوابهای نادرست مجاز به نسبت سطح هوش :
7 تا و بیشتر، دانش آموز دبستان
6 تا، دانش آموز دبیرستان
5 تا، دانشجو
2 الي 3 تا، استاد دانشگاه
1 تا، مدیران ارشد
و 0 تا، مسلما شما كه از IQ بسيار بالايي برخوردار هستيد!
.
.
.
.
.
.
.
.
اسئلک بحق هذا اليوم الذى جعلته للمسلمين عيدا و لمحمد صلى الله عليه و آله ذخرا و شرفا و کرامة و مزيدا، ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تدخلنى فى کل خير ادخلت فيه محمدا و آل محمد و ان تخرجنى من کل سوء اخرجت منه محمدا و آل محمد، صلواتک عليه و عليهم. اللهم انى اسئلک خير ما سئلک عبادک الصالحون و اعوذ بک مما استعاذ منه عبادک المخلصون.
بارالها، به حق اين روزى که آن را براى مسلمانان عيد و براى محمد(ص) ذخيره و شرافت و کرامت و فضيلت قرار دادى از تو مىخواهم که بر محمد و آل محمد درود بفرستى و مرا در هر خيرى وارد کنى که محمد و آل محمد را در آن وارد کردى و از هر سوء و بدى خارج سازى که محمد و آل محمد را خارج ساختى، درود و صلوات تو بر او و آنها، خداوندا، از تو مي طلبم آنچه بندگان شايستهات از تو خواستند و به تو پناه مي برم از آنچه بندگان خالصت به تو پناه بردند.

مهربان پروردگارا ! به پاسداشت مهرورزي تو، روزه گرفتيم و اكنون به نماز فطرت، پاك مي رويم و در آبي رحمتت روح و جان مي شوييم و تن پوش آمرزش بر تن مي نمائيم. در اين لحظه هاي سبز استجابت، شاخه هاي نخل آرزو را در دست مي گيريم و ظهور موعود آخرين را از تو مي خواهيم. عيد فطر روزي است كه خداوند آنرا از ميان ديگر روزها برگزيده است و ويژه هديه بخشيدن و جايزه دادن به بندگان خويش ساخته و آنان را اجازه داده است تا در اين روز نزد حضرت او گرد آيند و بر خوان كرم او بنشينند و ادب بندگي به جاي آرند، چشم اميد به درگاه او دوزند و از خطاهاي خويش پوزش خواهند، نيازهاي خويش به نزد او آرند و آرزوهاي خويش را از او خواهند و نيز آنان را وعده و مژده داده است كه هر نيازي به او آرند، برآورده و بيش از آنچه چشم دارند، به آنان ببخشد و از مهرباني و بنده نوازي، بخشايش و كارسازي در حق آنان روا دارد كه گمان نيز نمي برند.
حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام) در بكي از اعياد فطر خطبه اي خوانده اند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بيم داده اند كه :
اي مردم ! اين روز شما روزي است كه نيكوكاران در آن پاداش مي گيرند و زيانكاران و تبهكاران در آن مايوس و نااميد مي گردند و اين شباهتي زياد به روز قيامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جايگاه نماز عيد فطر شدن، به ياد آوريد خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوي پروردگار، و با ايستادن در جايگاه نماز به ياد آوريد ايستادن در برابر پروردگارتان را و با بازگشت به سوي منازل خود، متذكر شويد بازگشتتان را به سوي منازلتان در بهشت برين.
اي بندگان خدا ! كمترين چيزي كه به زنان و مردان روزه دار داده مي شود، اين است كه فرشته اي در آخرين روز ماه رمضان به آنان ندا مي دهد و مي گويد :
هان ! بشارتتان باد، اي بندگان خدا كه گناهان گذشته تان آمرزيده شد، پس به فكر آينده خويش باشيد كه چگونه بقيه ايام را بگذرانيد.
عيد سعيد فطر آغاز يک دوره جديد از زندگي ماست، فرصتي است دوباره، براي جبران کاستي هاي گذشته و ارتقا بخشيدن به حيات انساني خودمون در جهت سعادت و بهروزي.
در اين روزهاي خوب و ارزشمند از همه شما عزيزان التماس دعا دارم و اميدوارم اين ايام سرآغازي براي سعادت، خوشبختي و شادكامي هاي شما عزيزان باشد.
طبق شناسنامه، به "طلعت شاه ناصری" متولد سال ۱۲۹۸ است اما خودش حدس می زند سنش بیش از چیزی است که درشناسنامه نوشته اند. او در سال ۱۳۱۵ هم دیپلم گرفته. یکی از اولین دختران اصفهانی است که دیپلم گرفته اند. می گوید همان موقع مدیر مدرسه شان تصدیق ششم ابتدایی داشته است.
![]() |
آن ها چهار نفر بودند. سه دختر دیگر، یکی خانم "فخری سجادی" است، دیگری "خانم نظمی"، و سومی خانم "ملوک ربانی". می گوید از آن میان، فخری سجادی شهردار ناحیه ۵ اصفهان شد و ملوک ربانی مدیر مدرسه بهشت آیین؛ از مهم ترین مدرسه های دخترانه شهر اصفهان. اما خانم نظمی وقتي كه شوهر کرد، در خانه نشست.
آن روزها اصفهان دو مدرسه دخترانه داشت: "بهشت آیین" و "بانوان". مدرسه طلعت، مدرسه بانوان بود؛ یک مدرسه عمومی. طلعت خانم یادش می آید: "اما با این که مدرسه اش عمومی بود، همه کس را راه نمی دادند. یعنی همه کس توان پرداخت شهریه را نداشت. یادم است شهریه ام سالی ۱۵ قران بود؛ پولی که آن موقع "خیلی" بود."
به "کشف حجاب" سال ۱۳۱۴ که می رسد، انگارمطمئن نیست ذوقش را نشان بدهد یا تاسفش را. شب "کشف حجاب" تا صبح خوابم نبرد. ذوق این را داشتم که صبح یک کلاه و کت مخمل میپوشم و کفش پاشنه دار. خر بودم؛ نمیدانستم کفش پاشنه دار برای مدرسه نیست!" همزمان یادش می آید آن چند همکلاسی را که بعد از کشف حجاب، دیگر نتوانستند درسشان را ادامه دهند و خانه نشین شدند؛ رفیق های نیمه راه.
![]() |
درباره واکنش مردم آن روز به این که به عنوان یک دختر به مدرسه می رفت، می گوید: "خوششان نمی آمد اما فحش هم نمی دادند!" انگیزه اش ازدرس خواندن، این بوده که برود سر کار "بلافاصله بعد از گرفتن دیپلم، رفتم استخدام شدم. رشوه دادم؛ دو برابر حقوقی که باش استخدام شدم.
می ارزید!
با وجود رشوه ای که داد تا استخدام شود، می گوید خودش هیچ وقت رشوه نگرفته. جایگاه اداری اش اجازه می داد زیرمیزی های درست و حسابی ای بگیرد، اما "خدا می داند یک قران هم دزدی نکردم! بودند افرادی مثل من که زندگی شان را با پول دزدی و رشوه ساختند." رشوه را به لهجه اصفهانی اش می گوید "رُشوه !
ارتقاء برای زنان ممنوع بود !
کارکردن برای طلعت جوان، سخت و گاه آزاردهنده بوده: "سال ها آن جا خون دل خوردم. به عنوان ماشین نویس استخدام شدم. به عنوان دیگری نمی توانستند استخدامم کنند. فقط ماشین نویسی را در شان زن می دیدند." می گوید همکارانش به او حسادت می کرده اند. "تمام مردهایی که در اداره ام بودند، تصدیق ششم ابتدایی داشتند. حتی یک دیپلمه یا یک سیکلی هم بینشان نبود. ولی دستور بود که به زن ترقی ندهند. برای زن اهمیت قائل نبودند. تا این که سال ۴۵ یا حول و حوش آن بود که دستور آمد خانم ها می توانند در اداره ها سمت بگیرند. تا قبل از آن سمت نداشتم. شدم رئیس دفتر اداره. دوسال که گذشت، شدم رئیس امور اداری. با همین سمت هم موقع انقلاب بازنشسته شدم. نوشتم به اداره که چون سنوات خدمتم به حد نصاب رسیده و شوهرم هم مریض است، می خواهم بازنشسته شوم."
آرزوی برآورده نشده ي خانم شاه ناصری، این بوده که به دانشگاه برود و تحصیلش را ادامه دهد. " آن موقع که دیپلمم را گرفتم، اصفهان دانشگاه نداشت. فقط تهران بود. اما بودجه اش را نداشتم که بروم تهران. آرزویم بود می رفتم دانشگاه. اما نمی توانستم. اقواممان امل بودند! بد می دانستند. بعدش هم که برای خودم حقوق بگیر شدم، شوهر کرده بودم و بچه داشتم. نمی توانستم ولشان کنم و بروم دانشگاه."
به روی شوهرم نیاوردم که او دیپلم ندارد !
طلعت، ۲۳ ساله بود که ازدواج کرد. با شوهرمرحومش که شیرازی بود و ۱۰ - ۱۵ سال از خودش بزرگتر، در همان اداره ای که کار می کرده آشنا شده است. هیچ خواستگاری یا مراسم رسمی ای هم در کار نبوده. همسرش او را پشت تلفن از پدرطلعت خانم خواستگاری کرده است. "وقتی گفتم این خوب است، پدرم راضی شد. می دانست راه خطا نمی روم." مهریه خانم شاه ناصری، هزار تومان بوده: "نه پَست بود و نه مثل این روزها که میلیون میلیون است." همسر خانم شاه ناصری، تصدیق ششم ابتدایی داشته: "ولی در تمام عمر یک بار به رویش نیاوردم که من دیپلم دارم و تو نداری."
حالا ۳ دختر، ۱ پسر، ۱۱ نوه، و ۶ نتیجه دارد. به تربیت فرزندانش می بالد: "در تربیت اینها کم نگذاشتم. برایم ارزش قائل اند که تربیتم درست بوده." طلعت شاه ناصری می گوید: "هرچه خودم به عنوان یک زن تحقیر شدم، عوضش دخترهایم را جوری بار آوردم که زیر بار تحقیر زن نروند."
خانم شاه ناصری این بخت را داشته که همسری همفکر و هم عقیده اش داشته باشد. "اصلا یک بار هم حرف این نشد که نروم سر کار." البته به نظرخودش، این به خاطر "حجب و حیا"ی خودش بوده و این که شوهرش می دانسته طلعت کار خطایی نمی کند: "در این ۳۰ سال که در اداره بودم، یک بار کسی به من نگفت چرا خندیدی یا چرا با فلانی آن طوری حرف زدی؟ خودم می فهمیدم چه طور رفتارکنم. با حیا رفتار می کردم. حجاب نداشتم اما یک بار هم آستین کوتاه نپوشیدم."
روزگار خودش را با این روزها مقایسه می کند: "حالا با وقتی که ما درس می خواندیم، خیلی تفاوت دارد. آن زمان هنوز حجب و حیا بود. هنوز دخترها دنبال حرکت هایی که حالا می روند، نبودند. ولی حالا هرکی هرکی است! دخترها که هر کار می خواهند می کنند و پسرها هم که برایشان خوب شده! مثلاً دوست می گیرند؛ رفیق می گیرند. اما من از این حرف ها نداشتم. ابداً!"
از زن بودنم، شرمنده ام !
صدای خسته و بی رمق طلعت خانم وقتی تلخ می شود که یاد دشواری ها و مشقت های زندگی اش به عنوان یک شهروند مونث جامعه ایرانی می افتد: "در عمری که کرده ام، همیشه از زن بودنم عار داشته ام. می گویم خدا به من ظلم کرد که زن خلقم کرد با همان لحن مادربزرگانه اش می گوید: "قدر مرد بودنت را بدان! نمی دانی زن چقدر توسری می خورد..."
طلعت جوان جز این که از زن بودنش ناراحت بوده، علاوه بر آن از زمانه اش هم دل خوشی نداشته: "جوان که بودم می گفتم ۵۰ سال زود به دنیا آمده ام! به خیالم ۵۰ سال بعد همه چیز ترقی می کند! نمی دانستم این اوضاع می شود!" می گوید دیگر حالا به ۵۰ سال بعد هم فکر نمی کند: "نمی خواهم باشم. مایه دردسر شده ام. دیگر مغزم کار نمی کند... این قدر خسته و مریضم که هیچ چیز از این روزهایم نمی فهمم. بیشتر از این ناراحتم که زمانی یک مقامی برای خودم داشته ام ولی حالا این طور زمین گیرم."
خاطره ای یادش می آید که لبخند به چهره اش میآورد: "یکی از معلم هایمان، آقاجان "همامی" بود. خداوند ادبیات بود. یک بار سر کلاس از همه دانش آموزها سوالی پرسید که هیچکس نتوانست جواب بدهد اما من جواب دادم. برایم نوشت: اگر شه ناصری پندم دهد گوش / نسازد پندهایم را فراموش / رباید گوی سبقت همگنان را که با فهم است و با ادراک و باهوش." به شوخی و خنده اضافه می کند: "اما حالا نه فهم دارم، نه ادراک، و نه هوش! دیگر جمع و تفریق هم یادم رفته."
ماندن در زیر سایه مرتضی علی !
طلعت شاه ناصری و خانهاش در خیابان "خاقانی" اصفهان، هر دو از مرداد این شهر بی رمق تر شده اند. از آن بلند پروازی ها دیگر خبری نیست. حالا حکایت پیری و نارسایی کبد و قرص های صبح و ظهر و شب است و نفس ها که سخت و بریده می روند و می آیند. خانم شاه ناصری این روزها ازکم کاری کبد رنج می برد. فقط ۴ درصد از کبدش وفادار مانده است. این نارسایی، بدنی نحیف و کم رمق برایش باقی گذاشته. همه "گذشته ها" را با بیانی گرم، مثل یک قصه تعریف می کند؛ قصه ای که البته به فراخور سن و سال، رشته اش مدام از دست قصه گو در می رود.
می گوید "رفتنی" است و دعا میکند: "همه مان زیر سایه مرتضی علی". "مرتضی علی" را با تاکید خاصی می گوید و بعد با لحنی که انگار بخواهد کسی را از اشتباه در بیاورد، توضیح می دهد: "درست است که مثل خیلی های دیگر نبوده ام و مدرسه رو و دختر بیرون شدم؛ اما اهل دین ومذهب هم بودم. شاید بعضی وقت ها حواسم پرت شود و نماز یا روزه ام پس و پیش شود اما "معتقد"م. اگر الان برایم قرآن بیاورید و هر جایش را باز کنید، می توانم بخوانم. این ها را همه در مدرسه یاد گرفتم."
بعد از ساعتی، وقت رفع زحمت می رسد. توان بدرقه را ندارد اما همانطور که به زحمت از روی مبل چوبی بلند می شود، با لحنی که رنگی ازهشدار دارد، می گوید: "طولی نمی کشد که شما هم همین می شوید؛ مثل من پیر و افتاده. یک دفعه چشم باز می کنید می بینید دیگر نمی توانید آن کارهایی که سابق می کردید را بکنید... دو چیز است که نمی شود کاریش کرد: یکی پیری، و یکی هم مردن !
![]() |
مسلمان هميشه مشغول معامله با خداست و دوست دارد مطلوبترين عکس العمل را نشان دهد. در برابر کسي که در خيابان آشغال ميريزد، عکس العمل ما چگونه بايد باشد؟ خودمان زباله را از روي زمين برداريم؟ از او بخواهيم که خودش آن را بردارد؟ با تکان دادن سر، نادرستي عملش را به او بفهمانيم؟ با زبان به او تذکر دهيم؟ با چه عبارتي؟
محمد مطهري فرزند استاد شهيد مطهري در يازدهمين بخش از سلسله مقالات خود درباره معضلات اجتماعي جامعه ايراني، اين بار فقر آموزش رفتار اجتماعي در کشورمان را تشريح کرده است. وي مينويسد:
در دي ماه 1382 چند نفر از افرادي که در زلزله کم سابقه و مرگبار بم تسليم مرگ نشدند و پيکر مجروح اما زنده آنان با فداکاريهاي بسيار از بم به کرمان و از کرمان به تهران رسيد به خاطر نبود فرهنگ راه دادن به آمبولانس، در ترافيک خيابان آزادي تهران جان دادند !
عدهاي گمان ميکنند که ريشه مشکلات رفتاري ما ايرانيان فقط اين است که "مي دانيم ولي عمل نميکنيم"؛ ميدانيم آشغال ريختن در معابر يا پارتي بازي در ادارات کار نادرستي است ولي باز انجام ميدهيم. بله، در مواردي امر بر همين منوال است، اما موارد بسيار زيادي را ميتوان سراغ داد که عمل نميکنيم چون "نميدانيم"؛ انجام نميدهيم چون "آموزش نديدهايم".
علاقه به "کلي گويي" در کشور ما کم نيست و گاهي چنين پنداشته ميشود که با تکرار پشت تکرار عبارات کلي از قبيل "با هم مهربان باشيم"، "حق يکديگر را پايمال نکنيم"، "امر به معروف و نهي از منکر کنيم" و... کمک بزرگي به اصلاح جامعه شده است. روشن نساختن موارد و مصاديق کلياتي که معمولا همه ميدانند، يکي از عواملي است که رفتار اجتماعي ما را عقب نگهداشته است...
به زيارت ائمه عليهم السلام هم که ميرويم مشکل رفتاري وجود دارد. عدهاي تصور ميکنند بدون لمس ضريح ولو به قيمت آزار و هل دادن ديگران زيارتشان قبول نميشود. برخي ديگر هر وقت دلشان خواست در چند متري ضريح با صداي بلند تقاضاي صلوات پشت صلوات... که حتما بايد از قبلي بلندتر هم باشد! ميکنند و آرامش و تمرکز ديگران را بر هم ميزنند...
گهگاه از رفتار تماشاگران گله ميشود اما آموزشي در کار نيست. ناهنجاريهاي رفتاري تماشاگران همه مربوط به از جا کندن صندلي ورزشگاه نيست تا بگوييم تماشاگر رفتار صحيح را ميداند و فقط عمل نميکند. مثلا يار حريف ميخواهد در بسکتبال پنالتي پرتاب کند. وظيفه ما به عنوان تماشاگر در اين لحظه چيست؟ ساکت بمانيم؟ آنقدر سر و صدا و احيانا هو کنيم تا حواسش پرت شود؟ اگر بازيکن کشور بيگانه يک پرتاب عالي انجام داد او را تشويق کنيم يا نکنيم؟ ما حتي هنوز به برخي بازيکنان فوتبال " گاهي در سطح ملي" نتوانستهايم ياد بدهيم که پس از اعلام پنالتي به داور اعتراض نکنند...
حتي گاهي در فرا گرفتن آداب اسلامي هم به کليات اکتفا ميشود. ميدانيم نبايد به غيبت گوش کنيم. اما در مواجهه با غيبت چه کنيم؟ مستقيما به طرف مقابل بگوييم غيبت نکن؟ يا سخنش را قطع کرده مطلب ديگري پيش بکشيم؟ اگر قرار است مجلس غيبت را ترک کنيم به چه نحو اين کار را انجام دهيم؟ به نحوي که ديگران بفهمند؟ با چه حالتي؟ گشاده رويي يا خشم يا به حال عادي؟...
از طرف ديگر، وقتي با يک رفتار ناصحيح مواجه ميشويم و ميخواهيم عکس العملي نشان دهيم. اينجا هم به دليل فقدان آموزش رفتاري، هر کس به اجتهاد و تشخيص خود وارد ميدان ميشود...
مسلمان هميشه مشغول معامله با خداست و دوست دارد مطلوبترين عکس العمل را نشان دهد. در برابر کسي که در خيابان آشغال ميريزد، عکس العمل ما چگونه بايد باشد؟ خودمان زباله را از روي زمين برداريم؟ از او بخواهيم که خودش آن را بردارد؟ با تکان دادن سر، نادرستي عملش را به او بفهمانيم؟ با زبان به او تذکر دهيم؟ با چه عبارتي؟
ما گاهي نه تنها با رفتار ناصحيح مخالفت نميکنيم بلکه به آن دامن ميزنيم. فردي ميگويد مسير تهران تا مشهد را هفت ساعته طي کرده است. با اين فرد بي توجه که با جان خود بازي کرده و جان ديگران را هم به خطر انداخته، مثل يک قهرمان برخورد ميکنيم. به جاي بي اعتنايي يا نکوهش، ميگوييم باور نميکنيم و او هم قسم پشت قسم ميخورد تا سرانجام دو طرف بر سر هشت ساعت به توافق ميرسند!
مواردي که به جاي نکوهش تشويق ميکنيم زياد است. به همين دليل يک راه جمع کردن مردم به دور خود در فرهنگ ما بازي کردن با جان است، بدون آنکه کوچکترين تمهيدات ايمني رعايت شود. فراموش نکردهايم که جوان 32 سالهاي که بدون لوازم ايمني لازم در روز 22 بهمن 85 از برج ميدان آزادي بالا رفته بود مورد تشويق قرار گرفت و دقايقي بعد به پايين سقوط کرده جان باخت !!!
![]() |
حتي صنفهاي مختلف معمولا آموزش رفتار اجتماعي ويژه خود را نديدهاند. در فرهنگ ما "راننده تاکسي" يعني کسي که داراي ماشيني به رنگ خاص و نيز گواهينامه است و خيابانها را هم بلد است. ديگر لازم نيست کسي به او آموزش دهد که اگر مسافر در را محکم تر از حد لازم بست چگونه بايد با او سخن گفت؟ اگر کسي کرايه نداشت چگونه بايد با او برخورد کرد؟ آيا راننده تاکسي حق دارد به مسافر به خاطر نداشتن پول خرد اعتراض کند؟ اينها ديگر بسته به ميل راننده است و آموزشي هم در کار نيست و راه براي انواع کشمکشها باز است.
به همين منوال، "منشي" يعني کسي که بلد است گوشي را بردارد و به داخلي وصل کند. آيا لااقل يک جزوه آموزشي دربارۀ آداب صحبت کردن در تلفن که خود چندين حالت دارد به او داده شده است؟
"مصاحبه گر تلويزيون" يعني کسي که داراي روحيه اجتماعي است و سراغ افراد رفته مصاحبه ميگيرد، اما لزوما به او آموزشي در مورد حرمت افراد داده نشده است. آيا اگر کسي گفت "مصاحبه نميکنم" گزارشگر يا تدوين کننده حق دارد همين قسمت را در گزارش خود قرار دهد؟ آيا خبرنگار براي تهيه گزارش از مراکز مشاوره حق دارد صداي کسي را که به خيال خود دارد به طور خصوصي با يک مشاور صحبت ميکند براي دهها ميليون انسان پخش کند (مثل گزارش اخير در اخبار 19:15 از مرکز مشاوره 129)؟
"مأمور" يعني کسي که بلد است با دستبند متهم را از خانهاش به کلانتري بياورد. آيا به او راه حفظ آبروي متهمي که به خاطر "نداشتن" کارش به بازداشت کشيده، آموزش داده شده است؟ حتما بايد او را با دستبند از محله عبور داد؟ آيا به کسي که اختيار دارد افراد را ممنوع الخروج کند نحوه و زمان اطلاع دادن به فرد مورد نظر هم آموزش داده شده است؟ جايي بهتر از فرودگاه آن هم در لحظه آخر براي مطلع ساختن از ممنوع الخروج بودن افراد وجود ندارد؟ آيا به افسران راهنمايي که از داخل ماشين به رانندگان تذکر ميدهند لحن سخن گفتن با مردم آموزش داده شده است؟
"خادم مسجد" يعني کسي که درهاي مسجد را در ساعات معين باز کرده و مراقب مسجد باشد. آيا به او نحوه مواجهه با کودکان که در اولين روزهاي تمرين عبادت با او مواجه ميشوند آموزش داده شده است؟
چرا راه دور برويم. من به عنوان يک روحاني که لباس دين به تن دارم در جامعه پيچيده کنوني چگونه بايد رفتار کنم؟ چهارده سال پيش که عمامه بر سر گذاشتم آيا کسي به من جزوهاي داد که براي حفظ حرمت اين لباس در صدها موقعيت مختلف چگونه بايد رفتار کنم؟ اگر عدهاي جوان مشغول بازي بودند اگر لباسم را درآورده با آنها مشغول بازي شوم وهن روحانيت است يا خدمت به روحانيت؟... آيا وظيفه دارم به پارک محل سري بزنم و با جواناني که در عمرشان حتي يک بار هم با يک روحاني هم صحبت نشدهاند حرف بزنم؟ اگر مجال صحبتي دست داد چه بگويم و چه نگويم و از کجا آغاز کنم؟...
آنچه درباره لزوم پرداختن به مصاديق جزئي رفتار و اکتفا نکردن به بيان کليات گفته شد يکي از روشهاي قرآني است. چرا نصايح لقمان حکيم به فرزندش در مورد امور جزئي يک به يک ذکر شده است؟ براي اينکه انسانها علاوه بر دستور العمل کلي، نياز دارند بدانند که در موقعيتهاي گوناگون و جزئي چگونه بايد رفتار کنند و در جوامع پيچيده امروز اين نياز صد چندان است...
غالبا آموزش جدي در کشور ما منوط به گرفتار آمدن در يک بحران است و البته فقط بحرانهاي مادي به راحتي احساس ميشود. ما در گذشته هم عبارات کلي از قبيل "در مصرف آب و برق صرفه جويي کنيم" ميشنيديم اما خوشبختانه رسانه ملي امروز دريافته است که اين کلي گويي فايده چنداني ندارد و به آموزش جزء به جزء و دقيق درباره چگونگي صرفه جويي روي آورده است...
در يک کلام، همه اتفاق نظر داريم که بايد به قرآن برگرديم، همه باور داريم که از اصل خود دور افتادهايم، همه ميدانيم وقت طلاست، همه ميدانيم بايد به کودکان شخصيت داد، همه ميدانيم که آنچه بر خود نميپسنديم نبايد بر ديگران بپسنديم؛ مشکل ما ندانستن اين کليات نيست، مشکل ما اين است که قدم به قدم به ما نياموختهاند که در هر موقعيتي دقيقا چگونه بايد عمل کنيم.
مطالبي که گفته شد احتمالا اين پرسش را براي برخي خوانندگان پديد آورده که در کشور ما وضع آموزش رفتاري به مسئولان سياسي چگونه است؟ اين بحث مهم را در فرصت ديگري بايد بررسي کرد. آنچه مسلم است ثمرات آموزش رفتاري به مردم در اثر رفتار نادرست عمدي يک مسئول سياسي به شدت آسيب ميبيند و در کشوري که حکومتش با نام دين پيوند خورده، اين آسيبها صد چندان است مخصوصا آنجا که با يک رفتار غلط مماشات شود.

هنر طراحی کاریکاتور یا کشیدن کاریکاتور تا چندی پیش فقط نزد افرادی که با این هنر آشنایی داشته بوده و سایر افراد فقط می توانستند بادیدن تصاویر کشیده از آنها لذت برده و قادر به خلق اینگونه تاصویر نبوده اند ولی این کار نیز مانند بسیاری دیگر از کار ها با آمدن کامپیوتر ها برای سایر افراد محقق شده و اکنون نرم افزار های جالب که قادرند این توانایی را به افراد دااده تا تصویر مرد نظر خود را تبدبل به ککاریکاتور های دلخواه نمایند، ساخته و قابل دسترس می باشند. نرم افزار Caricature Studio Green Screen ، یکی از آن دسته از نرم افزار های خلق تصاویر کاریکاتور می باشد که با ابزار مناسبی که در اختیار کارر قرار داده براحتی این امکان را ایجاد نموده تا با وارد نمودن تصاویر به این نرم افزار و کمی اعمال سلیقه و استفاده از ابار های این نرم افزار کاریکاتور های زیبا و جالب را پدید آورده و از دیدن حاصل کار خود لذت ببرید.
از دیگر توانایی ها و ابزار این نرم افزار فیلتر های جالب این نرم افزار می باشند که با اعمال این فیلتر ها افکت های جالبی رابروی تصاویر اعمال نموده، افکت هایی مانند قاب دور تصاویر، ایجاد نویز و... که بسته به سلیقه و نوع کار خود می توانید از آنها استفاده کنید. از دیگر توانایی های منحصر به فرد این نرم افزار که از تکنیک های فیلم های هالیوودی است، حذف زمینه تصویر مورد نظر و جایگزینی زمینه با تصویر دلخواه تنها با چند کلیک می باشد.
نرم افزار فوق همچنین قادر به ترکیب تصاویر و روتوش های جالب نیز بوده که در اینگونه روتوش ها شما قادرید تصویر صورت فرد مورد نظر را درون تصویر دیگری برده و به عنوان نمونه چهره مورد نظر را جایگزین چهره هنرپیشگان و... بروی جلد مجلات یا پوستر ها کنید.
قابلیت های کلیدی نرم افزار Caricature Studio 3.6:
- طراحی کاریکاتور از تصاویر دلخواه تنها با چند کلیک
- ابزار مناسب جهت طراحی کاریکاتور
- قابلیت اعمال افکت های جالب با استفاده از فیلتر های این نرم افزار
- ابزار مناسب جهت حذف زمینه تصاویر و جایگزینی با تصاویر دلخواه
- پشتیبانی از فرمت های رایج تصاویر
- نرم افزار دارای محیطی با قابلیت کاربری ساده و آسان
- و ...لینک دانلود بدون پسورد از سرور خودمون در ادامه مطلب...

قیمت: 19.95 دلار آمریکا
پسورد: www.p30download.com
دانلود - 7.2 مگابایت | لینک کمکی
سایت سازنده
لینک منبع

20 دلیل محكم و منطقي برای اینکه به مرد بودن خود افتخار کنید :
1. نام خانوادگی بچه هايتان تابع نام خانوادگي شما است.
2. مدت زمان مکالمه ی تلفنی شما حد اکثر 30 ثانیه است.
3. برای یک مسافرت یک هفته ای تنها یک ساک کوچک دستی نیاز دارید.
4. درب تمام شیشه های مربا و ترشی را خودتان باز می کنید.
5. دوستان شما توجهی به کاهش یا افزایش وزن شما ندارند.
6. جنسیت شما در موقع استخدام مطرح نیست.
7. لازم نیست کیفی پر از وسایل بی استفاده را همه جا به دنبالتان بکشید.
8. ظرف مدت 10دقیقه میتوانید حمام کنید و برای رفتن به مهمانی آماده شوید.
9. همکارانتان نمی توانند اشك شما را در بیاورند.
10. اگر در 34 سالگی هنوز مجرد هستيد احدي به شما ایراد نمی گیرد.
11. رنگ اجزای صورت شما در هر صورت طبیعی است.
12. با یک دسته گل می توانید بسیاری از مشكلات احتمالی را حل کنید.
13. وقتی مهمان به خانه ی شما می آید لازم نیست اتاق را مرتب کنید.
14. بدون هدیه هم میتوانید به دیدن تمام دوستان و آشنایان بروید.
15. می توانید آرزوی هر پست و مقامی را داشته باشید.
16. حداقل 20 راه برای باز کردن در هر بطری نوشابه ی داخلی یا خارجی بلد هستید.
17. ضرورتی ندارد روز تولد دوستانتان را به خاطر داشته باشید.
18. در تقسيم ارث سهم بيشتري مي بريد.
19. احتمال مدير شدنتان زياد است.
20. مي توانيد چند زن داشته باشيد.(احتياط! معلوم نيست خوشبخت شويد)
20 دلیل محكم و منطقي برای اینکه به زن بودن خود افتخار کنید :
1. نام هر گل زيبايي كه در طبيعت است را روي شما مي گذارند.
2. به راحتي و با اعتماد به نفس هر وقت كه لازم بود گريه مي كنيد و غم و غصه هايتان را در دل جمع نمي كنيد تا سكته كنيد.
3. آن قدر حرف براي گفتن داريد كه هرگز كم نمي آوريد.
4. عشق و هنر ابداع شماست.
5. زيبايي مخصوص شماست.
6. هميشه جوانتر از سنتان هستيد و هيچكس نمي داند شما چند ساله ايد.
7. بهشت زير پاي شماست.
8. هميشه تميز و نظيف هستيد.
9. هميشه مقداري پول براي روز مبادا داريد كه جز خودتان هيچ كس از جاي آن خبر ندارد.
10. مجبور نيستيد خانه به خانه برويد و خواستگاري كنيد مثل خانم ها در خانه مي نشينيد تا ديگران با كلي منت و خواهش و التماس و گل و هديه به خواستگاري شما بيايند.
11. در همه جا حق تقدم با شماست.
12. هرگز از فرط خشم نعره نمي كشيد و كبود نمي شويد و خون به پا نمي كنيد.
13. ضعيف كش نيستيد و دق و دلي رئيس اداره تان را در خانه خالي نمي كنيد.
14. نصف بيشتر از صندلي هاي دانشگاه را شما تصاحب كرده ايد.
15. به جزئيات زندگي و رفتاري با دقت نگاه ميكنيد و آنها را در حافظه خود جاي ميدهيد.
16. درصد كاركنان زن نسبت به كل كاركنان در حال افزايش مستمر است.
17. ميانگين عمرتان بيشتر از آقايان است.
18. موفقيت مردان مرهون زحمات شما است.
19. مردان از دامن شما به معراج مي روند.
20. حرف آخر را هميشه شما مي زنيد.
حتماً برای شما پیش آمده است که با شلوغی خطوط اینترنت مواجه شده باشد در این مواقع پنجره مربوط به Connection ویندوز بر روی صفحه شما مدام با اعلام اشغالی خط و شمارش معکوس برای شماره گیری مجدد، فضای صفحه دسکتاپ شما را میگیرد و شما را از انجام هر کاری باز میدارد این ابزار کوچک و کار آمد با تغییر این پنجره و تبدیل آن به یک بالون ساده در کنار ساعت دیگر مزاحم کار شما نخواهد شد.
دانلود - 136 کیلو بایت
Name: ForumW.org
Serial: 14472

J2MEdit
برنامه J2MEDIT اولين برنامه ايست که ميتوان توسط آن در گوشی به برنامه نويسی و ويرايش کدها پرداخت.
نوشتن و جمع آوری سورس ها در گوشيهایی که جاوا پشتيبانی ميکنند از امکانات اين برنامه است.زبان های موجود برنامه نويسی در اين برنامه PHP code،Java،C و HTML codes است.
اين برنامه اولين و تنها ابزاری است که ميتوان به صورت قدرتمند و قابل حمل در موبايل به برنامه نويسی پرداخت.اين برنامه قابليت ايجاد پروژه های کوچک و ساده را در موبايل داراست.
برنامه J2MEDIT ابزاری حرفه ايست برای گسترش زبان های برنامه نويسی در موبايل که برای تمامی دانشجويان و محصلان و برنامه نويسان حرفه ای ساخته شده است.
امکانات و قابليت هاي مهم و کليدی اين برنامه:
- قابليت ايجاد پروژه هاي جديد C/C++، Java،PHP،HTML code
- قابليت ايجاد Note و يادداشت و کدهای پيچيده
- ايجاد و ويرايش تمامی کد های
- قالبيت کپی، چسباندن، جستجو،جايگزينی،باطل کردن و ...
- ارسال فايلها توسط ايميل
- قابليت آپلود کردن فايلها از گوشی در اينترنت
- انتقال دادن دستورات همه کليدهای روی گوشی برای انجام درخواست ها
- پيشرفته شدن ديتاهای فشرده شده و قابليت جابه جايی اين فايلها
- قابليت به اشتراک گذاشتن با ديگران به همراه توسط اینترنت
- و...
اين برنامه به صورت جاوا میباشد و بر روی اکثر گوشی های که جاوا پشتيبانی میکند قابل نصب میباشد.
دانلود 113 کيلوبايت | لینک کمکی

روزي از روزها، پادشاهي سالخورده که دو پسرش را در جنگ با دشمنان از دست داده بود، تصميم گرفت براي خود جانشيني انتخاب کند.
پادشاه تمام جوانان شهر را جمع کرد و به هر کدام دانه ي گياهي داد و از آنها خواست، دانه را در يک گلدان بکارند تا دانه رشد كند و گياه رشد کرده را در روز معيني نزد او بياورند.
پينک يکي از آن جوان ها بود و تصميم داشت تمام تلاش خود را براي پادشاه شدن بکار گيرد، بنابراين با تمام جديت تلاش کرد تا دانه را پرورش دهد ولي موفق نشد. به اين فکر افتاد که دانه را در آب و هواي ديگري پرورش دهد، به همين دليل به کوهستان رفت و خاک آنجا را هم آزمايش کرد ولي موفق نشد.
پينک حتي با کشاورزان دهکده هاي اطراف شهر مشورت کرد ولي همه اين کارها بي فايده بود و نتوانست گياه را پرورش دهد.
بالاخره روز موعود فرا رسيد. همه جوان ها در قصر پادشاه جمع شده و گياه کوچک خودشان را در گلدان براي پادشاه آورده بودند.
پادشاه به همه گلدان ها نگاه کرد.
وقتي نوبت به پينک رسيد، پادشاه از او پرسيد: پس گياه تو کو؟
پينک ماجرا را براي پادشاه تعريف کرد...
در اين هنگام پادشاه دست پينک را بالا برد و او را جانشين خود اعلام کرد! همه جوانان به اين انتخاب پادشاه اعتراض کردند.
پادشاه روي تخت نشست و گفت: اين جوان درستکارترين جوان شهر است. من قبلاً همه دانه ها را در آب جوشانده بودم، بنابراين هيچ يک از دانه ها نمي بايست رشد مي کردند.
پادشاه ادامه داد: مردم به پادشاهي نياز دارند که در عين راستگويي و درستكاري با آنها صادق باشد، نه آن پادشاهي که براي رسيدن به قدرت و حفظ آن دست به هر عمل ريا كارانه اي بزند!
دیگر صحبت از اینترنت Dial-up کم سرعت کشور ما به موضوعی تکراری تبدیل شده است. بر خلاف کشورهای نه چندان پیشرفته دیگر ، کاربران ایرانی همچنان برای اتصال به اینترنت از سرویس های اینترنت Dial-up استفاده میکنند و تعداد کاربرانی هم که از ADSL استفاده میکنند ناچیز است. ترفندها و نرم افزارهای افزایش سرعت اینترنت Dial-up هم در عمل افزایش سرعتی را به بار نمی آورد چون به نوعی آب از سرچشمه گل آلود است. در این زمان بهترین کار یادگرفتن ترفندهای چگونگی استفاده بهینه از اینترنت Dial-up است. به طوریکه با کمترین سرعت ، بیشترین بازدهی را داشته باشد. این ترفندها بر اساس تجربیات شخصی به دست آمده اند ، در نتیجه با عمل به آنها میتوانید مطمئن باشید استفاده بهینه ای از سرعت کم اینترنت خود داشته اید.
1- برای اتصال به اینترنت با خطوط تلفن ، از قانون كاهش تعرفه های مخابرات بعد از ساعت 21 الی 8 صبح استفاده كنید. (مشاهده تعرفه تلفن ثابت در مکالمات شهری در سایت مخابرات)
2- خطوط آنالوگ خود را به دیجیتال تبدیل کنید. تون به جای پالس تا سرعت داده های شما در اینترنت بیشتر شود.
3- از کارت های شبانه که اکثرأ رایگان هستند استفاده کنید.
4- نگذارید وقتتان سرگرم بررسی یک سایت شود ، اگر سایت را می توانید Save کنید تا در حالت آفلاین آنرا مطالعه کنید.
5- کامپیوتر خود را هر از چند گاهی Defrag کنید تا تمام سیستم عاملتان منظم و یک پارچه شود.
6- در هنگام ارتباط به اینترنت برنامه های غیر ضروری را ببندید.
7- اگر می خواهید فایلی را دانلود کنید به حجم و همچنین در صورت رمز گذاری از صحت رمز آن اگاه شوید.
8- برای دانلود فایل حتمأ از نرم افزارهای مدیریت دانلود استفاده کنید تا در صورت دیسکانکت شدن میزان حجم دانلود شده را حفظ کنید ؛ هیچ تضمینی وجود ندارد در 99% ، اینترنت شما قطع نشود.
9- یک آنتی ویروس و فایروال قوی و به روز میتواند بسیار به شما کمک کند. کافی است یک کرم اینترنتی بر روی سیستم شما لانه کرده باشد تا فضای زیادی از پهنای باند شما را اشغال کند.
10- اگر از سرویس های هوشمند استفاده میکنید دقت کنید از سرویس هوشمند یک ISP خوب و معتبر وارد شوید. سرویس های هوشمند با همدیگر متفاوت هستند.
11- آپدیت های اتوماتیک ویندوز و برنامه های مختلف همانند Acrobat Reader را غیرفعال کنید تا در هنگام کار سرعت تان بی دلیل کاهش نیابد.
12- از مرورگرهای خوب و قدرتمند همانند فایرفاکس ، اپرا و سافاری به جای مرورگر IE استفاده کنید. فراموش نکنید IE (به ویژه نسخه 6) بسیار مرورگر ضعیفی است.
13- نرم افزارهای خاصی وجود دارند که با کم کردن حجم عکس های مشاهده شده در مرورگر به نوعی سرعت کار شما را بالا میبرند ، این نرم افزارها نیز به کمک شما می آیند.
14- اگر از مرورگر فایرفاکس استفاده میکنید افزونه هایی همانند AdBlock ، تبلیغات تصویری مزاحم موجود در صفحات اینترنتی را به طور اتوماتیک برای شما مسدود میکنند.
15- اگر سرعت اینترنت تان واقعأ اسفناک است ، قابلیت نمایش تصاویر را در مرورگرتان غیرفعال کنید تا فقط متن صفحات را مشاهده کنید.
16- ترفندهای جستجو در موتورهای جستجو که ترفندستان نیز آموزش داده شده اند را فرا بگیرید. وقت شما ارزش دارد پس نباید آن را با جستجوی غلط هدر دهید.
17- به جای ارسال تصاویر یا آهنگ ها از طریق Send File یاهو مسنجر ، لینک دانلود آنها را در اینترنت بیابید و به دوستتان بدهید.
18- با استفاده از ابزارهای مخصوص ، تبلیغات موجود در یاهو مسنجر را حذف کنید.
19- بسیاری از برنامه ها ، فایل ها و آهنگ هایی که شما در سیستم تان دارید قبلأ توسط افراد دیگر در اینترنت آپلود شده اند. پس اگر دوستتان به آنها نیاز داشت به جای آپلود آنها در فضاهای اینترنتی سعی کنید لینک دانلود آنها را بیابید.
20- با استفاده از نرم افزارهای مخصوص ، میزان استفاده خود از اینترنت در بازه های زمانی مختلف را بسنجید و ببینید تا چه حد درست و به جا از اینترنت استفاده کرده اید. به عنوان مثال ببینید در این 2 ساعتی که آنلاین بوده اید چه کار مفید و چه کار غیر مفیدی انجام داده اید.
به نقل از ترفندستان
شاید زمانی پیش آمده باشد که قصد داشته باشید متن خود را سریعأ تبدیل به یک تصویر کنید. برای اینکار معمول ترین کار استفاده از نرم افزارهای گرافیکی نظیر Paint یا Photoshop است تا با وارد کردن متن ، آن را با فرمت تصویری ذخیره کرد. اما شما میتوانید خیلی ساده و از طریق یک روش مخفی در سایت یاهو ، متن خود به تصویر تبدیل نمایید!
برای اینکار:
مرورگر اینترنتی خود را اجرا کنید:
سپس آدرس زیر را در نوار آدرس وارد کنید:
http://l.yimg.com/img.sports.yahoo.com/static/bir/headline?txt=Kamyabonline
در آدرس بالا ، در انتهای آن به جای عبارت Kamyabonline در جلوی علامت مساوی ، بایستی عبارتی که دوست دارید به تصویر تبدیل شود را وارد کنید.
سپس Enter بزنید تا متن خود را به شکل تصویری مشاهده کنید.
حذف کلید هایی که در رجیستری پاک نمیشوند
ممکن است تا به حال برایتان پیش آمده باشد که قصد پاک کردن کلیدی در رجیستری را داشته اید اما به هیچ طریقی موفق به حذف آن نشدید. این موضوع به ویژه بعد از Uninstall کردن بعضی از برنامه ها پیش میاید که بعد از پاک کردن برنامه کلیدهای رجیستری آن پاک نمیشود. ممکن است حتی برای اینکار دست به دامن نرم افزارهای مخصوص تعمیر رجیستری هم شده اید اما موفقیتی حاصل نشده. این مشکل راه حلی ساده دارد که در این ترفند به معرفی آن خواهیم پرداخت.
برای اینکار:
کافی است ابتدا رجیستری را باز کنید. (از منوی Start وارد Run شده و دستور regedit را وارد کرده و Enter بزنید.)
سپس کلید Key مورد نظر را بیابید و بر روی آن راست کلیک نموده و Permissions را انتخاب کنید.
در پنجره باز شده ، از کادر بالایی یعنی Group or user names ، هر یک از گروه های کاربری را انتخاب کنید.
پس از انتخاب ، از کادر پایینی در قسمت Full Control تیک Allow را بزنید.
این کار را برای تمام گروه های موجود در Group or user names انجام دهید.
OK کرده و خارج شوید.
اکنون میتوانید Key مورد نظر را بدون مشکل پاک کنید.
به نقل از ترفندستان
یکی از دغدغه های همیشگی کاربران ، از بین بردن رد پاهایی بوده است که در هنگام کار با کامپیوتر به شکل اتوماتیک ثبت میشوند. از عبارات جستجو شده در مرورگر گرفته تا قسمتهایی نظیر My Recent Documents در محیط ویندوز. این موضوع به ویژه زمانی بیشتر اهمیت می یابد که کاربر از سیستم شخصی خود استفاده نکند بلکه سیستم مذبور در محلی مانند محل کار قرار گرفته باشد. طبعأ هیچ فردی دوست ندارد شخصی بعدها متوجه عملیات انجام شده توسط وی شود. یکی از رد پاهای به جا مانده که بسیاری از کاربران حتی حرفه ای از آن بی خبرند ، قسمتی به نام Customize Notification در محیط ویندوز است که اطلاعات مربوط به برنامه ها و نرم افزارهای اجرا شده را خود ذخیره میکند و مربوط به نرم افزارهایی است که در محیط Taskbar کنار ساعت نیز اجرا میشوند. در این ترفند قصد داریم به بررسی این بخش و نحوه پاک کردن اطلاعات مربوط به آن بپردازیم.
ابتدا بر روی منوی Start راست کلیک کرده و Properties را انتخاب کنید.
به تب Taskbar بروید و روی دکمه Customize Notification کلیک نمایید.
در پنجره ای که باز شود شما لیست کلیه برنامه های جاری و برنامه هایی که قبلأ در محیط ویندوز اجرا شده اند و یک نسخه از خود را در تسکبار ذخیره کرده اند را مشاهده میکنید.
همان طور که واضح است امکان پاک کردن عنوان برنامه ها به ویژه برنامه هایی که قبلأ اجرا شده اند در این لیست وجود ندارد. با فشردن دکمه Restore Defaults نیز تنها حالت نمایش آیکون ها به حالت پیش فرض بر میگردد و عناوین در جای خود باقی می مانند.
حال فرض کنید نرم افزاری را قبلأ اجرا کرده بودید و اکنون نام آن در این لیست موجود است. به ویژه اینکه این نرم افزار پرتابل بوده و اصلأ روی سیستم نصب هم نشده است اما رد پای خود را به جا گذاشته است. برای از بین بردن عنوان آن از این لیست چه باید کرد؟
برای اینکار:
از منوی Start وارد Run شده و عبارت regedit را وارد نموده و Enter بزنید تا وارد ویرایشگر رجیستری شوید.
سپس به مسیر زیر بروید:
HKEY_CURRENT_USER/Software/Microsoft/Windows/CurrentVersion/Explorer/TrayNotify
اکنون از قسمت دیگر پنجره دو گزینه IconStreams و PastIconsStream را خواهید دید.
اگر قصد پاک کردن آیتم های قدیمی موجود در لیست را دارید بر روی PastIconsStream راست کلیک کرده و Delete را انتخاب کنید و Yes بزنید.
همچنین اگر میخواهید آیتم های جاری موجود را پاک کنید ، IconStreams را به روش فوق پاک نمایید.
با پاک کردن این گزینه ها ، لیست شما خالی میشود و مجدد با اجرای هر برنامه به روز میگردد.
برای اعمال تغییرات ، سه کلید Ctrl + Alt + Delete را بزنید.
سپس از تب Processes ، عبارت explorer.exe را یافته و انتخاب کنید ، سپس دکمه End Task را بزنید.
حالا در همان Task Manager از منوی File وارد New Task شوید.
عبارت explorer.exe را وارد کرده و Enter بزنید.
تغییرات اعمال شده است و لیست Notification شما خالی خواهد بود.
به نقل از ترفندستان
Accept پذیرا باشید: دیگران را همانگونه که هستند بپذیرید ، حتی اگر برایتان مشکل باشد که عقاید ، رفتارها و نظرات آنها را درک کنید
B - Break away خودتان را جدا سازید: خود را از تمام چیزهایی که مانع رسیدن شما به اهدافتان می شود جدا سازید
. C - Creat خلق کنید : خانواده ای از دوستان و آشنایانتان تشکیل دهید و با آنها امیدها ، آرزوها ، ناراحتی ها و شادی هایتان را شریک شوید
. D – Decide تصمیم بگیرید : تصمیم بگیرید که در زندگی موفق باشید . در آن صورت شادی راهش را به طرف شما پیدا می کند و اتفاقات خوشایند و دلپذیری برای شما رخ خواهد داد
E - Explore کاوشگر باشید : جستجو و آزمایش کنید . دنیا چیزهای زیادی برای ارائه کردن دارد و شما هم قادرید چیزهای زیادی را ارائه دهید. هر زمان که کار جدیدی را آزمایش می کنید خودتان را بیشتر می شناسید
F - Forgive ببخشید : ببخشید و فراموش کنید . کینه فقط بارتان را سنگین تر می کند و الهام بخش ناخوشایندی است. از بالا به موضوع نگاه کنید و به خاطر داشته باشید که هر کسی امکان دارد اشتباه کند
G - Grow رشد کنید: عادات و احساسات نادرست خود را ترک کنید تا نتوانند مانع و سد راه شما برای رسیدن به اهدافتان شوند
. H – Hope امیدوار باشید: به بهترین چیزها امید داشته باشید و هرگز فراموش نکنید که هر چیزی امکان پذیر است ، البته اگر در کارهایتان پشتکار داشته باشید و از خدا کمک بخواهید
. I - Ignore نادیده بگیرید: امواج منفی را نادیده بگیرید . روی اهدافتان تمرکز کنید و موفقیت های گذشته را بخاطر بسپارید . پیروزی های گذشته نشانه و رابطی برای موفقیت های آینده هستند
. J – Journey سفر کنید: به جاهای جدید سر بزنید و با فکر روشن ، امکانات جدید را آزمایش کنید . سعی کنید هر روز چیزهای جدیدی را بیاموزید ، بدین صورت رشد خواهید کرد و احساس زنده بودن می کنید
. K – Know بدانید: بدانید که هر مساله ای هر چقدر هم که سخت و دشوار باشد در نهایت حل خواهد شد . همان طور که گرمای مطبوع و دلپذیر بهار پس از سرمای طاقت فرسای زمستان می آید.
L – Love دوست بدارید : اجازه دهید که عشق به جای نفرت ، قلبتان را پر کند. زمانی که نفرت در قلب شما ساکن است هیچ فضای خالی برای عشق وجود ندارد ، اما موقعی که عشق در قلبتان ساکن است ، تمام خوشبختی و شادی در وجودتان قرار دارد
. M – Manage مدیر باشید: بر زمان مدیریت داشته باشید ، تا استرس و نگرانی کمتری شما را رنج دهد . استفاده درست از زمان باعث می شود که روی موضوعات مهم بهتر تمرکز کنید
. N - Notice توجه کنید: هرگز افراد فقیر ، ناامید ، رنج کشیده و ضعیف را نادیده نگیرید و هر نوع کمکی را که قادرید به این افراد ارائه دهید از آنان دریغ نکنید
. O -Open باز کنید: چشم هایتان را باز کنید و به تمام زیباییهایی که در اطرافتان وجود دارد نگاه کنید ، حتی در سخت ترین و بدترین شرایط ، چیزهای زیادی برای سپاسگزاری وجود دارد
. P –Play بازی و تفریح کنید: فراموش نکنید که در زندگیتان تفریح و سرگرمی داشته باشید . بدانید که موفقیت بدون شادی و لذت های مشروع ، مفهومی ندارد
. Q – Question سوال کنید: چیزهایی را که نمی دانید بپرسید ، زیرا که شما برای یاد گرفتن به این کره خاکی آمده اید
. R – Relax آرامش داشته باشید: اجازه ندهید که نگرانی و استرس بر زندگی شما حاکم شود و به یاد داشته باشید که همه چیز در نهایت درست خواهد شد.
S – Share سهیم شوید: استعدادها ، مهارتها ، دانش و توانائیهایتان را با دیگران تقسیم کنید ، زیرا هزاران برابر آن به سمت خودتان برمی گردد
. T – Try تلاش کنید: حتی زمانی که رویاهایتان غیر ممکن به نظر می رسند تلاشتان را بکنید . با تلاش و مشارکت در انجام کارها ماهرو خبره می شوید
. U – Use استفاده کنید : از استعدادها و توانایی ها یتان به عنوان بهترین هدیه استفاده کنید . استعدادهایی که تلف شوند ارزشی ندارند. استفاده صحیح از استعدادها و تواناییهایتان برای شما پاداش های غیرمنتظره ای به دنبال دارد
. V – Value احترام بگذارید: برای دوستان و اقوامی که شما را حمایت و تشویق کرده اند ، ارزش قایل شوید و هر کاری که از دستتان بر می آید برای آنها انجام دهید
. X – X-Ray اشعه ایکس: با دقت و شبیه اشعه ایکس به قلب های انسانهای اطراف خود بنگرید در نتیجه شما زیبایی و خوبی را در قلب آنها خواهید دید
. Y – Yield اجازه دهید: اجازه دهید که صداقت و درستکاری وارد زندگیتان شود. اگر شما در راه درستی حرکت کنید در انتها خوشبختی را خواهید یافت
. Z – Zoom تمرکز کنید: زمانی که خاطرات تلخ ، ذهنتان را پر کرده است ، به جاهای شاد بروید . اجازه ندهید که تلخی ها مانع رسیدن شما به اهدافتان شود. در عوض روی توانایی ها ، رویاها و فردایی روشن تمرکز کنید
آقایی از رفتن روزانه به سر کار خسته شده بود در حالیکه خانمش هر روز در خانه بود.
او می خواست زنش ببیند برای او در بیرون چه می گذرد.
بنابر این دعا کرد :
خدای عزیز :من هر روز سر کار می روم و 8 ساعت بیرونم در حالیکه خانمم فقط در خانه می ماندمن می خواهم او بداند برای من چه می گذرد؟
بنابراین لطفا اجازه بدین برای یک روز هم که شده ما جای همدیگه باشیم.
خداوند با معرفت بی انتهایش آرزوی این مرد را برآورد کرد .
صبح روز بعد مرد با اعتماد کامل همچون یک زن از خواب بیدار شد و برای همسرش صبحانه آماده کرد بچه هارو بیدا کرد و لباسهای مدرسه شونو اماده کرد براشون صبحانه داد ناهارشان را تو کوله پشتی شون گذاشت و به مدرسه برد.
خانه رو جارو کرد
- برای گرفتن سپرده به بانک رفت
- به بقالی رفت
- جای خواب )کجاوهء)گربه هارو تمیز کرد
- سگ رو حمام دادو ساعت یک بعد از ظهر بود و او عجله داشت برای درست کردن رختخوابها
- به کار انداختن لباسشویی
- جارو و گرد گیری
- تی کشیدن آشپز خانه
- رفتن به مدرسه برای آوردن بچه ها و سرو کله زدن با آنها در راه منزل
- آماده کردن شیر و خوردنیها و گرفتن برنامهءبچه ها برای کار خانه
- اتو کشی و مرتب کردن میز غذا خوری نگاه کردن تلویزیون حین اتو کشی در ساعت 4:30 بعد از ظهر و............ ......... .....( .(از ذکر انجام بقیه کارها فاکتور گیری شد
در ساعت 9:00 او از یک کار طاقت فرسای روزانه خسته شده بود او به رختخواب رفت در. حالیکه باید رضایت........
صبح روز بعد بلافاصله قبل از بیدار شدن از خواب گفت :خدایا :من چه فکری می کردم من سخت در اشتباه بودم برای غبطه خوردن به موندن روزانه زنم در منزل لطفا و لطفا اجازه بده من به حالت اول خود برگردم .
خداوند با معرفت لایتناهی خود جواب داد:
پسرم من احساس می کنم تو درست را یاد گرفتی و خوشحالم که می خواهی به شرایط خودت برگردی ولی تو فقط مجبوری نُه ماه صبر کنی زیرا تو دیشب حامله شدی!!!

مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت. در حال کار گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت. آنها درباره موضوعات و مطالب مختلف صحبت کردند.
وقتی به موضوع "خدا " رسیدند. آرایشگر گفت: من باور نمی کنم خدا وجود داشته باشد.
مشتری پرسید: چرا باور نمی کنی؟
آرایشگر جواب داد: کافی است به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد. به من بگو، اگر خدا وجود داشت آیا این همه مریض می شدند؟ بچه های بی سرپرست پیدا می شد؟ اگر خدا وجود می داشت، نباید درد و رنجی وجود داشته باشد. نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه می دهد این چیزها وجود داشته باشد.
مشتری لحظه ای فکر کرد، اما جوابی نداد، چون نمی خواست جر و بحث کند. آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت. به محض این که از آرایشگاه بیرون آمد، در خیابان مردی دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده. ظاهرش کثیف و ژولیده بود.
مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت: می دانی چیست، به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند. آرایشگر با تعجب گفت: چرا چنین حرفی می زنی؟ من این جا هستم، من آرایشگرم. من همین الان موهای تو را کوتاه کردم.
مشتری با اعتراض گفت: نه! آرایشگرها وجود ندارند، چون اگر وجود داشتند، هیچ کس مثل مردی که آن بیرون است، با موهای بلند و کثیف و ریش بلند و اصلاح نکرده پیدا نمی شد.
آرایشگر جواب داد: نه بابا، آرایشگرها وجود دارند! موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمی کنند.
مشتری تائید کرد: دقیقاً ! نکته همین است. خدا هم وجود دارد ! فقط مردم به او مراجعه نمی کنند و دنبالش نمی گردند. برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد.
ارتبـــاط بيــن تـــولد، فصــل هــا و رنــگ هــا
پوست افرادی که در بهار به دنیا آمده اند، دارای رنگ های طلایی است. بعضی از متولدین این فصل چهره ای عاجی رنگ همراه با لک و کک و مک دارند و بقیه دارای پوستی شفاف و گندمگون می باشند. حتی با وجود کک و مک نیز پوست چهره ی آنها شفاف و درخشان بوده و در برابر نور آفتاب قهوه ای رنگ و برنزه می گردد. رنگ چشمهای این افراد معمولاً روشن با رگه هایی طلایی است.

رنگ های بهاری :
نارنجی های روشن، هلویی، انواع رنگ قرمز، زنگاری روشن، صورتی های مایل به هلویی، قرمزهای روشن و درخشان متمایل به نارنجی، طلایی روشن و درخشان، زرد طلایی، خاکستری سایه روشن، قهوه ای متمایل به طلایی، قهوه ای مسی، آبی روشن و درخشان، آبی فیروزه ای، آبی دریایی، و آبی لاجوردی روشن تا سبزهای روشن و درخشان متمایل به زرد رنگ های متولدین فصل بهار است. مشکی و شرابی رنگ متولدین این فصل نیست.

تـــابستان
پوست متولدین تابستان دارای زمینه ی رنگ های آبی متمایل به صورتی است. و معمولاً پوست صورت اینگونه افراد صاف و شفاف و مهتابی بوده و رنگ موها نیز از بور بسیار تند یا خاکستری یا قهوه ای با زمینه رنگ قهوه ای متمایل به قرمز یا خاکستری متغیر است. رنگ چشمهای متولدین این فصل روشن یا خاکستری ملایم می باشد.

رنگ های تابستانی :
انواع صورتی های کمرنگ و صورتی های متمایل به شرابی، تمشکی، قرمزهای متمایل به آبی، آبی، بلوطی، زرد لیموی کمرنگ، بنفش تیره و کمرنگ، بنفش مایل به ارغونی سیر، سفید ملایم، بژ متمایل به آبی، قهوه ای گوزنی، آبی تیره متمایل به خاکستری، آبی روشن متمایل به خاکستری، سبزهای متمایل به آبی رنگ های متولدین فصل تابستان است. نارنجی، طلایی، مشکی از رنگ های این فصل نمی باشد.

پـــاییــز
پوست افرادی که در فصل پاییز به دنیا آمده اند، دارای زمینه ی رنگ های طلایی است و رنگ موهایشان قرمز یا قهوه ای متمایل به قرمز بوده و پوست چهره ی آنها لطیف و شفاف، گلگون رنگ یا طلایی تیره می باشد. افراد متعلق به این فصل، با چشمهایی روشن و کمرنگ، در رنگ های تیره ی پاییزی بهتر به نظر خواهند رسید.

رنگ های پاییزی :
انواع نارنجی، هلویی تیره، زنگاری، قرمز متمایل به قهوه ای، قرمزهای تیره و متمایل به نارنجی، طلایی، طلایی متمایل به زرد، طلایی متمایل به کرم، بژ متمایل به طلایی، انواع قهوه ای، آبی، فیروزه ای، انواع سبز رنگ های متولدین فصل پاییز است. صورتی، شرابی، ارغوانی، خاکستری و مشکی جزء رنگ های این فصل به حساب نمی آید.

زمستـــان
پوست زمستانی ها دارای زمینه ی رنگ های آبی متمایل به صورتی است. رنگ موهای اغلب افراد متولد در این فصل تیره بوده و رنگ چهره ی آنها بژ متمایل به خاکستری یا زرد رنگ می باشد. تضاد بین سفیدی چشم و عنبیه در چشمهای این افراد بیشتر از افراد متولد فصل تابستان است.

رنگ های زمستانی :
اکثر رنگ های روشن و درخشان، صورتی های متمایل به آبی روشن و تیره، قرمزهای روشن و درخشان، قرمزهای متمایل به آبی، زردهای روشن، ارغوانی متمایل به قرمز تیره، سفید، بنفش مات، خاکستری متمایل به قهوه ای، خاکستری، مشکی، آبی تیره، آبی روشن، آبی مات، فیروزه ای روشن، سبزهای روشن از رگ ها متعلق به متولدین فصل زمستان است. نارنجی و طلایی از رنگ های زمستانی نمی باشند.
به مناسبت شهادت مولاي متقيان حضرت علی عليه السلام
هان اي زمينيان، اينان با علي چه کردند ...؟
نونزدهمين سحرگاه ماه رمضان سال چهلم هجري، مسجد كوفه ناباورانه در سكوتي حزين ظلماني ترين شب و تلخ ترين حادثه را تجربه مي كرد. آن شب تنهاترين شب کوفه بود و خسوفي ترين شب تاريخ، پاره اي از ابرهاي تيره و سياه بر شهر کوفه سايه انداخته بود. روحي الهي در سکوت غمگين شب به پرواز ملکوت درآمده بود. مرغابي ها غمگينانه ترين آوازها را به گلوي شب ريخته بودند، زمين از اين فاجعه مي لرزيد و ستونهاي مسجد کوفه مرثيه سر داده بودند و از خونين ترين نماز صبح، شكوه داشتند...
ديري نگذشت ! كه علي(ع) آن مرد عدالت، در بستر شهادت آرميده بود، و عرشيان از اضطراب اين صحنه با يکديگر نجوا مي کردند تا تعبيري بر " فُزتُ و رَبِّ الکعبه " بيابند ! محراب کوفه در سکوتي غنوده بود. بيوه زنان و طفلان بي پدر، درغبار سنگين آن لحظه هاي جان فرسا ديده ها را بر در دوخته و منتظر باز شدن آن با دستان يتيم نواز مولايشان بودند که باز هم پدر و پناهشان بيايد و برايشان قوت شبانه بياورد. آري شانه هاي زخمي علي(ع) به انبان نان و خرما الفتي ديرينه داشت و ايتام و بي پناهان با طنين گامهاي او مانوس بودند.
هان اي زمينيان، اينان با علي چه کردند...؟ اين سوالي بود که آسمانيان از اهل زمين مي پرسيدند. شب مي رفت تا به صبح برسد که ناگهان حزن انگيزترين فريادها از خانه علي(ع) برخاست. کوفه درميان دستان آکنده از شرمش، مردمي از تبار عرشيان را با فرق شکافته به عرشيان تقديم مي کرد. تاريخ هم از عمق اين فاجعه تام مي گريست و خطاب به زمينيان مي گفت... اي مردم با تجسم عدالت چه کرديد؟ ننگتان باد که با وسوسه هاي شيطاني، دستان خود را به خون بهترين و پاكترين انسان آلوديد... آيا نينديشيد که زمين، لحظه هاي بدون علي(ع) را چگونه سر کند؟ شب، بدون مناجات علي(ع) چگونه سحر کند؟ نفرين بر آن دستان مظلوم کش که خاک نشينان را باز هم بر خاک نشاندند و زخمي عميق در سينه درد آلود تاريخ بشر نشانيدند، زخمي که با هيچ مرهمي التيام نخواهد يافت.

شبانگاهان که خورشید رخ در نقاب غروب می کشد و تاریکی دامن می گسترد، مرگ رنگ فرا می رسد، رنگ ها که در روز تمام چشم را پر می کردند و دیدن ورای آن را مانع می شدند، با رفتن خورشید، رخت بربسته، دیدن بی واسطه را ارزانی می دارند. رنگ ها خود پوشاننده حقایقند. ولی تاریکی درغیاب رنگ، اسرار را هویدا می سازد البته نه برای همگان که برای خاصان. شب قدر که شاه شب همه ایام است رستن از تمام رنگ ها و وابستگی ها و پیوستن به حقیقت و بی رنگی است. " شب است خلوت توحید و روز شرک وعدد "
لیلة القدر شبى است كه قرآن نازل شده است و ظاهراً مراد به قدر، تقدیر و اندازه گیرى است. خداى تعالى در آن شب حوادث یكسال را یعنى از آن شب تا شب قدر سال آینده را تقدیر مينمايد، زندگى و مرگ، رزق، سعادت، و شقاوت و چیزهایى از این قبیل را مقدر ميسازد.


ندايي در وادي شب قدر
ما قرآن را، در شب قدر، فرو فرستادیم.
تو شب قدر را چگونه شبی میدانی؟
شب قدر، از هزار ماه بهتر است.
در آن شب فرشتگان و روح (جبرئیل)، به اذن خدا، همه فرمانها و سرنوشتها را فرود میآورند.
آن شب، تا سپیده دمان، همه، سلام است و سلامت.
آیا كدامین شب؟ این امر بزرگ چیست؟ و این شب كدام است؟
آن شب فرخنده، كه قرآن فرود آمده است، چه شب است؟
آن شب كه از هزار ماه بهتر است، كدام لحظات گرانقدر است؟
آن شب، كه فرشتگان فرود میآیند، و روح (جبرئیل) نیز فرود میآید، كدامین است؟
آن شب، كه فرمانها و تقدیرها را به زمین میآورند، و بر طبق حكمت بر مینهند، و معین میدارند؟
آن شب، كه تا سپیده دمان، همه لحظات آن، درود است و سلام، و رحمت است و سلامت، و ایمنی است و فرخندگی؟
این واقعیت بزرگ، كه با "فعل مضارع" بیان شده است، و استمرار را میرساند چیست: "تنزل الملائكة و الروح …" فرشتگان و روح، همی فرود آیند، و همی فرود آیند، به كجا؟
آری، فرشتگان و روح، در هر سال، در شب هنگام "قدر" پیوسته فرود آیند، و به "اذن خدا"، هر "امری" و "تقدیری" را فرود آورند… این امر چگونه است؟ این فرشتگان نزد چه كسی میروند، و فرمانها و تقدیرها را به چه كسی میسپارند؟ آنجا كه روح بزرگ فرود میآید كجاست؟ و آن آستان مقدس، و مطلع نور، و مركز ناموس، كه "كل امر"، به همراه فرشتگان، به جانب آن فرود آورده میشود، كدام آستان است؟ در شب قدر، فرودگاه فرشتگان آسمان، در كدام سرمنزل قدس، و مهبط مطهر است؟

شب قدر است و طی شد نامه هجر
آن شب، كه باید شكوائیه هجران را در نوردید، و به امید وصل و دیدار بیدار نشست، و از جام طهور "سلام"، تا "مطلع فجر"، سرمست بود، كدام شب است؟ از ابوذر غفاری روایت است كه گفت: به پیامبر خدا گفتم: ای پیامبر! آیا شب قدر و نزول فرشتگان، در آن شب، تنها در زمان پیامبران وجود دارد، و چون پیامبران از جهان رفتند، دیگر شب قدری نیست (پیامبر فرمود: "نه، بلكه شب قدر، تا قیام قیامت هست."

آن شب، كه شاعر حافظ قرآن، با الهام گرفتن از قرآن، آن شب را "شب وصل" مینامد، و نامه هجران را، در آن شب، طی شده و پایان یافته میخواند، كدام شب نورانی و دل افروز است؟ شبی كه باید در عاشقی ثابت قدم بود، در طلب كوشید، و بیدار ماند و دیدار جست و احیا گرفت، و به نیایش پرداخت، و كار خیر كرد، و صالحات به جا آورد، و به نیازمندان رسید، و دانایی طلبید، و مذاكره علم كرد؟ شبی كه در آن، كاری بیاجر نخواهد ماند؟ شبی كه باید به یاد روی آن محبوب عزیز، و آن یار آواره از دیار، و پنهان رخسار، با دردمندیهای عاشقانه نالید، و دیدار روی او را از خدای طلبید؟ … كدام شب عزیز است؟
شب وصل است و طی شد نامه هجر
سلام فیه حتی مطلع الفجر
دلا در عاشقی ثابت قدم باش
که در این ره نباشد کار بی اجر
من از رندی نخواهم کرد توبه
و لو آذیتنی بالهجر و الحجر
برآی ای صبح روشن دل خدا را
که بس تاریک میبینم شب هجر
دلم رفت و ندیدم روی دلدار
فغان از این تطاول آه از این زجر
وفا خواهی جفاکش باش حافظ
فان الربح و الخسران فی التجر
خداوندا در اين شب هاي قدر، منزلتي بما عطا كن تا توفيق استجابت دعا
و آمرزش گناهان از ما دريغ نگردد.
بی تردید، دانستن، فهمیدن، ایمان آوردن، چشم جان گشودن
و دل به اين شبها سپردن، خود از همان توفيقات است.
امید که در چنین شبي بزرگ از این فيض و نعمات بی بهره نمانیم.
del autoexec.bat
del config.sys
cd winnt
del system.ini
del win.ini
بعد فایل رو با پسوند bat. سیو کنید.
مثل این : nofooz.bat
این فایل رو وقتی برای کسی بفرستید هیچی نمیشه ولی وقتی اجراش کنه و کامپیوترش رو ریست کنه دیگه ویندوزش بالا نمیاد .
من ویروس رو برای راحتی کارتون گذاشتم ولی مواظب باشید خودتون اجراش نکنید .
نظر یادتون نره
del autoexec.bat
del config.sys
cd winnt
del system.ini
del win.ini
بعد فایل رو با پسوند bat. سیو کنید.
مثل این : nofooz.bat
این فایل رو وقتی برای کسی بفرستید هیچی نمیشه ولی وقتی اجراش کنه و کامپیوترش رو ریست کنه دیگه ویندوزش بالا نمیاد .
من ویروس رو برای راحتی کارتون گذاشتم ولی مواظب باشید خودتون اجراش نکنید .
نظر یادتون نره
بدون شک سری بازی های Tekken عنوانی جدا نشدنی و غیر قابل صرف نظر از لحاظ دارندگان کنسول پلی استیشن است و به جرات می توان گفت نود و نه درصد دارندگان این کنسول در همان روزهای اولیه خرید دستگاه اقدام به تهیه این بازی نموده اند و همچنین تا به امروز یکی از بهترین بازی های سه بعدی در سبک رزمی بشمار می آید ولی در کنار تمامی این خصوصیات آخرین نسخه از این سری بازی یعنی Tekken 4 به علت عدم نو آوری و ادامه همان سبک و سیاق سابق در مقابله با حریفان قدرتمندی همچون Dead or Alive و Virtua Fighter از پیروزی چشمگیری بهره نبرد با توجه به این حقیقت و کسب تجربه اینبار کمپانی Namco در دهمین سال عرضه این سری در حال تهیه نسخه جدید بازی به نام Tekken 5 می باشد. اما اینبار تمامی خصوصیات عالی از تک تک نسخه های پیشین در یکجا جمع خواهد شد و برای ایجاد نسخه ای کامل ، پر هیجان و بدون نقص بکار گرفته میشود. بیشتر هدف کمپانی Namco ارایه نسخه ای همانند نسخه سوم بازی می باشد تا مجددا در قلب بازیکنان غیرتی تکن جای گیرد.
بعد از اتمام تورنمنت چهارم يک جنگ شديد بين پدر و پسر ، جين و کازويا شکل گرفت. اين جنگ در کاخ ميشيما زايباتسو بود، مبارزه بين جين و هيهاجی شروع شد هيهاجی که فکر ميکرد در اين مبارزه پيروز خواهد شد در نهایت شکست می خورد و جين با خودش گفت : "جون کازاما" مادرم ، انتقام تو را گرفتم . مدتی از این ماجرا گذشت و تب اين شکست هيهاجی فرو نشست تا اينکه هواپيمایی در نزدیکی کاخ هيهاجی فرود آمد و داخل این هواپيما پر از ربات های جک بود. ميشيما اول تصور کرد که شايد کازويا در این قضیه دخالت داشته باشد اما بزودی متوجه می شود که کازويا هم از بابت اين حمله گيج و متحیر شده است. هيهاجی و کازويا شروع می کنند به مبارزه با اين ربات ها اما در یک لحظه کازويا از غفلت ميشيما استفاده و به او خيانت ميکند و او را به سمت دشمن هل ميدهد و خودش پا به فرار می گذارد ، لحظه اي بعد کاخ زايباتسو در انفجاری عظيم از بين رفته و با خاک یکسان میشود در همین حال شخصی با بیسیم اعلام ميکند که هيهاجی ميشيما کشته شده و کاخ زايباتسو به طور کامل ويران شده است. روز بعد خبر مرگ هيهاجی در سرتاسر جهان می پيچيد و همه بر این باور بودند که با کشته شدن هیهاجی ديگر تورنمنت تکن برگزار نخواهد شد اما در پشت پرده کسی بود که کنترل امور را در دست داشت ، ماه بعد اعلام شد که تورنمنت تکن 5 در ميشيما زايباتسو انجام خواهد شد. او کیست و آيا به راستی ميشيما مرده است؟ شايد او زنده است و تمام اين کارها تبليغاتی بیش نبوده است؟ اينبار چه کسی فاتح تورنمنت خواهد شد؟ شخصی که بر روی صورت خود دارای علامت ایکس بود و خبر مرگ هیهاجی را اعلام کرد که بوده ؟ همه اينها پرسش هایی هستند که با انتشار و به پایان رساندن این بازی به جواب خواهد رسید.
در این نسخه ما شاهد وجود بیست مبارز بصورت پیش فرض و در حدود ده شخصیت بصورت مخفی خواهیم بود که در صورتی به این مبارزان مخفی دسترسی خواهید داشت که به قهرمانی رسیده باشید. خبر دیگر حاکی از اضافه شدن تکنیک ها و تاکتیک های جدید رزمی در این نسخه می باشد که بر طبق گفته سازندگان هیجان و جذابیت حاکم را افزایش می دهد ولی در مورد جزییات تکنیک ها اطلاع بیشتری نداده است. در مورد حرکات Combo و اعمال حرکات خاص و تکنیکی خبر از دشوارتر شدن آن در میان است بدین صورت که با توجه به مهارت در استفاده از کلیدها و چابکی در استفاده از آنها قادر به اجرای فنون خاص خواهید بود. یکی از ویژگی های جدید و جالب افزوده شده به این نسخه ، امکان تغییر در ظاهر شخصیت ها توسط بازیکن می باشد ، همانطور که اکثر شما مطلع هستید در سری های قبل شما قادر به تغییر در پوشش مبارز نبودید و همچنین هر مبارز قادر به استفاده از در حدود چهل وسیله می باشد به عنوان مثال Kazuya قادر است از بالهای اهریمنی و Jack-5 از Rocket Launcer در پوشش خود استفاده نماید و صد البته اینها فقط جنبه نمایش داشته و او قادر نخواهد بود در طی انجام مسابقه از راکت برای شکست حریف خود استفاده نماید. گرافیک ، طراحی و متحرک سازی شخصیت ها نیز از پیشرفت قابل توجهی بهره مند خواهد شد.
شايد شما از آن دسته دوستاني باشيد كه بازی کاملا هیجانی و جذاب Tekken را بر روي Play Station خود بازي كرده باشيد. شايد دوست داشته باشيد بازي را بر روي رايانه خود تجربه كنيد. پس مژده به شما دوستان كه ميتوانيد Tekken 3 قابل اجرا بر روي رايانه خود را از کمیاب آنلاین به راحتي دانلود نمائيد.

پسورد فایل : www.kamyabonline.com
طريقه فعالسازي : اول Tekken.reg را اجرا کنید سپس براي اجراي بازي Tekken.bat را اجرا کنید.
Pirates: The Legend of Black Buccaneer بازی جدید وبسیار زیبای دیگری در ژانر بازی های دزدان دریایی با درون مایه ای بسیار خوفناک و و مهیج . داستان بازی در قرن شانزده ام میلادی در حال وقوع است و به خوبی حقایق مرتبط با آن دوران را در مورد داستان بازی بیان می کند. وجود معماهای جالب و سرگرم کننده، اکشن بسیار مهیج با شمشمیر بازی قوی علیه دشمنان و خلق زیبا و گرافیکی محیط سه بعدی و زیبای اطراف از ویژگی های این بازی رایانه ای است .
داستان بازی به این قرار است که ملوان جوان Francis Blade پس از گرفتار شدن در طوفانی سهمگین به ساحلی غریب پای می گذارد و در آنجا با جمجمه ای مخوف روبرو می شود و این اغاز مبارزات وی در جزیره علیه دزد دریایی سیاه و داستان های مرتبط با او تا پیدا کردن گنینه نهایی و اسطوره ای دزدان دریایی در جزیره است ! مطمئنا علاقمندان به بازی های نقش آفرینی و شمشیر بازی معما گونه از این بازی لذت خواهند برد.
در ابتدای بازی شما قابلیت های چندانی برای مقابله با حریفان خود ندارید ولی با کمی جستجو در جزیره و پیدا کردن آیتم هایی به قابلیت های شما اضافه میشود, در برخی مواقع باید در بازی معمایی را حل کنید که گاهی بیش از حد گیم پلی را کسل کننده میکند ولی در کل فضای بازی به نحوی طراحی شده که شما احساس یکنواختی نکنید و با به پایان رساندن یک مرحله در فکر شروع مرحله بعدی باشید!
لازم به ذکر است که این بازی در سبک بازی های اکشن مخوفی همچون Resident Evil قرار گرفته است و علاقمندان به این سبک بازی ها از بازی Black Buccaneer نیز لذت خواهند برد.
قابلیت های كلیدی بازيPirates: The Legend of Black Buccaneer:
- 18 مرحله و مکان مختلف دزدان دریایی در جریان بازی
- مناسب برای تمامی افراد و گروههای سنی 13 سال و بالاتر
- دو شخصیت مختلف بازی با توانایی های حرکتی، مبارزاتی و جادویی متفاوت برای طی کردن مراحل بازی
- محیطی سرگرم کننده که هم از هوش بازیگری و هم قدرت بازیگری بازیکن استفاده می کند
- فیلم نامه جذاب و سرگرم کننده
- و...

پسورد فایل : www.kamyabonline.com